مرگ یکبار و شیون… چرا باید شیون کند برای مرگی که هنوز نیامده؟ تازه چه حاصل از این شبوروز مکرر؟ اصلاً به امیدِ چه زندهای؟ دنیا با بعضیها سرِ ناسازگاری دارد. تو هم که میانهٔ چندان خوبی با این دنیا و آدمهایش نداری. حسرتِ چه چیز را میخوری؟ بیست سی سال دیگر هم همین خواهد بود. ناله نکن. برو و بمیر قبل از آنکه کسی بخواهد تو را سربهنیست کند. جرئتش را داری که رشتهٔ زندگی را به دست خود قطع کنی؟