
کتاب به لطافت باران
پدیدآورندگان:
حسین طهماسب کاظمیانتشارات:
انتشارات کابلو٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۳۰۴۰۸۳۴
۵
«توبه دو بازگشت از خداوند متعال به بنده و یک بازگشت از بنده به سوی خداوند سبحان است. نخست خداوند به بنده توبه و رجوع نموده و او را متوجه گناهش میکند، سپس بنده به سوی خداوند توبه و بازگشت میکند، آنگاه خداوند با مغفرت به سوی بنده رجوع نموده و توبه او را میپذیرد.»
کاربر ۳۰۴۰۸۳۴
۴
گفت که «در زندگی آزاد باش!
هان! گذران است جهان؛ شاد باش!
رو به خودت نسبت هستی مده!
دل به چنین مستی و پستی مده
زانچه نداری ز چه افسردهای
وز غم و اندوه، دل آزردهای؟!
ابی
۳
اگر طالب حقیقت باشی، گمشدهٔ خویش را خواهی یافت و درمییابی هرآنچه میخواستی رمز و رازش در وجود خودت نهاده شده است
کاربر ۳۰۴۰۸۳۴
۲
بدانیم که راه رسیدن به لقای پروردگار چندان دور و دراز نیست.
ابی
۲
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
ابی
۲
"بندهٔ خدا بایستی حقشناس باشد. اگر آدم حق مردم را نتواند ادا کند، حق خدا را هم نمیتواند ادا کند
کاربر ۳۰۴۰۸۳۴
۱
اگر خدا دارای علم نامحدود است، دیگر نمیتوان گفت که در کنار علم نامحدود خدا، علم محدود دیگران هم وجود دارد.
eli
۱
آیتالله جوادی آملی میگویند:
«... اگر استاد علامه طباطبایی را فارابی عصر بنامیم، سخنی به گزاف نگفتهایم ... شهید مطهری -با آن همه علم و فضیلت- در مقابل علامه، بسان قطرهای بود در برابر دریا!»
کاربر ۳۰۴۰۸۳۴
۱
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
s sorush
۱
سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی
«أرِنی» نگفته، گفتی دو هزار «لنترانی»
کاربر ۳۰۴۰۸۳۴
۰
انسان وقتی به مقام توحید افعالی رسید، عالم را زیر پوشش ربوبیت ربالعالمین میبیند؛ خود او و افعال کمالی [نه شرور و قبایح] او مهرههایی از افعال و اوصاف فعلی خدای سبحان به شمار میروند و دیگر موجودات را هم این چنین مشاهده میکند و قهراً وقتی فعل کمالی خود و دیگر فاعلان را فانی در فعل خدای سبحان دید، نه به خود متکی میشود نه به دیگران. این انسان از مرحلهٔ اعتماد به نفس و نظایر آن میرهد و به اعتماد به خدا میرسد.
eli
۰
انسان وقتی حضرت علامه طباطبایی را زیارت میکرد، به یاد این حدیث شریف میافتاد که جناب کلینی در کتاب فضل العلم کافی به اسنادش از حضرت امام صادق (ع) نقل میکند و فرموده است: "مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ للهِ دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ للهِ وَ عَمِلَ للهِ وَ عَلَّمَ للهِ"؛ آن کسی که دانش تحصیل کند و بدان عمل کند و به دیگران برای خدا تعلیم بنماید، در ملکوت سماوات و عالم اله که خودش عالم عظیمی است. او را به عظیم صدا میکنند
Sobhan Naghizadeh
۰
روزی چهارده ساعت کار میکرد. تنها به خاطر احترام به روز عاشورا بود که در آن درس و بحث را تعطیل میکرد و به سوگواری مینشست.
Sobhan Naghizadeh
۰
«عبادتی که مورد قبول شده باشد، یک نوع خضوع و خشیت میآورد.»
Sobhan Naghizadeh
۰
تو مپندار که مجنون سرِ خود مجنون گشت
از سَمَک تا به سمایش کشش لیلا برد
من به سرچشمهٔ خورشید نه خود بردم راه
ذرّهای بودم و مهر تو مرا بالا برد
Sobhan Naghizadeh
۰
هرچیزی که مخلوق خداست، به آن جهت که مخلوق او است و منسوب به او است؛
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۰
این زن مؤمن و باتقوا با این که سواد خواندن و نوشتن نداشت، در فضای روحپرور نجف از عنایت صاحب آن آستان شریف بهرهٔ فراوانی برده بود، به طوری که قرآن و زیارت عاشورا را به درستی قرائت میکرد و سورههایی از قرآن را نیز به حافظه سپرده بود.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۰
کمالات عین ذات ما نیست، زیرا اگر کمالی عین ذات چیزی باشد، هرگز از او جداشدنی نیست. واضح است که روزگاری بر ما گذشته و میگذرد که از خود هیچ نداشتهایم، نداریم و نخواهیم داشت.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۰
پرستشبهمستی است در کیشمهر
به شادیّ و آسایش و خواب و خور
به جز اشک چشم و به جز داغ دل
چه فرهادها مرده در کوهها
چه دارد جهان جز دل و مهرِ یار
بود کیش من مهر دلدارها
برونند زین حلقه هشیارها
ندارند کاری دلافگارها
نباشد به دست گرفتارها
چه حلّاجها رفته بر دارها
مگر تودههایی ز پندارها
Hakime Zare
۰
علامه حضور چنین زنی را آنقدر در زندگیاش مؤثر میدانست که میگفت این زن بود که مرا به اینجا رساند. او را شریک کارهای علمی و تألیفات خود قرار داده بود و نیمی از تألیفاتش را متعلق به همسرش میدانست.
s sorush
۰
رو به خودت نسبت هستی مده!
s sorush
۰
بندگیمان چو گدایان به شرط مزد است