روبرت موزیل
بیوگرافی روبرت موزیل
روبرت موزیل (۶ نوامبر ۱۸۸۰ ـ ۱۵ آوریل ۱۹۴۲) نویسندهی اتریشی بود. رمان ناتمام او با عنوان مرد بیخاصیت (به آلمانی: Der Mann ohne Eigenschaften) بهطور گسترده یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین رمانهای مدرنیستی محسوب میشود.
موزیل در کلاگنفورت، کرینتیا، به دنیا آمد. پس از تولد رابرت، خانواده به کوموتاو/ چوموتوف در بوهمی نقل مکان کردند و در سال ۱۸۹۱ پدر او به کرسی مهندسی مکانیک در دانشگاه فنی آلمانی برنو رسید. او بعدها به نجیبزادگی ارثی در امپراتوری اتریشـمجارستان رسید. پس از سال ۱۹۱۹ استفاده از عنوانهای نجیبزادگان در اتریش ممنوع شد.
موزیل قد کوتاهی داشت، اما قوی بود و در کشتی مهارت داشت. از همان نوجوانی نشان داد که کنترلش بیش از توان والدینش است. به همین دلیل، او را به مدارس شبانهروزی نظامی فرستادند؛ ابتدا در آیزناشتات (۱۸۹۲ـ۱۸۹۴) و سپس در هرانیتسه (۱۸۹۴ـ۱۸۹۷). تجربههای او در این مدارس بعدها در نخستین رمانش، سردرگمیهای شاگرد تورلس (Die Verwirrungen des Zöglings Törless) منعکس شد.
مسئلهی بنیادینی که موزیل در مقالات و آثار داستانی خود با آن مواجه شد بحران ارزشهای روشنگری بود که در اوایل قرن بیستمْ اروپا را فراگرفت. او از پروژهی روشنگری برای رهایی انسان حمایت میکرد، اما همزمان با نگاهی پرسشگرانه و طنزآمیز، کاستیهای آن را نیز بررسی میکرد. موزیل معتقد بود که این بحران نیازمند تجدیدنظر در ارزشهای اجتماعی و فردی است، بهگونهای که با پذیرش علم و عقل، انسانیت را به روشهای سودمند آزاد کند. او همچنین به هرجومرج ایدئولوژیک و تعمیمهای گمراهکننده دربارهی فرهنگ و جامعه که توسط ملیگرایان واپسگرا ترویج میشد، میتاخت.
موزیل از وضعیت اجتماعی تحت امپراتوری اتریشـمجارستان ناخشنود بود و فروپاشی آن را پیشبینی میکرد. با بررسی تحولات دهههای ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰، امیدوار بود اروپا بتواند راهحلی بینالمللی برای بنبست ملیگرایی امپراتوری بیابد. او در سال ۱۹۲۷، بیانیهای در حمایت از حزب سوسیالدموکرات اتریش امضا کرد.
موزیل با اقتدارگرایی راست و چپ مخالف بود. یکی از موضوعات تکرارشونده در سخنرانیها و مقالات او در دههی ۱۹۳۰ دفاع از استقلال فرد در برابر ایدههای اقتدارگرا و جمعگرا بود که در آلمان، ایتالیا، اتریش و روسیه رواج داشت. او در کنگرهی بینالمللی نویسندگان ضدفاشیسم برای دفاع از فرهنگ در سال ۱۹۳۵ شرکت کرد و از استقلال هنری در برابر ادعاهای دولت، طبقه، ملت و دین حمایت کرد.
سالهای پایانی زندگی موزیل تحتسلطهی نازیسم و جنگ جهانی دوم بود؛ نازیها کتابهای او را ممنوع کردند. در سال ۱۹۳۸، وقتی اتریش به آلمان نازی پیوست، موزیل و همسر یهودیاش، مارتا، به سوئیس مهاجرت کردند، جایی که او در سن ۶۱سالگی درگذشت.
تنها هشت نفر در مراسم سوزاندن جسد او حضور داشتند و مارتا خاکستر او را در جنگلهای مونت سالو پرتاب کرد. موزیل از سال ۱۹۳۳ تا زمان مرگش، روی بخش سوم رمان مرد بیخاصیت کار میکرد. در سال ۱۹۴۳، مارتا در لوزان مجموعهای ۴۶۲صفحهای از آثار باقیماندهی او منتشر کرد که شامل ۲۰ فصل از بخش سوم بود که قبل از انتشار جلد دوم در سال ۱۹۳۳ کنار گذاشته شده بود، همچنین پیشنویس فصلهای ناتمام و یادداشتهایی دربارهی توسعه و مسیر رمان.
پس از مرگ موزیل، آثارش تقریباً فراموش شد، اما از اوایل دههی ۱۹۵۰ دوباره منتشر شد. جنبههای فلسفی آثار موزیل توجه بیشتری به خود جلب کردهاند.
