اثری مانند «دینامیک» گالیله نمیتوانست مانند آتنه ناگهان از سر زئوس بیرون جهد، بلکه به تمهیدات تدریجی، چه از لحاظ تجربی و چه از لحاظ منطقی و روششناختی، نیاز داشت. اما گالیله به همهٔ این عناصر حاضروآماده چیز کاملا تازهای افزود. هیچکس پیش از او نتوانسته بود در نشاندادن قوانین سقوط اجسام یا در کشف سهمیبودن شکل حرکت پرتابهها از «روش تجزیه و ترکیب» چنان استفادهای بکند. همهٔ این دستاوردها کاملا تازه و بیهمانندند و این نهفقط به معنای کشفی ویژه، بلکه به معنای بیان یک رویه و خوی علمی جدید است، زیرا اعتبار و اهمیتی که به روش ریاضی میدهد ــ و نهفقط به صِرفِ محتوای آن ــ است که آغازگر تغییری واقعی در رویه و خوی علمی قرن پانزدهم میشود.