شاید همین امروز وسط شلوغی و جمعیت از کنار هم گذشته باشیم اما هم را ندیده باشیم، شاید الیاف کت تو لحظهای لباس من را لمس کرده باشد و بعد از هم جدا شده باشیم. نمیدانم تو که هستی، نمیشناسمت.
اما امشب که به خانه برگشتی، روز که تمام شد و شب که ما را فرا گرفت، نفسی عمیق بکش، چون ما از عهدهٔ امروز هم برآمدیم.
و فردا روز دیگری آغاز خواهد شد.