جملات زیبای کتاب بگذار با هم بباریم | طاقچه
تصویر جلد کتاب بگذار با هم بباریم

بریده‌هایی از کتاب بگذار با هم بباریم

نویسنده:ژان کوکتو
انتشارات:نشر مشکی
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۳از ۴ رأی
۲٫۳
(۴)
ما آن‌جا بودیم بی‌هیچ هیاهویی بی‌توجه به آن‌چه از آن دوری می‌کردیم و ناگهان دیگر نتوانستیم... و این عشق است!
Emma
و من هربار که کارهایم وا می‌داردم از فراز مانعی بپرم به او فکر می‌کنم.
Emma
من از تو است که همه چیز را آموخته‌ام و به سکوتت گوش می‌دهم که نمی‌دانستمش
Emma
آیا تو واقعاً باور می‌کنی که فقط دهان قادر است به حرف زدن؟
Emma
چشمان من چیزهایی می‌شنوند که گوش‌هایم طور دیگری می‌شنود من تنها برای اندوه زاده شده‌ام صورت‌ام نمی‌تواند از پنجره جدا شود ممکن است هرگز دیگر خورشید مستقیم ندرخشد «باران می‌بارد» شیشه‌ی پنجره می‌گوید او فقط چیزی را که فکر می‌کند می‌گوید بگذار با هم بباریم. با هم بگذار بباریم.
Emma

حجم

۱۲۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

حجم

۱۲۰٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

قیمت:
۱۰,۰۰۰
تومان