جملات زیبای کتاب کافه پاریس | طاقچه
تصویر جلد کتاب کافه پاریس
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب کافه پاریس

مجموعۀ هجده داستان کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۴۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
لئو تولستوی، ادگار آلن‌پو، دوریس لسینگ... بیشتر
انتشارات: 
کتاب کوله پشتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Somayeh
۱۴۹
گاهی کسانی که خیلی شوخی می‌کنند ممکن است خودشان غمگین باشند،
Arman ekhlaspour
۵۳
من از نگرانی در مورد هر چیزی دست کشیدم و همۀ مشکلات ناپدید شدند.
فاطمه
۴۰
«من آدم‌هایی را که بی‌سوادی‌شان را قبول دارند ترجیح می‌دهم به‌ کسانی که ماهرانه نقش بازی می‌کنند، ولی موفق نمی‌شوند. »
reyhane1001
۳۵
گریس نمی‌توانست توضیح بدهد یا حتی خودش کاملاً درک کند که احساسش حسودی نبود، خشم بود. و علت عصبانیتش این نبود که او نمی‌توانست آن‌گونه خرید کند یا لباس بپوشد، بلکه به این خاطر که این الگویی بود که دخترها باید مانند آن می‌شدند. این چیزی بود که مردها، مردم، همه از دخترها انتظار داشتند: زیبا، عزیز‌دردانه، لوس، خودخواه، و بی‌مغز. دختر باید چنین باشد تا عاشقش بشوند. بعد مادر می‌شود و تمام وجودش را وقف بچه‌هایش می‌کند. دیگر خودخواه نخواهد بود، ولی تا ابد بی‌مغز باقی می‌ماند.
m. s
۳۴
شما در خواب گاهی از ارتفاع می‌افتید یا ممکن است خنجر بخورید یا ضرب‌وشتم‌تان کنند، ولی هرگز احساس درد نمی‌کنید، مگر این‌که واقعاً خود را به تختخواب بکوبید. آن موقع است که احساس درد می‌کنید و معمولاً در این‌جور مواقع از خواب می‌پرید.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۳۳
ولی گاهی کسانی که خیلی شوخی می‌کنند ممکن است خودشان غمگین باشند،
هنرمند هنردوست
۲۷
«زندگی یک آدم از هر غم‌وغصۀ خانوادگی مهم‌تر است. بلند شوید، به خاطر انسانیت، از شما خواهش می‌کنم شجاع باشید، خواهش می‌کنم جرئت داشته باشید. »
Mary gholami
۲۷
وقتی چیزی تو را مجذوب خود می‌کند، بدون نگرانی زیاد به دنبالش برو
روبی
۲۲
شرایط دردناکی است. وقتی با خطر از دست دادن نزدیکان‌مان روبه‌رو می‌شویم، بیشتر دوست‌شان داریم.
هانیه سادات
۱۵
می‌خواستند معایب و کاستی‌ها حذف شود.
m. s
۱۴
بینوایان گرسنه دردمندانه بر سر آخرین تکۀ نان می‌جنگیدند. پیرمردی بود که از این شرایط به ستوه آمده بود و همه را با مشت کنار می‌زد. مادری مانند یک ماده‌گرگ برای سه‌چهار لقمه غذا برای فرزندش می‌جنگید. در واگنی که من بودم، زوجی درحالی‌که یکدیگر را در آغوش گرفته بودند مُرده بودند
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۸
چیزی که شما با دیوانگی اشتباه می‌گیرید جز هوشیاری بیش‌ازحد حواس نیست
RF Mohammadi
۸
هرچه بیشتر یاد می‌گرفتم، عمیق‌تر می‌فهمیدم مضحکم. تا جایی ‌که در آخر به نظر می‌رسید انگار تمام علومی که در دانشگاه می‌‌خواندم تنها برای اثبات مضحک بودنم وجود داشتند.
behruzpcr5
۷
فراموش نکن تحمل حبس داوطلبانه بسیار سخت‌تر از حبس اجباری است.
Somayeh
۷
شهرت تنها باعث شادی قلب‌هایی می‌شود که شایستۀ آن هستند.
