
دانلود و خرید کتاب صوتی شب چله
معرفی کتاب صوتی شب چله
کتاب صوتی شب چله نوشتهی صدیقه محمدی و با گویندگی خود او مجموعهای از چند داستان کوتاه است که در فضایی ایرانی، صمیمی و گاه تلخ و هولناک، لحظههای مرزی زندگی را به تصویر کشیده است. نشر صدیقه محمدی آن کتاب را منتشر کرده است و شنونده با یک کار کاملاً شخصی روبهرو است؛ جایی که نویسنده نهتنها خالق داستانهاست بلکه با صدای خودش آنها را برای مخاطب روایت کرده است. در این کتاب صوتی، داستانهایی مثل زلزله، آخر خط، زلیخا، سگ، شب چله و آخرین تکه کنار هم قرار گرفتهاند و هرکدام از زاویهای متفاوت به ترس، مرگ، تنهایی، دلتنگی، مهر مادری، رفاقت، کودکی و خاطره نزدیک میشوند. فضاها اغلب آشنا و بومیاند؛ از زیرزمین خانهای که ناگهان با زلزله فرو میریزد تا اتوبوسی شلوغ در شهر، از کوچهای برفی و خانهای که به «خونهی ارواح» معروف است تا حیاطهای قدیمی و کوچهباغهای محله دولت. صدیقه محمدی در این کتاب صوتی از تجربهی سالها نوشتن، قصهگویی و کار با صدا استفاده کرده است. او که خود مدرس آواز است، در روایت داستانها از ریتم، مکث، لحن و حتی موسیقی و افکت بهره گرفته تا شنونده نهتنها داستان را بشنود بلکه آن را در ذهنش ببیند و با شخصیتها همراه شود. گفتوگوی پایانی کتاب با نیلوفر ذوالفقاری نیز تصویری روشن از مسیر نویسندگی، دغدغهها و جهان ذهنی نویسنده به مخاطب میدهد و نشان میدهد این مجموعه چگونه از دل سالها نوشتن، شنیدن و زندگیکردن با قصهها شکل گرفته است.
درباره کتاب شب چله
کتاب صوتی شب چله مجموعهای از ۱۰ داستان است که در آن صدیقه محمدی با تمرکز بر موقعیتهای بهظاهر روزمره، لایههای عمیقتری از ترس، امید، مرگ، عشق، کودکی و خاطره را بیرون کشیده است. در داستانهایی مثل زلزله، آخر خط، زلیخا، سگ، شب چله و آخرین تکه، شنونده با شخصیتهایی روبهرو میشود که در لحظهای حساس قرار گرفتهاند؛ مادری که زیر آوار زلزله گیر افتاده و تنها راه ارتباطش با دختر خردسالش شکاف باریک زیر در آهنی است، زنی سالخورده در اتوبوسی شهری که ناگهان شاهد مرگ مسافری ناشناس میشود، بازیگری که با نقش زلیخا روی صحنه زندگی میکند و در آتش میسوزد، سگی که برای شیر دادن به تولهاش دل به برف و جنگل و گرگ میزند، پسری که در شب یلدا میان ترس از «خونهی ارواح» و گفتوگوی رازآلود با پدرِ مردهی دکتر اصلانی قرار میگیرد و دو دختر بچه که سر یک تکه سفال و بازی خیالی، پای بزرگترها را به دعوا و قضاوت باز میکنند. کتاب صوتی شب چله در دو سطح حرکت کرده است؛ از یکسو روایتهای کوتاه و پرجزئیات از زندگی آدمهای معمولی در خانهها، کوچهها، اتوبوسها و دشتهای برفی و از سوی دیگر، طرح پرسشهایی دربارهی شجاعت، مرگ، سرنوشت، انتخاب و معنای بزرگشدن. در داستان شب چله، پیرمردی که خود را پدر دکتر معرفی میکند از «سه کلید» حرف میزند: عادت، جوانمردی و نگاه به گذشته بهعنوان چراغی برای عبور؛ در زلزله، مادر میان خفگی، ترس و فرو ریختن سقف، با قصهگفتن و لالاییخواندن تلاش میکند دخترش را آرام کند؛ در سگ، وفاداری و مهر مادری در قالب سگی که جانش را برای رسیدن به تولهاش به خطر میاندازد به تصویر کشیده شده است؛ و در آخر خط، مرگ ناگهانی مردی چاق در اتوبوس، بهانهای میشود برای تأملی کوتاه دربارهی «آخر خط» همهی آدمها. در پایان کتاب صوتی شب چله گفتوگویی نسبتاً مفصل با صدیقه محمدی آمده است که در آن از کودکیاش با رادیو، علاقهاش به داستانهای رادیویی، شروع نوشتن از دوران نوجوانی، جدیشدن نویسندگی از اواخر دهه ۴۰، چاپ مجموعه داستان شب چله، تجربهی فیلمنامهنویسی، کار با نوجوانان در خانه سبز و خانه ریحانه، نوشتن نمایشنامههای موزیکال و طنز، و همچنین تدریس آواز و صدا صحبت شده است. این گفتوگو نشان میدهد که آن کتاب حاصل تلاقی چند مسیر است: قصهگویی، کار با صدا، توجه به مسائل اجتماعی و علاقه به مخاطب در سنین مختلف. موسیقی و افکتهایی که بهوسیلهٔ محمد عوضی به داستانها اضافه شدهاند، فضای شنیداری هر داستان را کامل کردهاند و باعث شدهاند هر قصه حالوهوای صوتی ویژهی خودش را داشته باشد.
