در روایتی موثق و کهن
بازمانده از کتابِ اعترافِ مرگ
خواندهام که:
عشق؛
رقص ِابلهانهایست
در مصافِ مرگ...
زینب هاشمزاده
همین آغوش ِخالی و
جادههای ِگم در خویش
دلتنگِ آن کلماتم هنوز
که بیهجا
که بیحجابِ حروف...
زینب هاشمزاده
گریههاشان
ـ فیالبداهه هم که باشد ـ
نخواهد زدود
مرزهای نقشههای جهان را...
کلماتی تاریکاند
آدمیان
به زبانی مرده
در لغتنامهای گمشده...
زینب هاشمزاده