جملات زیبای کتاب مردم مشوش | طاقچه
تصویر جلد کتاب مردم مشوش

بریده‌هایی از کتاب مردم مشوش

نویسنده:فردریک بکمن
انتشارات:نشر نون
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۱از ۱۱۱ رأی
۴٫۱
(۱۱۱)
باید با مردم مهربان بود، حتی با احمق‌ها، چون نمی‌دانی چه باری را به دوش می‌کشند
فاطمه
حتی خوشبخت‌ترین آدم‌ها هم همیشه خوشبخت نیستند
ariethetic
"آدمی که از مغزش کار نمی‌کشه باید هی از پاهاش کار بکشه"
R.ali.H
روگر چندان به تخم‌مرغ علاقه‌مند نبود اما گاه شب‌ها تا دیروقت می‌نشست و همین‌طور بی‌هدف تلویزیون می‌دید تا مبادا آنالینا را که سر به شانهٔ او خوابش برده بود از خواب بپراند.
Toobakiani
شاید همین امروز وسط شلوغی و جمعیت از کنار هم گذشته باشیم اما هم را ندیده باشیم، شاید الیاف کت تو لحظه‌ای لباس من را لمس کرده باشد و بعد از هم جدا شده باشیم. نمی‌دانم تو که هستی، نمی‌شناسمت. اما امشب که به خانه برگشتی، روز که تمام شد و شب که ما را فرا گرفت، نفسی عمیق بکش، چون ما از عهدهٔ امروز هم برآمدیم. و فردا روز دیگری آغاز خواهد شد.
Mahdizadeh
روگر: من خیلی هم آرومم. جک: تجربه‌ام نشون داده که دقیقاً آدم‌های ناآروم این جمله رو می‌گن.
Allabout_shin
می‌گویند شخصیت هر کس برآیندی است از تجربیات او. اما این حقیقت ندارد؛ نه کاملاً، چون اگر بنا بود تنها با گذشته‌مان تعریف شویم، نمی‌توانستیم خودمان را تحمل کنیم. باید بتوانیم خود را مجاب کنیم که ما چیزی بیشتر از فقط‌وفقط اشتباهات دیروزمان هستیم: انتخاب بعدی‌مان، فردایمان.
R.ali.H
روزهایی که جاهایی از تو درد می‌کند که در هیچ عکس اشعهٔ ایکسی دیده نمی‌شود، و تو هیچ واژه‌ای برای تشریح آن نمی‌یابی، حتی برای آن‌ها که عاشقانه تو را دوست دارند.
Allabout_shin
"آدم این‌قدر به طرفش عشق می‌ورزه که دیگه نمی‌تونه بدون اون زندگی کنه."
Allabout_shin
وقتی سرگذشت کسی را دانستی دیگر نمی‌توانی مثل سابق از او تنفر داشته باشی.
کاربر ۴۲۰۷۱۶۷
برای آدم‌های منفعلی که خودشان هیچ کار نمی‌کنند نقد هیچ‌کس راحت‌تر از کسی نیست که بالاخره از جایی شروع می‌کند.
Ermia
عقایدمون واقعاً با هم فرق داره اما... من فکر می‌کنم آدم‌ها می‌تونن بدون اینکه با هم موافق باشن، با هم کنار بیان.
کاربر ۴۲۰۷۱۶۷
احمق خواندن دیگران خیلی راحت است اگر به آن‌ها به چشم انسان نگاه نکنی، مخصوصاً اگر کسانی را داشته باشی که سعی کنی در برابرشان آدم نسبتاً خوبی باشی. چون اینکه از آدم‌ها انتظار برود همیشه از عهدهٔ اکنون برآیند توقع بیجایی است.
ariethetic
ما باید بالغانه رفتار کنیم اما نمی‌دانیم چطور، چون شکست در بالغ بودن به‌شکل خطرناک و ناامیدکننده‌ای آسان است. چون همه کسی را دوست دارند و همهٔ آن‌ها که کسی را دوست دارند شب‌های وحشی بی‌خوابی را تجربه کرده‌اند، شب‌هایی که تا صبح از این دنده به آن دنده شده‌اند به امید پیدا کردن راهی برای آدم ماندن. و این گاه ما را به سمت کارهایی می‌راند که از دور ابلهانه و درک‌ناشدنی است اما در آن لحظه بهترین راه ممکن به نظر می‌آید.
ariethetic
آن‌ها را که دوست می‌داریم به نام‌های مستعار صدا می‌کنیم، چون عشق طالب واژه‌ای است که تنهاوتنها به تو تعلق داشته باشد.
sh.taa
