کتاب صوتی چهارراه + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی چهارراه

دانلود و خرید کتاب صوتی چهارراه

دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی چهارراه

کتاب صوتی چهارراه نوشته‌ی افشین طباطبایی روایتی چندصدایی از یک روز شلوغ در شهری بزرگ است که همه‌چیزش حول یک چهارراه می‌چرخد؛ چهارراهی که در آن تصادف، بگیر و ببند موتورسوارها، رفت‌وآمد تاکسی‌ها، عبور رهگذران و تلاقی نگاه‌ها و سرنوشت‌ها در هم تنیده شده است. نشر افشین طباطبایی آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی خود افشین طباطبایی منتشر شده تا لحن و ضرباهنگ جملات دقیقاً همان‌طور که در ذهن نویسنده شکل گرفته به گوش شنونده برسد. در این کتاب صوتی، خبری از یک قهرمان واحد یا یک خط داستانی مستقیم نیست؛ شهر و چهارراه در مرکز قرار گرفته‌اند و آدم‌های گوناگون با سن، طبقه، شغل و دغدغه‌های متفاوت، هرکدام برای چند صفحه وارد میدان می‌شوند، کاری می‌کنند، حرفی می‌زنند، زخمی می‌شوند، عاشق می‌شوند، می‌ترسند یا فقط از کنار ما رد می‌شوند و بعد جایشان را به دیگری می‌دهند. از افسر راهنمایی و رانندگی و راننده تاکسی گرفته تا خانم دکتر درمانگاه، جگرکی سر کوچه، زن خانه‌دار، دختر جوان، مرد میانسال خسته از کار و جوان عاشق، همه در این رفت‌وآمد بی‌وقفه حضور دارند. چهارراه در این کتاب صوتی فقط یک محل عبور نیست؛ نقطه‌ای است که در آن قانون و بی‌قانونی، عشق و دل‌زدگی، امید و خستگی، ایمان و تردید، و حتی مرگ و زندگی شانه‌به‌شانه هم حرکت می‌کنند. شنونده با هر صحنه، وارد ذهن و حال‌وهوای شخصیتی تازه می‌شود و به‌تدریج تصویری از شهری به‌هم‌ریخته، پرهیاهو و درعین‌حال زنده و پر از احساس در ذهنش شکل می‌گیرد.

درباره کتاب چهارراه

کتاب صوتی چهارراه با تمرکز بر یک موقعیت ثابت شهری، یعنی چهارراهی شلوغ، مجموعه‌ای از روایت‌های به‌هم‌پیوسته را کنار هم می‌نشاند که در ظاهر جدا از هم‌اند اما در عمق، با نخ‌های نازکی به هم وصل شده‌اند. افشین طباطبایی در آن کتاب، زاویه دید را مدام عوض کرده است؛ یک‌بار همراه سه دختر نوجوانی است که با خنده و شیطنت از پل باریک کنار جوی رد می‌شوند و ناگهان شاهد تصادف ۲۰۶ و موتورسوار می‌شوند، بار دیگر سوار همان ۲۰۶ می‌شود و از چشم دختر راننده، سرمای آذر، موسیقی غمگین، اشک گوشه چشم و بعد ترمز ناگهانی و تصادف را تجربه می‌کند. همان حادثه، چند صفحه بعد از نگاه افسر راهنمایی دیده می‌شود؛ افسری که همسرش را سال‌ها پیش در تصادف با موتور از دست داده و حالا با هر موتورسوار متخلف، خشم و اندوه قدیمی‌اش زنده می‌شود، اما در مواجهه با دختر راننده، چیزی شبیه امید و دلبستگی در دلش جوانه می‌زند. کتاب صوتی چهارراه در چند بخش بلند و پیوسته، شخصیت‌های دیگری را هم وارد میدان می‌کند: خانم دکتری که در درمانگاه با بیماران مختلف سر و کار دارد؛ از پیرزن دچار اسهال و فشار پایین تا بچه‌ای با تب خفیف و پسربچه‌ای که ابرویش را بخیه می‌زند، و در همین رفت‌وآمدها، کم‌کم رابطه‌ای عاطفی میان او و وکیل جوانی که چندبار به بهانه‌های مختلف به درمانگاه آمده شکل می‌گیرد. جگرکی لاغر و وسواسی کنار چهارراه، قصاب همسایه‌اش، بحث‌هایشان درباره دختر و جهیزیه و مرگ و زندگی، و نگاهشان به موتورسوارها و مأموران، لایه دیگری از فضای اجتماعی کتاب را می‌سازد. زن میانسالی که برای خرید روسری بیرون آمده و در راه، تمام سال‌های بزرگ‌کردن سه پسرش و تنهایی‌اش در کنار شوهر بی‌حضور را مرور می‌کند، مردی با کلاه کپ و پیپ که بین خاطرات تلخ و وسوسه خودکشی و بوی جگر و صدای بچه‌ها در نوسان است، جوانی که سایه‌به‌سایه زنی جذاب راه می‌رود و او را به خیانت متهم می‌کند، مهندسی که ۲۷ سال است از پشت پنجره دفترش همین چهارراه را نگاه می‌کند و احساس پیری و بی‌معنایی دارد، راننده تاکسی جوانی که تازه ازدواج کرده و با همه سختی‌ها هنوز خوش‌دل و امیدوار است، و در پایان، جوان ارمنی عاشقی که می‌خواهد دختر محبوبش را به دیدار مادر ببرد؛ همه این‌ها در آن کتاب، مثل تکه‌های یک پازل کنار هم قرار گرفته‌اند و چهارراه را به صحنه‌ای زنده از تلاقی سرنوشت‌ها تبدیل کرده‌اند.