خلاصه داستان شب چله
در کتاب صوتی شب چله هر داستان بر محور یک موقعیت بحرانی یا لحظهی بهیادماندنی شکل گرفته است و از دل همان لحظه، جهان درونی شخصیتها آشکار میشود. در زلزله، راوی مادری است که برای بردن ترشی به زیرزمین رفته و ناگهان با لرزش شدید زمین، فرو ریختن سقف و تاریکی مطلق روبهرو میشود. او زیر درِ آهنی گیر افتاده و تنها راه ارتباطش با دختر خردسالش زهرا، شکاف باریک پایین در است. کوزههای ترشی و قرابههای سرکه و آبغوره میشکنند، بوی خاک و سرکه در فضا میپیچد و مادر در میان شیشههای خردشده و تاریکی، با فریاد، لالایی، قصهگفتن و حتی بازیسازی از چیزهای کوچک مثل پستانک و گلهای روی لباس زهرا، تلاش میکند بچه را آرام کند و خودش را از وحشت نجات دهد. در پایان، وقتی راوی در بیمارستان به هوش میآید، معلوم نیست چه بر سر شوهر و بچهاش آمده اما خاطرهی لالایی و صدای زهرا در ذهنش مانده است. در آخر خط، راوی زنی سالخورده است که در اتوبوسی شلوغ نشسته و بهخاطر نبود جا در قسمت زنانه، کنار مردی چاق قرار گرفته است. مرد که قابلمهی غذا روی پاهایش است، حال خوشی ندارد، نفسنفس میزند و ناگهان در میان شلوغی اتوبوس، شوخی مسافران، صلواتها و حرفهای پراکنده، جان میدهد. مسافران هرکدام واکنشی دارند؛ از شوخی دربارهی «مادرزن» تا توصیه به غسل میت. راننده با خونسردی میگوید «از این اتفاقها زیاد میفته» و راوی که قرار بوده قبل از «آخر خط» پیاده شود، حالا با این تجربهی ناگهانی مرگ، به این فکر میافتد که خودش هنوز زنده است و «هنوزم هستم». در زلیخا، راوی خودِ «زلیخا»ست؛ زنی خیالی که در آینهی گریم یک بازیگر مرد جان گرفته است. داستان میان خاطره و حال در رفتوآمد است: اتاق گریم، آقا جلال، کریم، مرد طلبکار، نمایشهای شلوغ، تماشاچیانی که زلیخا را روی صحنه «گلباران» میکنند و شبی که مردِ بازیگر، بعد از اجرا، در اتاقش تنها مینشیند، لباس زنانه و کلاهگیس میپوشد، با تصویر زلیخا در آینه حرف میزند و ناگهان آتشسوزی همهچیز را در بر میگیرد. شعلهها از لباس بالا میروند، آینه در دود و آتش گم میشود و زلیخا در روایت خود تأکید کرده است که به او «جون و عمر ابدی» داده؛ یعنی نقش و تصویر، از مرگ جسم عبور کرده است. در سگ، قصابِ خستهای را میبینیم که در حیاط خانهاش سگی با تولهای کوچک دارد. سگ هر روز مسیری طولانی را در برف طی میکند تا به