جملات زیبا از متن کتاب سقوط | طاقچه
تصویر جلد کتاب سقوط

کتاب سقوط

۳.۵(از ۹۸ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
آلبر کامو، کاوه میرعباسی
انتشارات: 
نشر چشمه

قیمت:

۸۷,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
در این دنیا، به چه کسی جواب می‌دهیم جز کسی که دوستش داریم؟
sara
۵۶
هیچ می‌دانید چرا همیشه نسبت به مُرده‌ها باانصاف‌تر و بخشنده‌تریم؟ دلیلش ساده است! به آن‌ها تعهدی نداریم. ما را آزاد می‌گذارند،
sara
۴۱
باور بفرمایید اشتباه ادیان از لحظه‌ای شروع می‌شود که درس اخلاق را جایگزین احکام می‌کنند.
محمد
۳۱
شرط خوشبختی این است که آدم زیاد به دیگران اهمیت ندهد.
نیکو👷‍♀️
۳۱
قدیم‌ها کارخانه‌داری را می‌شناختم که همسرش مظهر کمال بود، همه تحسینش می‌کردند، ولی شوهرش به او وفادار نبود. این مرد، به معنای دقیق کلمه، دستخوش خشمی جنون‌آمیز می‌شد، زیرا خود را مقصر می‌دید و برایش ناممکن بود گواهی تقوا بستاند یا نثار خود کند. هر چه همسرش بیش‌تر کمال و محاسنش را آشکار می‌کرد، او غضبناک‌تر می‌شد. آخرسر، از این‌که مقصر باشد به تنگ آمد. تصور می‌کنید چه کرد؟ از خیانت به همسرش دست کشید؟ ابداً! زنش را کُشت.
sara
۲۶
سیمای موفقیت اگر با قیافه‌ای خاص به تماشا گذاشته شود، الاغ‌جماعت را به خشم می‌آورد.
محمد
۱۸
با مردی آشنا شدم که بیست سال از عمرش را پای زنی سبک‌مغز گذاشت، هر چه داشت فدای او کرد، دوستی‌هایش، شغلش، حتی حیثیت و زندگی آبرومندش، و یک شب پی برد که هرگز دوستش نداشته.
sara
۱۷
برای آن‌که آدم دیگر در شک نباشد، باید اصلاً نباشد.
محمد
۱۶
خوب می‌دانم نمی‌شود از سلطه‌گری یا غلام حلقه‌به‌گوش صرف‌نظر کرد. هر انسانی همان‌قدر به برده نیاز دارد که به هوای پاک. امرونهی مثل نفس کشیدن است. قبول دارید؟ حتی بی‌بضاعت‌ترین افراد هم راهی برای تنفس پیدا می‌کنند. آن که در پایین‌ترین درجه‌ی اجتماعی جای گرفته هم بالاخره زن یا بچه دارد. اگر مجرد باشد، لابد سگی برای خودش دست‌و‌پا می‌کند. در کل، مهم این است که بتوانیم غضب‌مان را سر کسی خالی کنیم، بی‌آن‌که او حق داشته باشد جواب‌مان را بدهد.
محمد
۱۵
مردم هرگز به انگیزه‌های‌تان، به صداقت‌تان و به شدتِ رنج‌های‌تان یقین نمی‌آورند، مگر به برکت مرگ‌تان. تا وقتی زنده‌اید، موردتان مشکوک است، فقط از بدگمانی‌شان سهم می‌برید.
نیکو👷‍♀️
۱۴
همیشه بر این عقیده بوده‌ام که هم‌وطنان‌مان دیوانه‌ی دو چیزند: اندیشه‌های متعالی و جماع. به قول معروف، فکروذکرشان همین‌هاست.
هرمس
۱۲
بعضی‌ها فریاد سر می‌دهند «دوستم داشته باش!» عده‌ای دیگر، «دوستم نداشته باش!» اما گروهی خاص، بدترین و نگون‌بخت‌ترین‌شان، «دوستم نداشته باش، عوضش به من وفادار بمان!»
نیکو👷‍♀️
۸
راجع‌به روز قیامت صحبت می‌کنید. اجازه بدهید محترمانه به حرف‌تان بخندم. قاطع و استوار انتظارش را می‌کشم: بدترش را از سر گذرانده‌ام، یعنی قضاوت انسان‌ها را.
