
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب (جرعه دهم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب (جرعه دهم)
کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه دهم نوشتهی سید صدرا میرئی روایتی نمایشی و گفتوگومحور از ماجرای قربانیکردن اسماعیل و پیوند آن با واقعهی کربلا است که نشر آوایم آن را منتشر کرده است. در این کتاب صوتی گروه گویندگان در قالب صداپیشگان متعدد نقش شخصیتهایی چون آب، هاجر، ابراهیم، اسماعیل، پیرزنِ فتنهگر و ابلیس را زنده کردهاند و شنونده را در دل صحنههایی پرتنش و عاطفی قرار میدهند. این کتاب صوتی با تکیهبر زاویهدیدی غیرمعمول، ماجرا را از زبان «آب» روایت میکند؛ آبی که از نجات اسماعیل در کودکی، جوشش زمزم، ساخت کعبه و زندگی هاجر و اسماعیل تا حرکت ابراهیم بهسوی مشعر و گفتوگوهای پنهانی ابلیس با انسانها را شاهد بوده است. درامای شنیداری این جرعه، میان خاطرهی نجات اسماعیل و یادآوری صحنههایی از کربلا رفتوآمد میکند و از خلال مونولوگها و دیالوگهای فشرده، رابطهی اطاعت، ایمان، وسوسه و قربانیکردن را به تصویر میکشد. سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه دهم با گویندگی گروه گویندگان منتشر شده و گروه فرهنگی هنری یم در تولید هنری و دراماتیک آن نقش محوری داشته است.
درباره کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه دهم
کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه دهم با نویسندگی سید صدرا میرئی بخشی از یک مجموعهی پیوسته است که در آن «آب» بهعنوان راوی اصلی، تاریخ قدسی و لحظههای سرنوشتساز را از منظر خود بازگو کرده است. در این جرعه، تمرکز بر ماجرای ابراهیم، هاجر و اسماعیل است؛ اما روایت بهگونهای پیش میرود که شنونده مدام حضور کربلا و مقتل حسین را در پسزمینه حس میکند. آب از نجات اسماعیل در کودکی و جوشش زمزم آغاز میکند، از این میگوید که چگونه پرندگان بر فراز او نشانه شدند تا قبایل راه خود را بهسوی چشمه باز کنند و در کنار او ساکن شوند، و چگونه بهتدریج به نام زمزم و به گوارایی مشهور شد. در ادامه، ساخت کعبه، روزگار آرام مردم اطراف آن، رشد اسماعیل و دلبستگی عمیق هاجر به فرزندش تصویر میشود. سپس ورود پیرزنی فرسوده به خانهی هاجر، گفتوگوی طولانی او با هاجر و افشای خوابی که ابراهیم دیده است، فضای داستان را بهسوی بحران میبرد و شنونده را با ترس، تردید و ایمان مادرانهی هاجر روبهرو میکند. در ادامهی کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه دهم روایت بهسوی صحنهی حرکت ابراهیم و اسماعیل بهسوی مشعر میرود. آب که در کوزهای همراه آنهاست، همزمان شاهد گفتوگوهای پنهانی ابلیس با اسماعیل و تلاش او برای برانگیختن تردید در دل این جوان است. صحنههایی از مواجههی ابراهیم با ابلیس، سنگزدنهای پیاپی و تغییر مسیر بهسوی منا، در کنار مونولوگهای درونی آب، لایهای از تأمل و پرسش دربارهی معنای قربانی، اطاعت و رؤیا میسازد. در بخش پایانی، راوی آب با یادآوری صحنهای از کربلا و خطابقراردادن ابراهیم، پیوندی عاطفی و معنوی میان قربانی اسماعیل و قربانی حسین برقرار میکند و از رنج مشترک پدران و فرزندان میگوید. این جرعه ساختاری اپیزودیک دارد که میتوان آن را در چند بخش اصلی دید: روزگار زمزم و خانهی هاجر، دیدار پیرزن و افشای خواب، حرکت بهسوی مشعر و گفتوگوهای ابلیس با اسماعیل، و در نهایت، رجوع راوی به خاطرهی کربلا و تیغی که بر گردن فرزند فرود میآید.
