
ایران آزاد
۱
آلیس فکر کرد: «عجب! گربهی بدون لبخند دیده بودم، ولی لبخند بدون گربه ندیده بودم! این عجیبترین چیزیه که تموم زندگیم دیده بودم.»
ایران آزاد
۰
و وقتی دید همان اندازهای مانده، حسابی تعجب کرد. خوب البته این همان چیزیاست که وقتی آدم کیک میخورَد باید اتفاق بیفتد؛ ولی چنان به اتفاقات عجیب و غریب عادت کرده بود که به نظرش اینکه زندگی مسیر عادی خود را طی کند، خیلی کِسِلکننده و احمقانه آمد.
