جملات زیبای کتاب درخت مار | طاقچه
تصویر جلد کتاب درخت مارsubscriptionAvailable

کتاب درخت مار

نوع کتاب
۲.۳ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
اووه تیم، حسین تهرانی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
atoosa
۴
همین کشف‌های کوچک است که هیجانی به زندگی می‌دهد، وگرنه آدم از کسالت دق می‌کند.
atoosa
۲
دیگران آدم را همان‌طور می‌بینند که خودش می‌خواهد؛ این جمله را از واحدهای آموزشی مدیریت شرکت به یاد سپرده بود.
atoosa
۲
بلای گفت "می‌دانید… رازِ لذتِ مزه‌ها در غده‌های چشایی است، مجموعه‌ای از سلول‌های عصبی باریک و دراز که تعدادشان از بیست‌سالگی کاهش می‌یابد و در پیری به یک‌سوم می‌رسد. در واقع چشاترین انسان‌ها کسانی هستند که یا قدرت خرید خوراکی‌های خوشمزه را ندارند، یا از خوردن آن‌ها منع می‌شوند: کودکان."
atoosa
۱
روزبه‌روز بیش‌تر حس می‌کرد که زمان چه زود می‌گذرد و امیدِ تحققِ رؤیاهایش از دست می‌رود. این عطشِ دویدن به دنبال تجربه‌ها بود که باعث می‌شد آدم وجود خود را ــ به عنوان موجودی منحصربه‌فرد ــ دوباره حس کند؛ مثل دوران کودکی که گرسنه است یا از سرما می‌لرزد، تا سرحد بی‌حسی، و یا بوهایی که در پاییز به مشامش می‌رسد، وقتی برگ درختان را آتش می‌زنند. از آن زمان به بعد، اشیا رنگ‌وبوشان را از دست می‌دهند. آدم باید به خود تکانی بدهد تا آن‌ها را از نو ببیند و بو کند.
atoosa
۱
شاید با بالا رفتن سن، سلول‌های حسی می‌میرند ــ همان گونه که سلول‌های چشایی ــ و فقط خاطره‌ای از آن دارایی به جا می‌ماند و میل به آن، چون آدم سال‌به‌سال فقیرتر می‌شود.
atoosa
۱
زندگی باید چگونه می‌بود؟ طور دیگری. اما حتی آگاهی به این هم که از خودش و برای خودش چه انتظاری دارد، به مرور زمان کم‌تر و مبهم‌تر شده بود. نهایتاً فقط می‌خواست زندگی‌اش طور دیگری باشد.
atoosa
۰
شاید با بالا رفتن سن، سلول‌های حسی می‌میرند ــ همان گونه که سلول‌های چشایی ــ و فقط خاطره‌ای از آن دارایی به جا می‌ماند و میل به آن، چون آدم سال‌به‌سال فقیرتر می‌شود.