عمارت ارباب برسد و غذایی بگیرد، بعد با شیر پرشده در سینهاش بهسوی تولهاش برمیگردد. در یکی از این رفتوآمدها، در میان بوران و برف، سگ برای کوتاهکردن راه از کنار رودخانه و جنگل میگذرد و با چند گرگ روبهرو میشود. حلقهی محاصره تنگ میشود، سگ چندبار زخمی میشود اما با زوزه، حمله و عقبزدن گرگها، خودش را بهسوی دشت و تولهاش میکشد. داستان بر مهر مادری، وفاداری و پایداری در برابر خطر تأکید کرده است. در شب چله، راوی پسری نوجوان است که در بلندترین شب سال، بهدرخواست پدر باید به خانهی دکتر اصلانی برود تا برای گاوی که نمیتواند بزاید کمک بیاورد. راه از کنار «خونهی ارواح» میگذرد؛ خانهای متروک که اهالی ده از آن میترسند. راوی در تاریکی، صدای پچپچ، نورهای عجیب، افتادن قندیل و نالهی گاو را میشنود و با ترس وارد خانهی دکتر میشود. در اتاقی سرد و نیمهتاریک، پیرمردی که خود را پدر دکتر معرفی میکند، از سه کلید زندگی حرف میزند: انتخاب عادتهای خوب و روبهروشدن با ترس، جوانمردی و زلالبودن، و نگاه به گذشته بهعنوان چراغی برای عبور. راوی بعد از بازگشت و بیهوششدن، صبح زیر کرسی به هوش میآید و میفهمد دکتر اصلانی اصلاً پدر زندهای ندارد؛ اینجا مرز میان رؤیا، ترس و نوعی تجربهی درونی روشن میشود. در آخرین تکه، دو دختر بچه به نامهای ترلان و نرگس در حیاطی قدیمی با عروسک پارچهای و تکههای شکستهی کوزه بازی میکنند. هر شکسته برایشان نقش قابلمه، پیاله یا ظرف آش را دارد. آخرین تکهی سفال، موضوع دعوای پنهان میان آنهاست؛ هر دو میخواهند آن را داشته باشند. بازی کودکانه به کشمکش میرسد، دست نرگس زخمی میشود و مادرها و همسایهها با قضاوت، فریاد و اتهام وارد ماجرا میشوند. درنهایت، در میان همهمهی بزرگترها، دو دختر دوباره کنار هم مینشینند، عروسک و سفال را بین خودشان جابهجا میکنند و به بازی برمیگردند؛ انگار که دعوا و هیاهوی بزرگترها بیرون از دنیای کوچک و انعطافپذیر آنهاست. بخش پایانی کتاب صوتی شب چله گفتوگویی است که در آن صدیقه محمدی از مسیر نویسندگی، علاقهاش به رادیو و موسیقی، تجربهی کار با نوجوانان آسیبدیده، نوشتن نمایشنامههای طنز و موزیکال، و اهمیت صدا در روایت داستانها میگوید. او توضیح داده است که چگونه موسیقی و افکتها به کمک محمد عوضی به داستانها اضافه شدهاند تا شنونده بهتر بتواند فضاها را تجسم کند و با قصهها همراه شود.
