
کتاب نگران نباش داستایفسکی
گزیده شعرهای چارلز بوکوفسکی
انتشارات:
نشر مشکی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
نفیسه خبوشانی
۷۳
بهترین قسمت این بود
که پردهها را کشیدم
و زنگ در را با پارچههای کهنه پوشاندم،
تلفن را توی یخچال گذاشتم
و سه چهار روز تمام
در تختخواب ماندم.
و بهتر از همه این بود
که کسی اصلا
دلش برایم تنگ نشد.
vidarrr
۶۷
من شبیه آدمهای دیگر
نیستم.
من در جهنم میسوزم.
جهنمِ خودم.
r.
۴۴
من
شبیه آدمهای دیگر نیستم
آدمهای دیگر
شبیه آدمهای دیگر هستند.
همهشان شبیه هم هستند:
به هم میرسند
گروه میشوند
ازدحام میکنند
خوشحال و راضی هستند
و من
در جهنم میسوزم.
قلبم هزار ساله است.
من شبیه آدمهای دیگر نیستم.
Atena
۴۲
و هیچ چیز
بدتر از خیلی دیر نیست.
2018
۳۷
وقتی به مردن خودم فکر میکنم
یاد کسی میافتم که وقتی من کنارت نیستم
عاشقت میشود
فرو
۳۲
چیزهایی هستند
که از تنها بودن هم بدترند
اما سالها طول میکشد
تا این را بفهمی
و غالباً وقتی میفهمی
که خیلی دیر شده
و هیچ چیز
بدتر از خیلی دیر نیست.
r.
۳۱
جین، زیاد دانستن
تو را کشت.
Atena
۳۰
و آدمهای عجیب و غریبی را
دیدهام
که یکی از آنها
خودم بودم-کسی
که پدرم هیچ وقت
نشناخت.
Aika
۲۷
مهم نیست،
بگذار هر چه میخواهند
بگویند.
2018
۲۴
من شبیه آدمهای دیگر
نیستم.
من در جهنم میسوزم.
جهنمِ خودم.
Atefeh
۱۸
وقتی به مردن خودم فکر میکنم، نفسم میگیرد
یاد آدمهایی میافتم که قرار است بمیرند
یاد این میافتم که دیگر نمیتوانم آب بنوشم
2018
۱۴
«کسی که میتواند، بهتر است خوشحال باشد.»
vidarrr
۱۴
من
شبیه آدمهای دیگر نیستم
آدمهای دیگر
شبیه آدمهای دیگر هستند.
همهشان شبیه هم هستند:
به هم میرسند
گروه میشوند
ازدحام میکنند
خوشحال و راضی هستند
و من
در جهنم میسوزم.
قلبم هزار ساله است.
من شبیه آدمهای دیگر نیستم.
خانوم ارل گری
۱۰
-«لبخند بزن هنری! چرا هیچ وقت لبخند نمیزنی؟»
و بعد خودش لبخند میزد که من هم یاد بگیرم، و این
غمگینترین لبخندی بود که دیدهام.
کاربر ۴۹۱۰۲۳۵
۹
وقتی به مردن خودم فکر میکنم
یاد کسی میافتم که وقتی من کنارت نیستم
عاشقت میشود
BookishFateme
۸
کسی یا چیزی همیشه منتظر توست
وقتی کفشهایت را میپوشی
وقتی خوابی
وقتی سطل زباله را خالی میکنی
وقتی گربهات را نوازش میکنی
یا وقتی مسواک میزنی
یا عید را جشن میگیری
کسی یا چیزی همیشه منتظر توست.
همیشه باید یادت باشد
که وقتی اتفاق افتاد
تا حد امکان آماده باشی.
soniya
۸
اما گاهی
نگاهی به گذشته خوب نیست؟
به فنجانهای قهوه
که باهم نوشیدهایم
فکر کن.
soniya
۸
عشق
حقهای بود برای کاهش خونریزیمان.
ℕ𝕒𝕣𝕘𝕖𝕤
۸
چیزهایی هستند
که از تنها بودن هم بدترند
اما سالها طول میکشد
تا این را بفهمی
و غالباً وقتی میفهمی
که خیلی دیر شده
و هیچ چیز
بدتر از خیلی دیر نیست.
mamad_79
۷
لحظههایی که قوارۀ ۱۹۰ سانتیاش گُر میگرفت،
چرا که نمیتوانست بفهمد چه چیزی از درون به او حمله میکند.
مادرم، ماهی بدبخت،
که دلش میخواست خوشحال باشد
حداقل دو سه بار در هفته کتک میخورد
به من هم میگفت خوشحال باشم
-«لبخند بزن هنری! چرا هیچ وقت لبخند نمیزنی؟»
و بعد خودش لبخند میزد که من هم یاد بگیرم، و این
غمگینترین لبخندی بود که دیدهام.
♡ fatm ♡
۶
و ما روی صندلی مینشینیم
نقشههای قدیمی را مرور میکنیم
جنگهای تمام شده
عشقهای تمام شده
زندگیهای تمام شده،
NeginJr
۵
بهترین قسمت این بود
که پردهها را کشیدم
و زنگ در را با پارچههای کهنه پوشاندم،
تلفن را توی یخچال گذاشتم
و سه چهار روز تمام
در تختخواب ماندم.
و بهتر از همه این بود
که کسی اصلا
دلش برایم تنگ نشد.
محمد امین چیزانی
۵
فقط فکر میکردم
باید تو را
در جریان بگذارم،
الاغ.
ت ت
۵
کلمات زیبا
مثل زنان زیبا
چروک میشوند و میمیرند.
BookishFateme
۴
وقتِ کمی دارم
که این را
به تو بگویم:
گوش به زنگ مرگِ کوچک باش
وقتی که دوان دوان میآید
اما مثل میلیونها مرگ کوچک دیگر
هیچ چیز نیست و همه چیز هست:
همۀ اشکهای کوچکت که مثل کبوتر میسوزند
تلف شدهاند»
Maryam
۴
یکی از بهترین سطرهای لورکا
این است:
«رنج،
همیشه رنج ...»
زمانی که سوسکی را میکُشی
یا تیغ را برای اصلاح برمیداری
یا صبح بیدار میشوی
که خورشید را ببینی
به این سطر فکر کن.
zaraswif
۴
گمان میکنی
خودت و سالهای زندگیات را
هدر دادهای
زندگی به درد من هم نخورد
اما گاهی
نگاهی به گذشته خوب نیست؟
به فنجانهای قهوه
که باهم نوشیدهایم
فکر کن.
Papillon
۴
میگذارم همه چیز بسوزد.
نبوفسکی؛
۴
از این که میروم، کسی غمگین نیست.
آیدا
۴
مرگ وارد دهانم میشود
و در امتداد دندانهایم میخزد
و من نمیدانم
از این مرگ بیصدای غیرغمانگیز
که شبیه خشکیدن گل سرخ است
میترسم یا نه.