خلاصه کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه دهم
در این کتاب صوتی، آب بهعنوان راوی اصلی، از لحظهای آغاز میکند که پس از نجات اسماعیل، به نقش خود در آیندهای مبهم آگاه شده است. او میگوید اگر قرار نبود اسماعیل برای امری دیگر در آیندهی نامعلوم باقی بماند، خداوند او را در آن واقعه حاضر نمیکرد. آب از جوشش زمزم، از پرندگانی که بر فراز او میچرخند و قبایلی که بهسوی او راه مییابند سخن میگوید و توضیح میدهد که چگونه نام زمزم از تکرار واژهی «زم» بر زبان هاجر و ابراهیم شکل گرفته است. سالها میگذرد، ابراهیم به ساخت کعبه مشغول است، مردم در کنار زمزم روزگار میگذرانند، اسماعیل قد میکشد و هاجر بیشازپیش شیفتهی فرزند خود میشود. آب این مادر و فرزند را میبیند و با هر نگاه، زلالتر میجوشد. روزی پیرزنی فرسوده به خانهی محقر هاجر میآید. گفتوگوی او با هاجر، که آب نیز در آن حضور دارد، بهتدریج پرده از خبری هولناک برمیدارد: پیرزن میگوید در نزدیکی کعبه، ابراهیم را در حال مناجات دیده و از زبان او شنیده که قصد دارد اسماعیل را قربانی کند؛ خوابی دیده و آن را فرمان الهی دانسته است. هاجر ابتدا این سخن را کذب میخواند، به ایمان ابراهیم اعتماد دارد و باور نمیکند که پیامبر خدا بدون خبرکردن او چنین تصمیمی بگیرد. اما پیرزن که در حقیقت همان ابلیس است، با زبانی آتشین، از تعبیر خواب، از تقلید کورکورانه و از جنون کشتن فرزند به استناد رؤیا سخن میگوید و تلاش میکند دل هاجر را بلرزاند. آب در دل خود از خدا میخواهد که هاجر را از شر این پیرزن نجات دهد و در عین حال، از سوزندگی کلام او میترسد. سپس روایت به درون خانه بازمیگردد؛ هاجر در خلوت خود با اسماعیل سخن میگوید، او را برای رفتن همراه پدر آماده میکند، موهایش را شانه میزند و میان دلنگرانی و رضایت به تقدیر الهی سرگردان است. او به یاد میآورد که روزی جان فرزند را از خدا خواسته و اکنون باید امانت را بازگرداند. ابراهیم کوزهای را که آب در آن است برمیدارد و همراه اسماعیل بهسوی مشعر میرود. آب در مسیر، اطاعت بیچونوچرای پدر و پسر را میبیند و در دل خود میپرسد چرا در جهانی که قربانیهای بسیار ممکن است، باید اسماعیلِ رعنا انتخاب شود. او یاد قربانیشدن هابیل و دیگر نیکان را میآورد و از سختی «شاهد بودن» بر قربانی میگوید. در راه، پیرمردی بر سر راه اسماعیل ظاهر میشود و از او میپرسد پدرت تو را برای چه میبرد. وقتی میشنود که مقصد زیارت و عبادت است، حقیقت را بر زبان میآورد: ابراهیم در خواب دیده که باید تو را قربانی کند. او میکوشد با استدلالهای ظاهراً عقلانی، اسماعیل را به تردید بیندازد؛ از این میگوید که چرا باید انسان قربانی شود درحالیکه چهارپایان بسیار وجود دارند. اسماعیل اما پاسخ میدهد اگر فرمان الهی باشد، گلوی او آماده است. آب میبیند که این جوان، شیر ایمان را از مادری عاشق نوشیده و وسوسه را پس میزند. ابراهیم سه بار با ابلیس روبهرو میشود، هر بار با هفت سنگ او را میراند و مسیر را بهسوی منا کج میکند. در بخش