دیگر امروز بهخلاف گذشته از شراب و زن و عیش و کامرانی بیزارم، حتی از دیدن قیصر و اعمال نفرتانگیز او وحشت دارم! میدانید چرا؟ برای اینکه به عشق لیژیا پایبند شدهام و حاضر نیستم کسی را در عالم به او ترجیح دهم. برای آنکه لیژیا مثل برف کوهستان پاک و بیشائبه و دور از آلودگی است؛ برای اینکه او از اعمالی که زنان سبکسر و هوسران دیگر میکنند بیزار است و حالا من بدون وجود این دختر در رنجم. زندگی برای من جز زندانی وحشتناک چیز دیگری نیست.»