جملات زیبای کتاب سرگذشت ندیمه | طاقچه
تصویر جلد کتاب سرگذشت ندیمه
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب سرگذشت ندیمه

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۲۰۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
monireh1457
۱۱۳
سعی می‌کنم زیاد فکر نکنم. حالا دیگر فکر کردن هم باید مثل چیزهای دیگر سهمیه‌بندی شود. خیلی از مسائل ارزش فکر کردن ندارند. فکر کردن فرصت‌های آدم را از بین می‌برد
marzieh rezaee
۶۵
مویرا زمانی گفته بود، جلوی احساس رو نمی‌شه گرفت، اما رفتار رو می‌شه کنترل کرد.
دیانا
۳۸
تنها چیزی ارزشمنده که کمیاب باشه و سخت به دست بیاد. ما می‌خوایم شما دخترا ارزشمند باشین. مرتب مکث می‌کند و پنداری این مکث‌ها را در دهان مزمزه می‌کند. خودتون رو مروارید بدونین.
marzieh rezaee
۳۲
این یکی از کارهای آن‌هاست. وادارت می‌کنند بکشی، چیزی را در درون خودت بکشی.
marzieh rezaee
۳۰
شرم‌آوره، چطور تونستن وادارت کنن این همه روبالشی سَرِت بذاری، اونم تو این هوا!»
نیلوفر معتبر
۲۸
نمی‌توان داستانی را فقط برای خود تعریف کرد. همیشه کس دیگری هست. حتی هنگامی که کسی نیست.
حان‌حان
۲۶
روی تخت هیچ اتفاقی نمی‌افتد، بجز خواب، یا بی‌خوابی. سعی می‌کنم زیاد فکر نکنم. حالا دیگر فکر کردن هم باید مثل چیزهای دیگر سهمیه‌بندی شود. خیلی از مسائل ارزش فکر کردن ندارند. فکر کردن فرصت‌های آدم را از بین می‌برد و من می‌خواهم دوام بیاورم.
نیلوفر معتبر
۲۵
عمه لیدیا می‌گفت، آزادی بیش از یک نوع است. آزادی برای انجام کاری و آزادی از شر چیزی. در دوران اغتشاش آزادی داریم، برای انجام هر کاری که بخواهیم. آزادیم از شر چیزهایی که نمی‌خواهیم. آن را دست‌کم نگیرید.
رز
۲۳
نگرانیشان از بابت فرار ما نیست. نمی‌توانیم زیاد دور شویم. نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛ نگران راه‌هایی که فقط در درون آدم باز می‌شوند و به انسان روحیه و برتری می‌دهند.
maryam
۱۶
عاشق شدن. من عاشقش شدم. ما زنان عاشق بودیم. به عشق اعتقاد داشتیم، این فرو افتادن در عشق، این حرکت رو به پایین: چه زیبا، مثل پرواز و در عین حال بسیار وحشتناک، بسیار خطیر، بسیار غیرمحتمل. زمانی می‌گفتند، خداوند عشق است، اما ما آن را باژگونه کردیم و عشق مثل بهشت همیشه کمی آن سوتر بود. هر چقدر عشقِ مردی که کنارمان می‌ایستاد سخت‌تر می‌بود، اعتقاد ما نیز به عشق بیش‌تر می‌شد، انتزاعی و کلی. ما منتظر می‌ماندیم، همیشه، برای تجسّد عشق.
masome.k
۱۲
اما این اشتباه است. هیچ کس از نبود رابطه جنسی نمی‌میرد. ما از نبود عشق است که می‌میریم. این‌جا هیچ کس نیست که بتوانم عاشقش باشم. تمام کسانی که می‌توانستم عشقشان را به دل بگیرم یا مرده‌اند یا جای دیگری هستند. خدا می‌داند حال کجا هستند و نامشان چیست. شاید هم دیگر وجود نداشته باشند، همان طور که برای من وجود ندارند. من نیز آدم گمشده‌ای هستم.
marzieh rezaee
۱۱
می‌گوید، بهتر بودن معناش این نیست که بهتر برای همه. بهتر همیشه برای بعضی‌ها یعنی بدتر.
کاربر ۶۵۴۳۷۷۸
۹
نگرانیشان از بابت فرار ما نیست. نمی‌توانیم زیاد دور شویم. نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛ نگران راه‌هایی که فقط در درون آدم باز می‌شوند و به انسان روحیه و برتری می‌دهند.