چرا باید کتاب شب چله را بشنویم؟
کتاب صوتی شب چله بهخاطر چند ویژگی میتواند برای شنونده تجربهای متفاوت باشد. نخست اینکه داستانها در عین کوتاهبودن، بر لحظههای بسیار پرتنش و پرمعنا تمرکز کردهاند؛ لحظهی زلزله و گیر افتادن زیر آوار، مرگ ناگهانی در اتوبوس، آتشسوزی در اتاق گریم، رویارویی سگ با گرگها در برف، عبور نوجوانی ترسان از کنار «خونهی ارواح» و دعوای کودکانه بر سر یک تکه سفال. این تمرکز باعث شده است هر داستان مثل یک قاب فشرده از زندگی عمل کند و شنونده را مستقیماً وسط ماجرا قرار دهد. دوم اینکه در کتاب صوتی شب چله صدا نقش اصلی را دارد. نویسنده خودش داستانها را روایت کرده و سالها تجربهی کار با صدا و آواز را در لحن، مکثها، تغییر صدا برای شخصیتهای مختلف و حتی اجرای تیپهای گوناگون بهکار گرفته است. در داستان آخرین تکه، چند صدای کودک و بزرگسال از زبان یک نفر شنیده میشود و در زلیخا، گفتوگوی بازیگر با تصویرش در آینه، با تغییر ظریف لحن از هم جدا شده است. موسیقی و افکتها نیز بهوسیلهٔ محمد عوضی به داستانها اضافه شدهاند و فضای شنیداری هر قصه را کامل کردهاند؛ صدای زلزله، اتوبوس شلوغ، باد شب چله، زوزهی گرگها و همهمهی کوچه، شنونده را در دل موقعیت قرار میدهد. سوم اینکه آن کتاب بهطور مداوم میان ترس و امید، تاریکی و نور، مرگ و زندگی در رفتوآمد است. در زلزله، مادر در اوج وحشت با قصهگفتن برای زهرا، امید را زنده نگه میدارد؛ در سگ، حیوانی که میتوانست صرفاً نماد ترس از گرگها باشد، به نمادی از مهر و پایداری تبدیل شده است؛ در شب چله، گفتوگوی پیرمرد دربارهی سه کلید، ترس نوجوان را به فرصتی برای شناخت خودش بدل میکند؛ و در آخر خط، مرگ ناگهانی مسافر، راوی را به این آگاهی میرساند که «هنوزم هستم». این رفتوآمدها شنونده را به فکرکردن دربارهی شجاعت، عادتها، گذشته و معنای زندهبودن دعوت کرده است. چهارم اینکه گفتوگوی پایانی با صدیقه محمدی، پشتصحنهی شکلگیری این داستانها را نشان میدهد. شنونده میفهمد که نویسنده چگونه از رادیو، موسیقی، کار با نوجوانان در خانه سبز و خانه ریحانه، و تجربهی فیلمنامهنویسی و نمایشنامهنویسی تأثیر گرفته است. این آگاهی، شنیدن داستانها را برای کسانی که به فرایند خلق اثر علاقهمندند جذابتر میکند و نشان میدهد هر قصه بر بستری از تجربههای زیسته و مشاهدههای اجتماعی بنا شده است. درنهایت، کتاب صوتی شب چله برای کسانی که به فضاهای ایرانی، کوچهها و حیاطهای قدیمی، شب یلدا، اتوبوسهای شلوغ، دشتهای برفی و خانههای پرخاطره علاقه دارند، میتواند یادآور بخشی از حافظهی جمعی باشد؛ حافظهای که در آن ترسها، خندهها، لالاییها و دعواهای کوچک و بزرگ در کنار هم زندگی میکنند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به شنوندههایی پیشنهاد میشود که به داستانهای کوتاه ایرانی با حالوهوای بومی و شهری علاقه دارند و دوست دارند قصهها را با صدای خود نویسنده بشنوند. به کسانی پیشنهاد میشود که موضوعاتی مثل ترس، مرگ، شجاعت، مهر مادری، کودکی، تنهایی و خاطره برایشان جذاب است و مایلاند این مضامین را در قالب روایتهای کوتاه و تصویری دنبال کنند. به علاقهمندان رادیو، نمایشهای رادیویی، صدا و موسیقی پیشنهاد میشود؛ کسانی که برایشان مهم است لحن، افکت و موسیقی چگونه فضای داستان را میسازد. به نوجوانان و بزرگسالانی پیشنهاد میشود که در جستوجوی داستانهایی هستند که هم آنها را سرگرم کند و هم فرصتی برای فکرکردن دربارهی زندگی روزمره، عادتها و مواجهه با ترسها در اختیارشان بگذارد. به هنرجویان نویسندگی، فیلمنامهنویسی و نمایشنامهنویسی نیز پیشنهاد میشود، چون میتوانند از ترکیب روایت، صدا و موسیقی در این کتاب صوتی برای کارهای خود الهام بگیرند و در گفتوگوی پایانی با صدیقه محمدی با مسیر شکلگیری چنین مجموعهای آشنا شوند.
زمان
۱ ساعت و ۲۴ دقیقه
حجم
۵۰٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۲۴ دقیقه
حجم
۵۰٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
قابلیت انتقال
ندارد