
mina
۳
آه، درخت سیب بودن چهقدر جالب است. جای خودت را در دنیا میدانی؛ یک جا ثابت ایستادهای و همزمان حضورت برای دیگران سودمند است، تکلیفت را میدانی.
mina
۱
گاهی واقعاً شک میکنم، شاید قرار بوده ما انسانها هم مثل سنجابها در ماههای تاریک سال به خواب زمستانی برویم.
mina
۱
حالم از هر نظر خراب است و کوچکترین فکری برای بهتر شدنش ندارم. احساس میکنم از جایی نشتی دارم. دنبال نشانههایش میگردم.
mina
۰
اگر از خاطراتمان محروم شویم در واقع از خودمان محروم شدهایم. ما بدون پیشینهمان تهی هستیم. راه میرویم، حرف میزنیم، میخوریم و میخوابیم، اما در حقیقت هیچکس نیستیم.
mina
۰
سرعت گسترش هیچچیز در دنیا به گرد شایعهای نمیرسد که رایحهای از بدگویی هم در آن باشد.
mina
۰
تعداد روزهایی که هر کس توانایی پرسیدن این سؤال را دارد که «در زندگیام چه کار کردهام؟» زیاد نیست، اما به نظر میآید روزهایی که چنین سؤالی به ذهنمان میرسد معمولاً همان روزهایی هستند که احتمالاً از خودمان رضایت نداریم.
mina
۰
انسانهایی هستند که سالهای آینده گوشههای دوردست زمین را کشف خواهند کرد و به تئوریهای بزرگ میاندیشند. اما وقتی نوبت به حقیقت خلقت میرسد، کار خاصی از دستشان برنمیآید. در این زمینه ناتوانایم، مثل ماشین. تنها کاری که ازمان برمیآید ایستادن و تعجب کردن است و شاید پیشنهاد کمک دادن، زیرا در واقعیت سازندگان حقیقت فقط یک دستهاند و انسانها جزءشان نیستند. انسانها در بهترین حالت قابلههای این جهاناند.
mina
۰
بچه که بودم فکر میکردم بهشت مثل اتاق زیرشیروانی است. فقط به خاطر اینکه بالای خانه قرار داشت و پُر بود از چیزهای بهدردنخور. تصورم این بود که وقتی کسی میمیرد و دیگر به درد نمیخورد، به اتاق زیرشیروانی دنیا میبرندش.
mina
۰
قدمزنان میان سنگ قبرهایی رفتم که جامهای سبز و قهوهای پوشیده بودند. نوشتههایشان را خواندم، از دلال اسب گرفته تا واعظ و پزشک. از این واقعیت که حتی دکترهای مغرور و ازخودراضی هم نمیتوانند از کشش مرگبار زمین فرار کنند، احساس آرامش کردم.
mina
۰
ما فقط تاریکخانه نیستیم، فقط یک بینندهٔ پرتویی از جهان. نه، ما درعینحال هم تاریکخانه هستیم و هم فانوس دریایی، هم دریافتکنندهٔ نور هستیم و هم آن را بیرون میفرستیم.
mina
۰
وقتی فکر میکنی هر موجودی که روی زمین راه میرود از خودش گوشت و استخوان باقی میگذارد، به این فکر میافتی که چهقدر استخوان اطرافت پراکنده شده. شاید بشود گفت، جهان چیزی جز محل دفنی وسیع نیست که ما پیکنیک کوتاهی رویش خواهیم داشت.