
سمانه انصاف جو
۰
گل شادی
در دوردستها، درخت ارغوانی میروید نازک وشفاف و گلی میدهد شبیه شیشه، درخشان، شبیه شیشه، رنگارنگ، از مادهای که خیلی به حباب صابون شباهت دارد. نه داستانهای شورانگیز دلدادگی، نه آب در لحظهٔ تشنگی ـ باید روی زمین دراز بکشی و به آن بنگری ـ دقیقتر بخواهم بگویم، هیچچیزِ این دنیا را نمیتوان با احساسِ لذتی که دیدنِ این گل به انسان ارزانی میکند و یا حتا با آن لحظهای که خورشیدِ دمِ غروب به آوازخواندن وامیداردش، مقایسه کرد.