Hadis
۸
نگذار حرامزاده‌ها زیر پا خردت کنند.
Miss.Moradi
۷
خیلی از مسائل ارزش فکر کردن ندارند. فکر کردن فرصت‌های آدم را از بین می‌برد و من می‌خواهم دوام بیاورم.
parisa
۶
می‌دانم چرا تصویر رنگ و روغن زنبق‌های آبی شیشه ندارد و چرا پنجره فقط تا نیمه باز می‌شود و چرا شیشه‌اش نشکن است. نگرانیشان از بابت فرار ما نیست. نمی‌توانیم زیاد دور شویم. نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛ نگران راه‌هایی که فقط در درون آدم باز می‌شوند و به انسان روحیه و برتری می‌دهند.
نیلوفر معتبر
۵
دوست داریم باور کنیم همه چیز همان طور بوده که در خاطرمان مانده.
marzieh rezaee
۵
لحظه خیانت بسیار تلخ است، لحظه‌ای که برایتان مسلم می‌شود به شما خیانت شده است، لحظه‌ای که متوجه می‌شوید کسی بوده که تا این حد بدخواه شما بوده است.
Mohadese1121
۵
بنیان نهادن یک نظام مؤثر استبدادی یا هر گونه نظامی مستلزم ارائه برخی مزایا و آزادی‌هاست، دست‌کم برای عده‌ای از نخبگان و به ازای حقوقی که از مردم ستانده شده است.
نیلوفر معتبر
۴
می‌گوید، تا تخم‌مرغ نشکنی که نمی‌شه املت درست کرد. ما فکر کردیم می‌تونیم بهتر عمل کنیم. آهسته می‌گویم، بهتر؟ چطور می‌شه گفت این طوری بهتره. می‌گوید، بهتر بودن معناش این نیست که بهتر برای همه. بهتر همیشه برای بعضی‌ها یعنی بدتر.
استودیوس
۴
جلوی احساس رو نمی‌شه گرفت، اما رفتار رو می‌شه کنترل کرد.
Nadaeft
۴
می‌گوید، بهتر بودن معناش این نیست که بهتر برای همه. بهتر همیشه برای بعضی‌ها یعنی بدتر.
Mohadese1121
۴
عجیب است که مردم به چه چیزها که می‌توانند خو کنند، فقط به شرط آن که گریزگاه‌های کوچکی باشد که از شدت فشار بکاهد.
جیران
۳
کورا گفت، خوب اونا هم داشتن کارشون رو انجام می‌دادن، تأمین امنیت ما. ریتا خشمگین گفت، فعلاً که امن‌ترین راه مردنه. زنه سرش به کار خودش بوده. نیازی نبود با تیر بزننش. کورا گفت، حادثه بوده.
Z
۳
عصبی بودم. چطور باید می‌فهمیدم دوستم دارد یا نه؟ شاید فقط یک رابطه جنسی بود. چرا همیشه می‌گفتیم، فقط؟ هر چند آن زمان مردها و زن‌ها هر از گاه همدیگر را امتحان می‌کردند، مثل لباس، و هر چه را که اندازه و درخورشان نبود پس می‌دادند.
Z
۳
شعارهای دیگری هم هست و دوربین شتاب‌زده آن‌ها را نشان می‌دهد: آزادی انتخاب. هیچ فرزندی نباید به اجبار به دنیا آید. بدن‌هایمان را از بند برهانید
simakarami
۳
و این همان کاری است که انجام خواهم داد، قرص خواهم بود. وانمود می‌کنم که حضور ندارم، که کالبد ندارم.
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۳
آدمِ در مضیقه مجبور است هر چیز امیدوارکننده‌ای را باور کند
marzieh rezaee
۲
دست‌کم این عادت مردها که ماشین‌های قشنگ را ناز و نوازش می‌کنند هنوز تغییر نکرده و پابرجاست.
mitra
۲
یا در پخت نان به ریتا کمک می‌کردم و دستانم را در آن گرمای مطبوع و مقاوم که شبیه بشره انسانی بود فرو می‌بردم. سراپای وجودم غرق عطش لمس کردن چیزی غیر از پارچه و چوب است. یکسره مشتاق ارتکاب عمل لمس کردن هستم.