با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
معلم فراری

دانلود و خرید کتاب صوتی معلم فراری

۳٫۸ از ۸ نظر
۳٫۸ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی معلم فراری  نوشته  رحیم مخدومی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی معلم فراری

کتاب صوتی معلم فراری نوشته رحیم مخدومی، زندگی‌نامه داستانی شهید حاج محمدابراهیم همت است که با صدای رامین عسگری‌پور، توسط مجموعه کتاب صوتی قناری تولیدشده است.

درباره کتاب صوتی معلم فراری

زندگینامه داستانی محمدابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمدرسول الله (ص) سپاه، که پس از ۲۸سال زندگی الهی، درسال ۱۳۶۲ و در جزیره مجنون از جبهه ‌های جنگ ایران و عراق به‌ شهادت رسیده است.

کتاب با عنوان «یک جور زندگی» شرحی مختصر از سیر زندگانی وی شروع می‌شود.

فصل دیگر کتاب، دربردارنده خاطراتی ازگوشه‌ های زندگی این شهید است که با زبانی داستانی و برای‌ نوجوانان به نگارش درآمده است .

دوران کودکی و ظلم ارباب/ سربازخانه شاهی و روزه ماه رمضان/مدرسه و سخنرانی و فرار/ کردستان و درگیری با ضد انقلابها/ماجرای پوتین‌ های کهنه/ کار نیمه شب در جبهه/... و آخرین ‌لحظات زندگی عمده مطالب نقل شده در این کتاب است.

کتاب صوتی معلم فراری این فرصت را به شنونده می‌دهد که به چند مورد از رازهای موفقیت و بزرگی شهید همت دست پیدا کند.

شنیدن کتاب معلم فراری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمامی علاقه مندان به زندگی شهدای هشت سال دفاع مقدس، پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب صوتی معلم فراری

ششمین روز ماه رمضان است. چند ساعتی تا افطار مانده است. ابراهیم آرام و قرار ندارد. شده است اسفند روی آتش. خبرهایی که از پادگان به گوش رسیده، مردم را عصبانی کرده؛ چه رسد ابراهیم که مسئول آشپزخانهء همان پادگان است.

مردم می‌گویند: سرلشکر ناجی، روزه داران را با شلاق و بازداشت مجبور به روزه‌خواری می‌کند. او به زور در گلوی روزه داران آب می‌ریزد.

ابراهیم هرچه فکر می‌کند، بیشتر عصبانی می‌شود؛ اما سعی می‌کند ناراحتی‌اش را از کربلایی و ننه نصرت مخفی کند. او بند پوتین‌هایش را محکم می‌بندد و ساکش را به دوش می‌اندازد و خداحافظی می‌کند. ننه نصرت باز هم می‌گوید: " آخر ننه، چطور شد یک دفعه تصمیم‌ات عوض شد؟ مگر نگفتی تا آخر ماه پیش ما می‌مانی؟"

ابراهیم می‌گوید: " ننه، من مسئول آشپزخانه هستم. بچه های مردم می‌خواهند روزه بگیرند و کسی نیست برایشان سحری درست کند. درست است من اینجا تو راحتی و آسایش باشم، آنها رنج و عذاب بکشند؟"

- نه ننه، والله من راضی به ناراحتی کسی نیستم. برو، خدا به همراهت.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
کاربر ۲۲۸۱۱۰۲
۱۳۹۹/۰۹/۲۳

این کتاب آدم رو با شهید همت ، خوب آشنا میکنه

کمیل نصراللهی
۱۴۰۰/۰۱/۲۶

خیلی جذابه بارک الله امیدوارم چنین کتابها رو همیشه صوتی کنید ...

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
زمان۰۱ ساعت و ۵۴ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۰۵٫۳ مگابایت
زمان۰۱ ساعت و ۵۴ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۰۵٫۳ مگابایت