Dayan
۷
من هیچ دلیلی برای زندگی کردن ندارم، اما مثل این‌که حتی مرگ هم مرا فراموش کرده.
Bahareh Sh
۵
آدم‌های غمگین، خودپسند، مغرض، غیرمنصف و ظالم حتی به اندازۀ آدم‌های دیوانه هم قادر به درک یکدیگر نیستند. غم باعث اتصال افراد نمی‌شود، بلکه بین آنان فاصله می‌اندازد و حتی بی‌عدالتی و بی‌رحمی در افراد غمگین بیشتر از افراد شادمان دیده می‌شود.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۵
او به این‌که شبیه بیشتر دخترها باشد راضی نبود. او خاص بود.
مینا
۵
انسانیت که یک‌طرفه نمی‌شود آقا. به خاطر انسانیت از شما تمنا می‌کنم مرا به حال خودم بگذارید. واقعاً عجیب است!
dust
۵
درک زندگی بالاتر از زندگی است، آگاهی از قوانین خوشی بالاتر از خوشی است؛ این آن چیزی است که باید با آن مقابله کرد.
dust
۵
هنر در دنیا از هر چیزی متعالی‌تر است و باید طعم بهشت را در آن بیابی.
|قافیه باران|
۴
«انسانیت که یک‌طرفه نمی‌شود
Yasaman
۴
عشاق، هنگام سکوت، یکدیگر را بهتر درک می‌کنند
کاربر ۲۳۹۱۷۷۵
۴
آدم‌های غمگین، خودپسند، مغرض، غیرمنصف و ظالم حتی به اندازۀ آدم‌های دیوانه هم قادر به درک یکدیگر نیستند. غم باعث اتصال افراد نمی‌شود، بلکه بین آنان فاصله می‌اندازد و حتی بی‌عدالتی و بی‌رحمی در افراد غمگین بیشتر از افراد شادمان دیده می‌شود.
reyhane1001
۳
خانۀ ما تنها خانۀ بدون نوزاد محله بود و مادر می‌گفت تا وقتی پدر از جنگ برنگردد، استطاعت خرید یکی از آن‌ها را نخواهیم داشت، چون نوزادها گران‌اند. معلوم بود مادر خیلی ساده است، چون خانوادۀ «جین» که بالای جاده زندگی می‌کردند یک نوزاد داشتند و همه ‌می‌دانستند آن‌ها خیلی فقیرند. شاید هم آن بچه جزو بچه‌های ارزان‌قیمت بوده و مادر بچه‌ای می‌خواست که واقعاً عالی باشد. احساس می‌کردم که مادر همیشه دوست دارد منحصربه‌فرد باشد. اما به نظر من بچۀ خانوادۀ «جین» برای ما خوب بود.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۳
در حقیقت این مسئله برای تو خیلی بد است. به این خاطر که همسرت را از دست داده‌ای نیست، بلکه به این دلیل است که امیدت را از دست دادی
mohammad
۳
تا‌به‌حال نه اعدام را تجربه کرده‌ام، نه حبس ابد را، اما، در مقام قضاوت، اعدام اخلاقی‌تر و انسانی‌تر از حبس ابد است. اعدام یک‌باره انسان را می‌کشد، اما حبس ابد او را به‌تدریج از پا درمی‌آورد. کدام مجری قانون انسان‌تر است، آن‌‌که شما را در عرض چند دقیقه می‌کشد یا آن‌که چند سال زندگی را از شما می‌گیرد؟
Amin bazyar
۳
والدینم آن خانه را خریده بودند، جوری رفتار می‌کردند انگار هنوز هم مستأجرند.
Saghar🍀
۳
وقتی با خطر از دست دادن نزدیکان‌مان روبه‌رو می‌شویم، بیشتر دوست‌شان داریم.
Kak Farhad
۲
نمی‌توان کسانی را که بسیار شاد یا غمگین‌اند متأثر کرد. عشاق، هنگام سکوت، یکدیگر را بهتر درک می‌کنند و یک سخنرانی پُرشور و مهیج در گورستانْ تنها بر افراد غریبه تأثیر می‌گذارد، درحالی‌که برای بیوه و فرزندان فرد ازدنیا‌رفته بی‌معنی و بی‌اهمیت جلوه می‌کند.