
ali73
۳
اندیشههای بسیار وجود دارد، من اندك میاندیشم. نه اینكه آنچه من میاندیشم وجود ندارد، بلكه قضیه این است كه من اندكی از آنرا میاندیشم.
زمانی
۲
وقتی میگویم:رفتار، اعمال را بهوجود میآورد ممكن است حقیقت داشته باشد. اما ضرورتها را شما باید بهوجود بیاورید تا این امر حقیقت پیدا كند.
Hossein Vakili
۲
برشت بارها این اندیشه را ابراز كرده كه «اندیشیدن، لذتی است پراحساس و البته همراه با مشقت
Amir
۱
فكر كردن یعنی دگرگون كردن. وقتی من به یك انسان فكر میكنم، در همان لحظه دارم او را دگرگون میكنم، بهطوریكه چیزی نمانده تصور كنم او اصلاً به این صورتیكه هست نبوده
زمانی
۱
بعضیها فقط درصورتی دست به كاری میزنند كه بدانندآبرویشان نمیرود. از آنجا كه چنین كسانی نمیتوانند ضرورتها را پیگیرند بهسادگی نابود میشوند. اما كسیكه برای خود موضعی دارد، میتواند خیلی كارها را بكند و وجههاش را از دست ندهد.
زمانی
۱
عشق تنها زمانی ارزشمند و والاست که دربردارندهی دوستیای باشد که تنها از دلِ آن مدام بتواند خودش را بازتولید کند.
با عشق بهشیوهی معمول اگر به دوستی منجر نشود، فقط میشود لقمهی بخور و نمیری به زندگی داد و دست به سرش کرد.
Chista
۱
آقای كوینر از دل درهای عبور میكرد كه ناگهان پیبرد پاهایاش در آب فرو میرود. شصتاش خبردار شد كه آن دره در حقیقت شاخهای از دریا است و زمان مد نزدیك میشود. فوراً ایستاد و با نگاه به اطرافاش بهدنبال قایق گشت. تا زمانی كه به پیداكردن قایق امید داشت همانطور ایستاده باقی ماند. وقتی قایقی در دیدرساش نیافت از این امید دست شست و دل بست كه آب دیگر بالا نیاید، اما وقتی آب تا چانهاش رسید، از این امید هم دست شست و شنا كرد. او در آن لحظه پیبرد كه خودش یك قایق است.
Chista
۱
آنكه میآموزاند، همانا بهترین نیست. چنین كسی صرفاً به دیگران فایده میرساند. او باید به دیگران بیاموزد، نه برای اینكه مثل خودش شوند، بلكه برای اینكه متفاوتتر از خود او باشند. نفع آموزندگان درست درهمین نکته است.
Amir
۰
بهتر این است كه انسانها با هم یكسان باشند تا متفاوت. همسانان از همدیگر خوششان میآید. متفاوتها حوصلهی همدیگر را سرمیبرند.
Amir
۰
مردم همیشه بر این باورند كه وقتی به عمل ناشایستی که برعلیه آنها انجام شده اعتراف كنند، به حماقت خود نیز اعتراف كردهاند.
Amir
۰
همّ و غم فرمانروایان، غم و غصهی فرمانبران نیست.
زمانی
۰
آقای ك. كه این مطلب را میخواند، گفت:
چه خوب است كه آدم بتواند عقاید دیگران دربارهی یكی دیگر را عقیدهی خود بداند و خود را جای او بگذارد. وگرنه به هیچ وجه نمیتواند یك نفر را درك كند.
زمانی
۰
بهترین پسران چه كسانی هستند؟ آنان كه از پدر پیشی میگیرند و او را فراموش میكنند.
زمانی
۰
«پسانداز كردن مال، فقر نیست، بلكه خرج كردن، بخشی از تهیدستی است. من شماها را میشناسم. تهیدستی شما با افكار شما جور در نمیآید. البته با فكر من نیز ثروت جور در نمیآید.»
زمانی
۰
از آقای كوینر پرسیدند:
«روی چه چیز كار میكنید؟»
آقای كوینر جواب داد:
«خیلی در عذابم، دارم اشتباه بعدیام را آماده میكنم.»
زمانی
۰
فرزانگی نتیجهی رفتار است.
اما از آنجا كه هدف رفتار نیست، فرزانگی نمیتواند كسی را به تقلید از رفتار وادارد.
زمانی
۰
تا زمانی كه به پیداكردن قایق امید داشت همانطور ایستاده باقی ماند. وقتی قایقی در دیدرساش نیافت از این امید دست شست و دل بست كه آب دیگر بالا نیاید، اما وقتی آب تا چانهاش رسید، از این امید هم دست شست و شنا كرد. او در آن لحظه پیبرد كه خودش یك قایق است.
زمانی
۰
فكر كردن یعنی دگرگون كردن. وقتی من به یك انسان فكر میكنم، در همان لحظه دارم او را دگرگون میكنم، بهطوریكه چیزی نمانده تصور كنم او اصلاً به این صورتیكه هست نبوده، بلكه از وقتی من به وی میاندیشم، به این صورت درآمده است.
زمانی
۰
بهتر این است كه انسانها با هم یكسان باشند تا متفاوت. همسانان از همدیگر خوششان میآید. متفاوتها حوصلهی همدیگر را سرمیبرند.
زمانی
۰
آنطور كه من غذا میخورم، شما غذا نخواهید خورد. اما اگر شما مثل من غذا بخورید به نفعتان خواهد بود.
زمانی
۰
وقتی من داشتم اینرا مینوشتم، درست بود. پس همچنان درست خواهد بود.
زمانی
۰
آرزوی نامتعادل دوست داشتهشدن، با عشق واقعی كمتر رابطه دارد.
Hossein Vakili
۰
بهنظر برخی از منتقدان آقای كا، یا كوینر، خودِ برشت است: آمیزهای از خردمندی، سلامت نفس،سادگی، انتقاد از خود، توداری و مهر و عاطفه
Chista
۰
از آقای كوینر پرسیدند:
«روی چه چیز كار میكنید؟»
آقای كوینر جواب داد:
«خیلی در عذابم، دارم اشتباه بعدیام را آماده میكنم.»
Chista
۰
یكی از آقای كوینر پرسید، خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای كوینر گفت:
به تو توصیه میكنم در این باب تأمل كن كه آیا رفتارت با دانستن جواب این سوال تغییر خواهد كرد یا نه. اگر تغییر نكرد این پرسش خود به خود منتفی است. اگر تغییر كرد دستِ كم میتوانم به تو کمک کنم و بگویم: تو دیگر تصمیم خودت را گرفتهای، تو به یك خدا احتیاج داری.
Chista
۰
آقای ك. یك روز، سپس یك هفته،بعد یك ماه انتظار چیزی راكشید.
در پایان گفت:
یك ماه را بهراحتی میتوانستم انتظار بكشم، ولی یك روز و یك هفته را نه.
علی
۰
از آقای كوینر پرسیدند:
«روی چه چیز كار میكنید؟»
آقای كوینر جواب داد:
«خیلی در عذابم، دارم اشتباه بعدیام را آماده میكنم.»