این امری است درک‌ناشدنی برای پسرها، و شرمی برای پدرها: اینکه ما نه می‌خواهیم فرزندانمان رؤیای خودشان را دنبال کنند و نه اینکه پا جای پای ما بگذارند. درواقع، آنچه ما می‌خواهیم این است که ما پا جای پای آن‌ها بگذاریم وقتی که آن‌ها دارند رؤیاهای ما را دنبال می‌کنند.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
شاید هم لحظه‌ای در آینه به خودت خیره شده باشی و فکر کرده باشی: "بنا نبود روزگارم چنین شود." چنین حسی آدمی را تا حد جنون می‌ترساند.
🌙iyeeda
وقتی بچه‌ای، مدام انتظار می‌کشی بزرگ شوی و خودت برای خودت تصمیم بگیری. اما بزرگ که شدی تازه می‌فهمی این بدترین قسمت بزرگ شدن است.
کاربر ۴۲۰۷۱۶۷
همه می‌توانند از خودشان افسانه‌ها بکارند، اگر به قدر کافی کود پای آن ریخته باشند.
Ermia
سال نو از راه می‌رسد و آن‌قدرها فرقی با سال پیش برایت ندارد، مگر اینکه فروشندهٔ تقویم باشی.
vahid
"می‌دونی بدترین چیز پدر و مادر بودن چیه؟ اینه که آدم فقط به‌خاطر بدترین ثانیه‌هاش قضاوت می‌شه. آدم هزار و یک کار رو درست انجام می‌ده و بعد فقط یکی غلط از آب درمی‌آد و بعد تو تا ابد می‌شی اون پدری که سرش گرم موبایلش بود و تاب خورد تو سر بچه‌اش. چند شبانه‌روز پشت‌سرهم چشم ازشون برنمی‌داری، بعد فقط می‌آی یه دونه پیامکت رو بخونی و همهٔ اون ثانیه‌هات از کف می‌ره. هیچ‌کس نمی‌ره پیش روان‌شناس تا از همهٔ اون هزاران باری حرف بزنه که تاب نخورده تو سر بچه‌اش. پدرومادرها با خطاهاشون تعریف می‌شن."
sh.taa
"تا حالا شده دست یه بچهٔ سه ساله رو تو خیابون بگیری و از پیش‌دبستانی بیاریش خونه؟" "نه." "آدم هرگز به اندازهٔ اون لحظه احساس مهم بودن بهش دست نمی‌ده."
Shaghayegh
کسی که فاجعه به بار آورده معمولاً عقب نمی‌کشه. بلکه معمولاً با تمام سرعت با سر می‌ره تو فجایع بیشتر.
Shaghayegh
"کشتی توی بندر جاش امنه، پسرم، اما واسه این ساخته نشده که تو بندر باشه."
Shaghayegh
تو با پول‌هات چه‌کار می‌کنی؟" "فاصله می‌خرم." روان‌شناس تا کنون چنین پاسخی نشنیده بود. "چطور؟" "رستوران‌های گرون فاصلهٔ بین میزهاشون بیشتره. بخش فرست‌کلاس هواپیما صندلی وسط نداره. هتل‌های گرون برای مهمون‌های سوئیت مخصوص ورودی جداگانه دارن. تو این دنیای پر از آدم گرون‌ترین چیزی که می‌شه خرید فاصله است."
کاربر ۲۹۶۳۵۱۳
"رستوران‌های گرون فاصلهٔ بین میزهاشون بیشتره. بخش فرست‌کلاس هواپیما صندلی وسط نداره. هتل‌های گرون برای مهمون‌های سوئیت مخصوص ورودی جداگانه دارن. تو این دنیای پر از آدم گرون‌ترین چیزی که می‌شه خرید فاصله است."
R.Radseresht
خیلی محشره که یکی رو از روی کتاب‌هایی که خونده بشناسی.
🌙iyeeda
ما بیشتر با آن‌هایی دعوا می‌کنیم که شبیهمان هستند، نه آن‌ها که با ما فرق دارند.
sh.taa
حقیقت؟ حقیقتی در کار نیست. تمام آنچه ما دربارهٔ مرزهای کیهان می‌دانیم این است که مرزی در کار نیست، تمام آنچه دربارهٔ خدا می‌دانیم این است که هیچ نمی‌دانیم.
sh.taa
"سخته بفهمی کدومشون دزدهای کله‌گنده‌تری هستن، سارقان بانک یا بانکدارها."
Shaghayegh

حجم

۲۹۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۵۲ صفحه

حجم

۲۹۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۵۲ صفحه

قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
تومان