اروین ولش
بیوگرافی اروین ولش
اروین ولش در سال ۱۹۵۸ در محلهی لیت در ادینبرو، پایتخت اسکاتلند، به دنیا آمد. او در خانوادهای کارگر بزرگ شد. پدرش کارگر بندر بود و پس از بیماری به شغل فروش فرش روی آورد و مادرش در رستوران کار میکرد. خانواده زمانی که او چهارساله بود، به منطقهی فقیرنشین مویرهوس نقل مکان کردند. ولش در نوجوانی مدرسه را رها کرد و مدتی بهعنوان تعمیرکار تلویزیون کار کرد، اما پس از یک برقگرفتگی شدید، شغلش را تغییر داد و وارد کارهای مختلف شد. در اواخر دههی ۱۹۷۰ برای حضور در صحنهی موسیقی پانک به لندن رفت، در چند گروه موسیقی زیرزمینی گیتار زد و خواند و در همان دوره بهخاطر چند جرم جزئی بازداشت شد. پس از آنکه به حبس تعلیقی محکوم شد، تصمیم گرفت مسیر زندگیاش را عوض کند. او در شورای شهر هَکنی مشغول به کار شد و با حمایت سازمان خدمات اشتغال، در رشتهی کامپیوتر تحصیل کرد.
در اواخر دههی ۱۹۸۰ دوباره به ادینبرو بازگشت و در ادارهی مسکن شورای شهر کار کرد. در همین زمان در دانشگاه هریوتـوات دورهی MBA گذراند. نخستین رمانش، Trainspotting، در سال ۱۹۹۳ منتشر شد و نامش را بر سر زبانها انداخت. این اثر که از مجموعهای از داستانهای ظاهراً جدا تشکیل شده، زندگی گروهی از جوانان معتاد و سرگشته در مناطق فقیرنشین ادینبرو را روایت میکند. انتشار این کتاب واکنشهای متضادی برانگیخت؛ برخی آن را تکاندهنده و زشت دانستند و برخی شاهکاری نو در ادبیات شهری. اقتباس سینمایی آن در سال ۱۹۹۶ به کارگردانی دنی بویل ساخته شد و شهرت جهانی یافت. ولش خود نیز در این فیلم نقش کوچکی داشت.
پس از موفقیت Trainspotting، مجموعه داستان The Acid House را منتشر کرد. در رمان بعدیاش، Marabou Stork Nightmares، خشونت و کابوسهای ذهنی را در هم آمیخت و مرز واقعیت و خیال را شکست. کتاب بعدیاش، Ecstasy: Three Tales of Chemical Romance، سه داستان جداگانه دربارهی عشق، انتقام و سرخوشیهای مصنوعی بود که توجه فراوانی را جلب کرد. در سال ۱۹۹۸ رمان Filth را منتشر کرد که راوی آن پلیسی فاسد و بیمار است؛ اثری تاریک و جنجالی که بعدها نیز فیلمی از روی آن ساخته شد.
آثار دیگرش مانند The Sex Lives of Siamese Twins و A Decent Ride نیز آمیزهای از طنز سیاه، زبان تند و نقد جامعهی معاصر اسکاتلند هستند. در سالهای اخیر، مجموعهی تلویزیونی Crime نیز بر اساس یکی از کتابهایش ساخته شد که با استقبال مواجه شد.
علاوهبر رماننویسی، ولش در تئاتر و سینما نیز فعال بوده است. او نمایشنامههایی مانند Headstate ،You'll Have Had Your Hole و Babylon Heights و چند فیلمنامه نوشت. در تلویزیون هم فیلمنامههایی مانند Wedding Belles را نوشت و خودش چند فیلم کوتاه برای گروههای موسیقی و پروژههای سینمایی کارگردانی کرد.
دغدغهی اصلی ولش بازنمایی زندگی طبقهی کارگر اسکاتلند و نسلهایی است که در دوران صنعتیشدن و پس از آن گرفتار بیکاری، فقر، اعتیاد و بیهویتی شدند. او در آثارش با زبانی تند، طنزی تلخ و نگاهی بیپروا به مسائلی چون تبعیض طبقاتی، خشونت، جنسیت، مذهب، فوتبال و هویت ملی میپردازد. بسیاری از آثارش دربارهی انسانهایی است که در حاشیهی جامعهاند و در عین تباهی، هنوز رگههایی از انسانیت در وجودشان باقی مانده است.
ولش از دستور زبان رسمی اسکاتلندی پرهیز کرده و سعی کرده زبان واقعی خیابانها را روی کاغذ بیاورد. آثارش گاه با بازیهای تایپوگرافی و چندصدایی همراه هستند. نام اروین ولش چند بار در فهرستهای نهایی جوایز ادبی بزرگ قرار گرفته است، از جمله فهرست کوتاه جایزهی کتاب سال اسکاتلند (Saltire Society Scottish Book of the Year) و جایزه بوکر.
همچنین یکی از فیلمنامههایش، Irvine Welsh’s Ecstasy، در جشنوارههای مختلف بینالمللی، جایزهی هیئت داوران و بهترین فیلمنامه و... را به دست آورده است.
او از هواداران پرشور تیم فوتبال هیبرنین و از حامیان استقلال اسکاتلند است.
