کورتزیو مالاپارته
بیوگرافی کورتزیو مالاپارته
«کورتزیو مالاپارته» در ۹ ژوئن ۱۸۹۸ چشم به جهان گشود و در ۱۹ ژانویهٔ ۱۹۵۷ درگذشت. او نویسنده، روزنامهنگار، نظامی، شاعر و جستارنویس ایتالیایی بود. او همچنین در نقشهایی چون دیپلمات، مأمور مخفی، فیلمنامهنویس، گزارشگر ویژه و کارگردان سینما فعالیت داشت و یکی از چهرههای برجستهٔ اکسپرسیونیسم ادبی و نئورئالیسم در ادبیات ایتالیا بهشمار میرفت. «کورتزیو مالاپارته» که در جنگ جهانی اول به ارتش فرانسه پیوسته بود، در نبرد «شامپانی» مجروح شد و بهدلیل شجاعتش «نشان عالی صلیب جنگ فرانسه» را دریافت کرد.
او پس از بازگشت به ایتالیا، به حزب فاشیست پیوست، اما بهمرور از سیاستهای «موسولینی» فاصله گرفت و سرانجام با او مخالفت کرد. با وخامت اوضاع سیاسی، به فرانسه و انگلستان مهاجرت کرد و پس از بازگشت به ایتالیا در سال ۱۹۳۱، از حزب فاشیست کنارهگیری کرد. همان سال کتاب مشهور خود، «تکنیک کودتا» را منتشر کرد که در آن از «هیتلر» انتقاد کرده بود؛ همین اثر باعث شد بهمدت پنج سال به تبعید در یکی از جزایر سیسیل محکوم شود.
در سال ۱۹۴۱، بهعنوان خبرنگار جنگی به جبهههای جنگ در روسیه و فنلاند اعزام شد. گزارشهای صریح و تند او باعث شد آلمانیها وی را به چهار ماه کار اجباری در اردوگاههای کاری محکوم کنند. از سال ۱۹۴۳ تا پایان جنگ جهانی دوم، «مالاپارته» بهعنوان رابط میان نیروهای متفقین و پارتیزانهای ایتالیایی فعالیت کرد و نقش مهمی در تحولات سیاسی آن دوران داشت.
نثر «مالاپارته» آمیزهای از واقعگرایی و خیالپردازی است؛ بهگونهای که او را همزمان «بدبین و دلسوز» توصیف کردهاند. سبک نوشتاریاش گاهی با «لویی فردینان سلین»، نویسندهٔ فرانسوی، مقایسه میشود؛ کسی که با او نامهنگاری نیز داشت. «مالاپارته» را امروز بیش از هر چیز با آثار جنجالیاش در حوزهٔ ادبیات و روزنامهنگاری سیاسی میشناسند.
«مالاپارته» بیش از همه برای دو رمان مهم خود، «قربانی» و «پوست»، شناخته شده است؛ آثاری که زمینهای اتوبیوگرافیک دارند و بر تجربههای شخصی او بهعنوان روزنامهنگار و افسر جنگ جهانی اول و دوم استوارند. همچنین کتاب «توسکانیهای لعنتی» (Maledetti toscani) از نوشتههای شاخصش در قالب جستار است.
«مالاپارته» در واپسین روزهای عمرش به آیین کاتولیک بازگشت و در حضور دو کشیش کاتولیک درگذشت. او نام مستعار «مالاپارته» را خود او در سال ۱۹۲۵ انتخاب کرد؛ نامی طنزآمیز که نوعی بازی زبانی با نام «ناپلئون بناپارت» به حساب میآید. او چهرهای متغیر، متناقض و پیچیده بود، تاآنجاکه خود را «ایتالیاییترین ایتالیایی» (Arcitaliano) مینامید، چون به باور خودش همۀ خوبیها و بدیهای ملت ایتالیا را در وجودش گرد آورده بود.