خلاصه داستان چهارراه

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! کتاب صوتی چهارراه با صحنه‌ای از سه دختر نوجوان آغاز می‌شود که در سرمای روزی پاییزی، با خنده و شیطنت از پل باریک کنار جوی رد می‌شوند، کارت تلفن در دستگاه جا می‌گذارند، به زنی که با موتورسوار تصادف کرده نگاه می‌کنند و بعد می‌روند سراغ تلفن عمومی. همان‌جا، تصادف ۲۰۶ و موتورسوار رخ می‌دهد؛ حادثه‌ای که مثل محور نامرئی، بارها و بارها از زاویه دید شخصیت‌های مختلف تکرار می‌شود. دختر راننده ۲۰۶، زنی جوان و جذاب است که از محله‌ای اعیان‌نشین بیرون آمده، در راه با مادر دوقلوها هم‌صحبت می‌شود، به زنانی که با بچه‌ها از خیابان رد می‌شوند راه می‌دهد، از موتورسوار مزاحم عصبانی می‌شود و در نهایت، در نزدیکی چهارراه، با موتوری تصادف می‌کند. ترس، لرز، نگاه‌های مردم و بعد رسیدن افسر راهنمایی، اوج این صحنه است؛ افسری که با دیدن دختر، ناگهان یاد همسر از دست‌رفته‌اش می‌افتد و در عین حال، کششی تازه در دلش شکل می‌گیرد. او مقصر را موتورسوار اعلام می‌کند، مدارک را می‌گیرد، شوخی می‌کند، شماره موبایلش را روی کاغذی می‌نویسد و به دختر می‌دهد و هر دو، با لبخندی پنهان از هم جدا می‌شوند. در بخش‌های بعدی، خانم دکتر درمانگاه را می‌بینیم که در طول یک شیفت، با پیرمرد کم‌قند، دختر بچه تب‌دار، پیرزن دچار مسمومیت غذایی، پسربچه زخمی و زن و مردی که سر مراقبت از بچه دعوا می‌کنند روبه‌رو می‌شود. در همین رفت‌وآمدها، وکیل جوانی که چندبار به بهانه‌های مختلف به درمانگاه آمده، این‌بار مادرش را می‌آورد و رابطه‌ای نیمه‌گفته میان او و خانم دکتر شکل می‌گیرد؛ تا جایی که بعد از پایان شیفت، مادر و پسر با ماشین جلوی درمانگاه منتظر می‌مانند و خانم دکتر را سوار می‌کنند و در راه، از چهارراه عبور می‌کنند؛ همان چهارراهی که کمی قبل‌تر، صحنه تصادف ۲۰۶ و موتورسوار بوده است. روایت بعدی، جگرکی سید و حاجی قصاب است که در مغازه کوچک کنار چهارراه، از موش‌ها، دختر و جهیزیه، مرگ مردها، سختی بزرگ‌کردن بچه‌ها و بی‌عدالتی دنیا حرف می‌زنند و هم‌زمان، از پشت منقل و شیشه مغازه، فرار موتورسوارها از دست سربازها، توقیف موتور، دعواها و تصادف ۲۰۶ را تماشا می‌کنند. زن میانسالی که برای خرید روسری بیرون آمده، در مسیر چهارراه، سال‌های بزرگ‌کردن سه پسر، تنهایی در مطب