پایانی، راوی آب از اکنونِ خود سخن میگوید؛ از روزی خاص که هر سال به آن میرسد، از جمعشدن مردم، از اینکه «امروز همه هستند» و او باید برایشان بگوید. او طلوع صبح را نزدیک میبیند و خود را برای «اتفاق» آماده میکند. سپس خطاب به ابراهیم، صحنهای از کربلا را به یاد میآورد: روزی که ابراهیم سوار بر اسب از کنار فرات گذشت، اسب لغزید، سرش شکست و او از خدا پرسید چه خطایی کرده است. آب میگوید هرکس در این سرزمین بلایی میبیند تا ذرهای بفهمد چه قرار است بر دیگری بگذرد، و در نهایت همهی بلاها بر دوش یک نفر جمع میشود. او پدری دیگر را به یاد میآورد که چون ابراهیم، اما در کربلا، با تیغی روبهروست که شوخی ندارد. روایت با تصویر ابراهیم که تیغ را از کمر باز میکند و میبُرد، و با یادآوری نویسنده، کارگردان و گروه سازنده، به پایان این جرعه میرسد.
چرا باید کتاب سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه دهم را بشنویم؟
سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه دهم بهسبب انتخاب راویِ نامعمول خود یعنی «آب» تجربهای متفاوت از شنیدن روایتهای دینی و تاریخی فراهم کرده است. شنونده در این کتاب صوتی نهتنها با ماجرای مشهور قربانیکردن اسماعیل روبهرو میشود، بلکه آن را از زاویهی نگاه عنصری میشنود که در بسیاری از وقایع قدسی حضور داشته و بارها شاهد قربانیشدن انسانها بوده است. این زاویهدید، امکان طرح پرسشهایی دربارهی اطاعت، رؤیا، قربانی، وسوسه و رنج را فراهم کرده است بیآنکه لزوماً پاسخهای قطعی عرضه شود. در این کتاب صوتی، گفتوگوهای هاجر و پیرزن، اسماعیل و پیرمرد، و مونولوگهای درونی آب، لایههای عاطفی و فکری ماجرا را برجسته کرده است. شنونده با هاجر همدردی میکند، تردید و ایمان او را لمس میکند، و در عین حال، با استدلالهای ابلیس و پاسخهای اسماعیل مواجه میشود. پیوندی که در پایان میان واقعهی ابراهیم و صحنههایی از کربلا برقرار شده است، نگاه تازهای به مفهوم «مقتل» و تداوم رنج و قربانی در تاریخ دینی ارائه کرده است. برای کسانی که به روایت شنیداری علاقهمند هستند، این جرعه فرصتی است برای تجربهی ترکیب درام، گفتوگو و تأمل معنوی در قالب یک اثر صوتی چندصدایی.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی مقتل آب؛ جرعه دهم به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای دینی و قرآنی در قالبی نمایشی و گفتوگومحور علاقهمند هستند. همچنین به علاقهمندان موضوعاتی چون قربانی، ایمان، وسوسه، کربلا و مقتل، و کسانی که دوست دارند این مفاهیم را از زاویهدیدی متفاوت مانند روایت یک عنصر طبیعی دنبال کنند، پیشنهاد میشود. دانشجویان و پژوهشگران حوزهی ادبیات دینی، نمایشنامهنویسی مذهبی و درام رادیویی نیز میتوانند از شنیدن این کتاب صوتی برای آشنایی با شیوهی بازآفرینی این ماجراها در قالب صوتی بهره ببرند.
زمان
۳۰ دقیقه
حجم
۴۲٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۳۰ دقیقه
حجم
۴۲٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد