جملات زیبای کتاب عروسک خانه | طاقچه
تصویر جلد کتاب عروسک خانه

بریده‌هایی از کتاب عروسک خانه

۳٫۷
(۱۱)
«زندگی او درواقع باید در آن دمی آغاز شود که از خانه‌اش می‌رود ... بچۀ بزرگ بالغی، نورا، در نمایشنامه هست که باید برای یافتن خود پا به زندگی بیرون بگذارد ...».
محبوبه
نورا به این دریافتِ دردناک رسیده است که کسی نیست و باید کسی بشود. او آزادی را برای این می‌خواهد
محبوبه
هِلْمِر: برام اسم این شگفت‌ترین چیز رو بگو! نورا: اون‌وقت هم من و هم تو باید اون‌قدر خودمون رو عوض کنیم که . اوه، توروالد، من دیگه باوری به چیزی شگفت ندارم. هِلْمِر: اما من می‌خوام داشته باشم. بهِم بگو! اون‌قدر خودمون رو عوض کنیم که ؟ نورا: که زندگی مشترکمون بتونه بشه زناشویی. خدانگهدار!
افسون
نباید جلوی هیچ‌چی رو بگیری. این رفتن و چشم‌به‌راهِ اون چیز شگفت شدن، راستش یه شادیه آخه.
Elham Mardani
هِلْمِر: من با خوشحالی می‌تونم شب و روز برات کار کنم، نورا، به خاطرت زیر بار دل‌تنگی و نداری برم. اما هیچ‌کس نیست که از آبروش برای اونی که دوست داره، بگذره. ‫نورا: صدها هزار زن این کار رو کرده‌ان.
Elham Mardani

حجم

۹۰٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۲۴ صفحه

حجم

۹۰٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۲۴ صفحه

قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
تومان