دکترها، غیبت شوهر و حس باختن زندگی را مرور می‌کند، اما با یک تماس تلفنی از پدرش و دعوت به قیمه، حالش عوض می‌شود و با احساس خوشبختی ساده‌ای به سمت خانه پدر می‌رود. مردی با کلاه کپ و دستکش چرمی، در پیاده‌رو قدم می‌زند، خاطرات تلخ زندگی مشترک و دعواهای پدر و مادرش را به یاد می‌آورد، با پسر کتاب‌خوانی که شازده کوچولو دستش است هم‌صحبت می‌شود، برای زوج خارجی نقش مترجم را بازی می‌کند، پیشنهاد خرید فیلم و «دود» را از جوانک فروشنده رد می‌کند، سوار تاکسی می‌شود و در راه، دوباره صحنه تصادف ۲۰۶ و موتورسوار را می‌بیند و در ذهنش تا مرز خودکشی با وانت نیسان پیش می‌رود، اما بوی جگر و صدای بچه‌ها او را به زندگی برمی‌گرداند. در روایتی دیگر، مرد جوانی سایه‌به‌سایه زن جذابی راه می‌رود، او را به خیانت متهم می‌کند، زن با گریه گوشی‌اش را به دست او می‌دهد تا ببیند با چه کسانی حرف زده، اما مرد از دیدن حقیقت طفره می‌رود و در سکوت، کنار چهارراه با او قدم می‌زند؛ جایی که دیگر خبری از سربازها و یدک‌کش نیست و فقط صدای اذان و روشن‌شدن چراغ‌ها شنیده می‌شود. مهندس میانسالی که ۲۷ سال است دفترش مشرف به چهارراه است، از پشت شیشه، بگیر و ببند موتورها، تصادف ۲۰۶، دختران مدرسه‌ای، جگرکی و تاکسی‌ها را نگاه می‌کند و در دل، از پیری زودرس، بی‌معنایی کار و دورشدن از شور جوانی می‌گوید، اما در نهایت، فکر شام خانه و همسرش او را از دفتر بیرون می‌کشد. راننده تاکسی جوانی که تازه ازدواج کرده، با خاطره عروسی ساده در حیاط خانه حاج‌آقا، سفر مشهد، پیکان قسطی و نقشه خرید سمند زرد، در ترافیک چهارراه گیر می‌کند، مسافری عصبانی را آرام می‌کند، از کنار یدک‌کش پر از موتور و صحنه تصادف ۲۰۶ رد می‌شود و دلش برای خانه و زنش تنگ می‌شود. در پایان، جوان ارمنی عاشقی را می‌بینیم که قرار است دختر محبوبش را به دیدار مادر ببرد، در خانه منتظر می‌ماند، دوش می‌گیرد، لباس می‌پوشد، مضطربانه به ساعت نگاه می‌کند، طاقت نمی‌آورد و پیاده به سمت درمانگاه می‌رود؛ همان‌جا که دختر منتظرش است. دست در دست هم، از میان شلوغی چهارراه، از کنار موش کنار جوی، سربازها، موتورها و آدم‌ها عبور می‌کنند و در لحظه‌ای پر از اضطراب و شیرینی، به سمت خانه مادر می‌روند؛ در حالی که بالای سرشان، مثل تمام صحنه‌های دیگر کتاب، دسته‌ای پرنده در آسمان به سمتی می‌روند.