نیکو👷‍♀️
۸
مردم هرگز به انگیزه‌های‌تان، به صداقت‌تان و به شدتِ رنج‌های‌تان یقین نمی‌آورند، مگر به برکت مرگ‌تان
ghavam al-saltane
۸
گاهی از خودم می‌پرسم مورخان آینده راجع‌به ما چه خواهند نوشت. با یک جمله می‌توانند انسان متجدد را توصیف کنند: جماع می‌کرد و روزنامه می‌خواند. به‌جرئت می‌گویم این توصیف کم‌و‌کسر ندارد.
هرمس
۷
اما، خب، آدم مطمئن نیست، آدم هرگز مطمئن نیست. وگرنه، راه چاره‌ای پیدا می‌شد
محمد
۶
چه‌بسا آن‌قدر که باید زندگی را دوست نداریم؟ هیچ متوجه شده‌اید فقط مرگ عواطف‌مان را بیدار می‌کند؟
نیکو👷‍♀️
۶
ایامی بود که هیچ لحظه نمی‌دانستم چه‌طور می‌توانم به لحظه‌ی بعد برسم. بله، آدم می‌تواند در این دنیا بجنگد، ادای عاشق‌ها را دربیاورد، هم‌نوعش را شکنجه بدهد، در نشریات جلوه بفروشد، یا صرفاً کاموا ببافد و از همسایه‌اش بدگویی کند. اما، در بعضی موارد، ادامه دادن، فقط ادامه دادن، نیروی ابرانسانی می‌طلبد. باور کنید او ابرانسان نبود
Mobina
۶
همین که چشمم به چهره‌ای تازه می‌افتد، ندایی درونی به‌من هشدار می‌دهد. «دست‌به‌عصا باش. خطر!»
نیکو👷‍♀️
۵
موضوع اصلاً ربطی به این ندارد که خودم را به‌یقین عقل‌کل بدانم. بماند که چنین یقینی بی‌ضرر است، زیرا هزاران ابله بر این باورند.
elnaz_21
۵
از سرشت خودم لذت می‌بردم، و خوب می‌دانیم سعادت جز این نیست
Mobina
۵
ماجرای مردی را برایم تعریف کرده‌اند که دوستش به حبس افتاده بود و هر شب کف اتاق می‌خوابید تا رفاهی نداشته باشد که عزیزش از آن محروم بود. جناب آقا، چه کسی برای ما روی زمین می‌خوابد؟
Mobina
۵
می‌گشتم ببینم بین مردان هم‌سن‌وسال خودم چند نفر از دنیا رفته‌اند. تصور این‌که فرصت نکنم وظیفه‌ام را به فرجام برسانم عذابم می‌داد. کدام وظیفه؟ خودم هم نمی‌دانستم.
محمد
۴
به آغوش زن‌ها پناه بردم. خودتان بهتر می‌دانید، آن‌ها هیچ ضعفی را به‌راستی محکوم نمی‌کنند، بلکه ترجیح می‌دهند قدرت‌های‌مان را خوار بشمارند یا آن‌ها را از ما بستانند. به همین خاطر، زن غنیمتی است که نصیب جنایت‌کار می‌شود و جنگاور سرش بی‌کلاه می‌مانَد.
soheyl
۴
اما دل حافظه‌ی خودش را دارد
F.saha
۴
راز بزرگی را برای‌تان فاش می‌کنم، عزیز‌جان. منتظر روز قیامت نباشید. هر روز برگزار می‌شود.
Pendar Ghorbani
۴
راست است که شرایط دست به دست هم داده بود تا چنین اتفاقی بیفتد، اما شرایط همواره وجود دارد.
کاربر ۵۵۷۵۱۳۵
۳
پیش می‌آید دلتنگ آدمیانِ نخستین بشویم. حداقلش این است که پس‌زمینه‌ی ذهنی ندارند.
کاربر ۳۳۰۵۱۶۹
۳
مهارتی را از دست می‌دهم که برای یادگیری‌اش هرگز تلاش نکرده بودم ولی آن را خوب بلد بودم، منظورم هنرِ زندگی کردن است.
elnaz_21
۳
اگر به‌خاطر دیگران خودم را به زحمت می‌انداختم، صرفاً از سر مهربانی و اختیارِ محض بود، سرافرازی‌اش هم تمام‌وکمال به خودم می‌رسید: در چشم خویش عزیزتر می‌شدم.
Mobina
۳