
بریدههایی از کتاب بی تفاوتی در نور زرد
۴٫۲
(۶)
برای دیدن تو
حواس پنجگانه بهکارم نمیآمد
به رؤیا پناه بردم
فراق
انسان را خیالپرداز میکند.
zrnia
روزگاری عاشق دختر جنگلبان بود
افرای نر
سعی کرد پایش به خانهٔ آنها باز شود
مبل راحتی شد،
میز تحریر،
خلال دندان،
دورهگردی شد با دلِ چوبی...
_ همین است که بوی خوشی میدهد
این کُندهٔ درخت
که حالا دارد میسوزد _
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
و میدانستم
تحمل اینهمه دیوانگی در تو نیست
Taranom
بردنِ اسم تو آنقدر دهانم را شیرین میکند
که مورچهها بعدِ مرگ
نامت را از زبانم بگیرند و
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
دیدن تو
تابستان است؛
روز را طولانی میکند
و شاتوتها بر درخت، گنجشک میشوند
Taranom
کاش میدانستم اینهمه دلتنگی از کجا میآید!
از کدام روزنه؟
از کدام خاطره؟
Taranom
هرروز که بیدار میشوم
سراغ غمها را میگیرم
این خاطرههایی که مفت بهدست نیامدهاند
زندگی هرصبح
از انتهای یک اندوه شروع میشود
و تا منتهیالیهِ غمی دیگر امتداد مییابد.
Mohammad Javad Mohammadi
دلتنگم
و بادهای موسمی غمم را تکان نمیدهند
دلتنگم
و مردی با گاریِ پر از شن از قلبم میگذرد.
Taranom
در بیخوابی
در جمجمهام
در کاسهٔ سرم، دنبال تو میگردم
Taranom
و به هیچ آوازی دلبسته نبودم
جز خندههای تو
Taranom
دوستداشتنت...
دوستداشتنت دارد دیوانهام میکند...
Taranom
تا دندان مسلح بودم به عشق
و خوشخیال
به فتح قلب تو فکر میکردم
به تصرّفِ سرزمینِ یخبندانی
که ارتش نازی را حتی
زمینگیر میکرد.
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
دلم میخواهد به کوهستان بروم
سالها مقیم شوم
آنقدر به تو فکر کنم
که سرم به صخرهای بزرگ بدل شود
آنگاه تو بیایی
مقابلم بایستی
فریاد بزنی: «من!»
فریاد بزنم: «تو.......!»
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
میترسم دوباره جنگ شود
درختان سیب از کمر بشکنند
ما آواره شویم
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
بیدارم
نیمی از تنم که در خواب جامانده
چنگ میاندازد
نیم دیگر را بهسمت خودش میکشد
دلم گواهی میدهد
آنطرف
اتفاقی بزرگ درحال رخدادن است
بگذار به خواب برگردم
در بیداری
کسی انتظار شاعران را نمیکشد.
زرین
روزیکه با خداحافظی شروع شود
روز نیست؛
حمل حجم اندوه است
از شبی
به شبی دیگر.
zrnia
کاش فردا که از خواب برمیخاستیم،
دیروز بود
و شبِ بعد
شبِ قبلترِ قبلتر
آنقدرکه خاطرات مرده جان میگرفتند
zrnia
باد دلتنگ آخر شهریور بودی؛
دفعتاً آمدی
لباسهای پشمی را در گنجه جُستی
و چون خزان از ساقهایم بالا خزیدی
رنگ دنیایم را عوض کردی
همهچیزم را به باد دادی
و خیلی زود
در اولین برف گم شدی
رهایم کردی
چون دبستان متروکهای
که شیشههایش را سنگ زده باشند...
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
میخواستم با تو آشنا شوم
شبی که تنهاییات زیر نور زرد
بهاندازهٔ غمم میدرخشد،
کامیونی قدیمی با بوق بزرگ
ما را از مرز عبور دهد
زبانمان عوض شود
حرفِ هم را بهتر بفهمیم
میخواستم با تو آشنا شوم
امّا حالا ایستگاه رادیویی هستم در اِشغالِ نازیها
که اخبار جنگ را بهرمز منتقل میکند،
و سالهای بعد میتوان از آن
سوت ممتد تنهایی را شنید.
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
دیدنت غم و شادمانیِ توأمان است؛
حسِ کارگر روزمزدی را دارم
که بعدِ مدتها پاداش گرفته،
آخرین در را میبندد
و با اندوهِ بیکاری فردا
دست غروب را میگیرد و به خانه بازمیگردد
دیدنت
آرامم نمیکند
به واهمهام میافزاید
تو میروی
و دنیای من خالی از سَکنه میشود.
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
نگاهت
صدای بچههاست
در ظهر تابستان
که از شیشهها عبور میکند
بیآنکه شکلی داشته باش
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
بیآنکه بدانم
حتی درخت توت
تنهاییِ تلخ درّه را پُر نمیکند.
Taranom
من بودم لاکپشتی که به خودش فرار کرد
و آنقدر به تنهایی خو گرفت
که روزی بدل به تختهسنگی شد
Taranom
ابرها بر شاخهٔ انجیر فرود آمدهاند
درخت را تکان بده
باران بگیرد.
Taranom
گاهی دوست دارم
خدا باشم
و در پیراهنی راهراه
سرِراهت را بگیرم
Taranom
دوستداشتنت مسیرم را تغییر میدهد
سرنوشتم را دچار سردرگمی میکند
گاهی پرندهای میشوم
که دوست ندارد به کوچ برود،
ببری که برهآهویی را
در چند قدمی رها میکند
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
۲
میخواهم برگردم به روزهای پیش از تو
به غرور ببری که نسلش منقرض شد
به سرخیِ گلولهٔ کاموا در قلبم
به بلبلانِ پنبهزار که در خشکسال
دلم را ترک گفتند
اینروزها چقدر دلم میخواهد برگردم
به یونسِ تنهاییام
در شکم نهنگ...
Mehrdad
به مرگ فکر کردم
وقتی جسدم را چندگرم سبک میکند
و چند شعرم را ناتمام میگذارد،
به باد میگوید گوشهٔ شیراونی را بکنَد
صورتم را نشان بدهد
و زنها را دیوانه کند
به مرگ فکر کردم
به اینکه همیشه دوست داشتم
در زبان دیگری اتفاق بیفتد
و مرا بهسمتی از خیابان هل بدهد
که با من مهربانتر بود.
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
در شهری که پستچیها جاسوساند،
کدام نامه
سرِ سلامت به در خواهد برد؟
و ابری که سنگینی کند
پیش از باران به خاک میافتد و
دریا بر جنازهاش نماز میگذارد.
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
مثل حبسکشیدهها
در شب اولِ آزادی گیجم
به خیابان میروم
تا صبح میچرخم
و به یادِ همبندیهایم میگریم.
کاربر ۴۸۰۶۶۳۶
حجم
۶۴٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه
حجم
۶۴٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه
قیمت:
۱۵,۰۰۰
تومان