چرا باید کتاب چهارراه را بشنویم؟

کتاب صوتی چهارراه برای شنونده‌ای که به روایت‌های شهری و شخصیت‌محور علاقه‌مند است، تجربه‌ای شبیه ایستادن طولانی‌مدت در یک چهارراه شلوغ و تماشای آدم‌ها از نزدیک فراهم می‌کند. آن کتاب به‌جای دنبال‌کردن یک قهرمان یا یک ماجرای واحد، مجموعه‌ای از زندگی‌های روزمره را کنار هم می‌گذارد که در ظاهر عادی‌اند اما وقتی از درون دیده می‌شوند، پر از تنش، حسرت، امید، عشق، خشم و شوخی‌اند. شنونده در هر بخش، وارد ذهن و دل شخصیتی تازه می‌شود؛ از افسر خشمگین و داغ‌دیده تا راننده تاکسی خوش‌دل، از خانم دکتر خسته و در آستانه دلبستگی تا زن خانه‌داری که میان احساس باختن زندگی و لحظه‌های ساده خوشبختی در نوسان است. یکی از ویژگی‌های شاخص کتاب صوتی چهارراه، تکرار یک موقعیت واحد از زاویه دیدهای مختلف است؛ تصادف ۲۰۶ و موتورسوار، یدک‌کش پر از موتور، سربازهای راهنمایی، جگرکی کنار خیابان، دختران مدرسه‌ای، تلفن عمومی کنار ستون سبز، و دسته پرنده‌هایی که در آسمان به سمتی می‌روند، بارها در روایت‌ها ظاهر می‌شوند و هر بار معنای تازه‌ای پیدا می‌کنند. این تکرار، به شنونده کمک می‌کند بفهمد هر حادثه‌ای که از بیرون ساده به نظر می‌رسد، در دل آدم‌های مختلف چه اثرهایی می‌گذارد. شنیدن این کتاب صوتی، فرصتی است برای دیدن شهر و آدم‌هایش با نگاهی دقیق‌تر؛ آدم‌هایی که معمولاً در ازدحام روزمره فقط از کنارشان عبور می‌شود. چهارراه نشان می‌دهد پشت هر چهره عبوری، داستانی طولانی از رنج، شادی، انتخاب و تناقض خوابیده است. برای کسانی که دوست دارند در حین شنیدن، تصویرسازی کنند، این کتاب صوتی با صحنه‌پردازی‌های جزئی‌نگر، بوها، صداها، رنگ‌ها و حرکت‌ها را به‌خوبی به گوش و ذهن منتقل کرده است و شنونده را در مرکز یک شهر زنده و پرهیاهو قرار می‌دهد. همچنین، تنوع سنی و طبقاتی شخصیت‌ها باعث می‌شود شنونده بتواند خود را در چندین چهره مختلف بازشناسی کند؛ چه در خستگی مهندس میانسال، چه در امید راننده تاکسی جوان، چه در تردید افسر، چه در دل‌مشغولی‌های خانم دکتر و چه در اضطراب جوان عاشق پیش از دیدار مادر. این تنوع، چهارراه را به آینه‌ای از زندگی شهری معاصر تبدیل کرده است که بدون شعار، تضادها و هم‌زیستی آدم‌ها را کنار هم می‌گذارد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی چهارراه به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های شهری و شخصیت‌محور علاقه‌مندند و دوست دارند زندگی روزمره آدم‌های عادی را از زاویه دیدهای مختلف دنبال کنند. به علاقه‌مندان روایت‌های چندپاره و به‌هم‌پیوسته، کسانی که از فضاهای شلوغ شهری، چهارراه‌ها، تاکسی‌ها، درمانگاه‌ها و مغازه‌های کوچک تصویر ذهنی پررنگی دارند، و شنوندگانی که حوصله همراهی با جزئیات رفتاری و احساسی شخصیت‌ها را دارند، این کتاب صوتی پیشنهاد می‌شود. همچنین به کسانی که دغدغه روابط خانوادگی، تنهایی، عشق، خستگی از کار، و برخورد با قانون و بی‌قانونی در شهر را در ذهن دارند و می‌خواهند این موضوعات را در قالب داستان و از زبان آدم‌های مختلف بشنوند، چهارراه می‌تواند انتخاب مناسبی باشد.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۲ ساعت و ۵۳ دقیقه

حجم

۱۱۹٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۲ ساعت و ۵۳ دقیقه

حجم

۱۱۹٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۷,۰۰۰
تومان