جملات زیبای کتاب کینو | طاقچه
تصویر جلد کتاب کینو

بریده‌هایی از کتاب کینو

۳٫۶
(۲۰)
باید یاد بگیرم که فراموش کردن کافی نیست، باید ببخشم.
seyed
"کارت را درست انجام بده تا برایت درآمد بیاورد"
seyed
دیگر نمی‌توانست باعث خوشحالی کسی و حتی خودش شود. خوشحالی؟ دیگر حتی معنی‌اش را هم نمی‌دانست. حس مبهمی مثل خشم یا درد، ناامیدی یا سرافکندگی داشت. تنها کاری که می‌توانست بکند خزیدن به گوشه‌ای خلوت بود تا این احساس عمیق بیهودگی را کمی مهار کند.
"فــرهــــان"
دوست داشتن را فراموش کرده بود و نیاز به نوازش را، انگار مدت‌ها حس دوست داشتن درون او فراموش شده بود. با خودش گفت: بله، من اذیت شدم. بسیار زیاد. این را گفت و اشک ریخت.
"فــرهــــان"
کامیتا ادامه داد: آقای کینو تو کسی نیستی که بخواهی کار خطایی بکنی. این را خوب میدانم. اما گاهی در این دنیا اشتباه نکردن کافی نیست. بعضی افراد جاهای خالی را نوعی محل فرار میدانند. متوجه حرفم میشوی؟
"فــرهــــان"
همسرش پرسید: تو کمی اذیت شدی، اینطور نیست؟ او جواب داد: به‌هرحال من هم انسانم. بله. اذیت شدم. کینو با خود گفت: "اما این درست نبود. لا اقل نیمی از این حرف دروغ بود. آنقدری که باید اذیت نشدم. آنجایی که باید احساس درد واقعی می‌کردم، آن را خاموش کردم. نمیخواستم چنین حسی داشته باشم و از رو در رو شدن با آن فرار می‌کردم. چرا قلبم اینقدر خالیست؟ مانند مارهایی که در آن نقطه می‌گشتند و سعی داشتند قلب‌شان را که بسردی می‌تپد در آنجا پنهان کنند. "
"فــرهــــان"
پرده‌ها باز بودند. قبل از اینکه کینو به خواب برود، خواسته بود شکل قطره‌های باران روی شیشه را ببیند. می‌توانست تصور کند که اگر حالا سرش را از لحاف بیرون آورد چه چیزی خواهد دید. باید توانایی تصور هر چیزی را سرکوب می‌کرد و با خود می‌گفت نباید به آن نگاه کنم. مهم نیست که چقدر خالی شده، هنوز قلب من است. هنوز گرمای حیات درونش بود. خاطرات مثل خزه‌های پیچیده دور تکه الوارهای افتاده در ساحل، بی هیچ حرفی منتظر یک جذر و مد شدید بودند. اگر احساسات بریده شوند، خونریزی می‌کنند. به آنها اجازه نمی‌دهم چیزی فراتر از آنچه درک کرده‌ام را سرگردان کنند.
"فــرهــــان"
با خود گفت او مستقیم به صورتم نگاه کرد و معذرت خواست و من عذرخواهی‌اش را قبول کردم. باید یاد بگیرم که فراموش کردن کافی نیست، باید ببخشم. اما بنظر می‌رسید گذر زمان همه چیز را بدرستی تغییر نداده بود و وزن خونین امیال و لنگر زنگ زده‌ی پشیمانی داشت جریان طبیعی‌ زندگی‌اش را متوقف می‌کرد.
"فــرهــــان"

حجم

۲۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۵۶ صفحه

حجم

۲۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۵۶ صفحه

قیمت:
۱۰,۰۰۰
تومان