جملات زیبای کتاب مطرود و دو داستان دیگر | طاقچه
تصویر جلد کتاب مطرود و دو داستان دیگرsubscriptionAvailable

کتاب مطرود و دو داستان دیگر

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
ساموئل بکت، مهدی نوید
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
nmroshan
۴
خاطرات کُشنده است. پس به بعضی چیزها نباید فکر کرد، همان‌ها که برای انسان ارزشمند است، یا باید به آن‌ها فکر کرد، چون در غیر این صورت بیم آن است که پیدای‌شان شود، در حافظه، کم‌کم. به عبارت دیگر، باید به‌شان فکر کرد مدتی، مدتی مدید، هر روز روزی چندبار، تا آن‌که به‌کلی در گل‌ولای فروبغلتند. حکم این است
yasaman
۲
باید امشب برایم اتفاقی بیفتد، برای تنم همچنان که در اساطیر یا استحاله اتفاق می‌افتد، این تن پیر که هرگز اتفاقی برایش نیفتاده، یا به‌ندرت، که هرگز با هیچ‌چیز مواجه نشد، عاشق هیچ‌چیز نشد، در تمنای هیچ‌چیز نبود، در دنیای مکدرش، مگر آن‌که آینه‌ها را در هم بشکند، آینه‌های تخت، محدب، بزرگ‌نما، کوچک‌نما، و محو شود در آشفتگیِ تصاویر
:)
۱
همیشه از عدم‌ظرافت معاصرانم متحیر شده‌ام، منی که روحم از صبح تا شب به خود می‌پیچید، در طلب خود.
yasaman
۰
باید امشب برایم اتفاقی بیفتد، برای تنم همچنان که در اساطیر یا استحاله اتفاق می‌افتد، این تن پیر که هرگز اتفاقی برایش نیفتاده، یا به‌ندرت، که هرگز با هیچ‌چیز مواجه نشد، عاشق هیچ‌چیز نشد، در تمنای هیچ‌چیز نبود، در دنیای مکدرش، مگر آن‌که آینه‌ها را در هم بشکند، آینه‌های تخت، محدب، بزرگ‌نما، کوچک‌نما، و محو شود در آشفتگیِ تصاویر
:)
۰
بحر گلدان‌های شمعدانی رفته‌ام. شمعدانی‌ها موجودات زبلی‌اند