وداع با اسلحه

دانلود و خرید وداع با اسلحه

۳٫۵ از ۱۳ نظر
۳٫۵ از ۱۳ نظر

برای خرید و دانلود   وداع با اسلحه  نوشته  ارنست همینگوی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

نظرات کاربران

f,s
دوست نداشتم
محمد
نویسنده درجه یک مترجم درجه یک دقیقا چی کتاب رو دوست نداشتید؟
Fatemeh Hodhodi
درمقایسه با بسیاری از رمان ها و داستان های شناخته شده از جذابیتی برخوردار نبود ...فقط روان بودن ترجمه باعث میشد ب خوندن داستان ادامه داد
*Zahra *
من نسخه چاپی این کتاب رو با همین ترجمه خوندم و درباره گویندگی نظری ندارم. ترجمه کتاب خوب بود و راضی بودم 😊 ولی مسئله اصلی یعنی محتوای کتاب جدا جذاب نبود برام😐 نویسنده خیلی وقایع رو کلی بیان کرده و این به نظر من از زیبایی قلمش کم کرده🤔 در کل نتونستم با شخصیت هاش و داستانش خیلی ارتباط خوبی بگیرم .😬
خانم کتابخوار
من خیلی از کتابش خوشم اومد عالی بود یه داستان عاشقانه ی قشنگ
بهار قربانی
بزرگی بودن نام یه نویسنده و اثرش دلیل بر همه پسند بودنش نیست، من نه با این کتاب و نه با کتاب پیرمرد و دریا اصلا نتونستم ارتباط برقرار کنم. *اسپول* اینقد شخصیت زن داستان (کاترین) ضعیف و زبون نشون داده شده که جای تعجب و تاسفِ ،قشنگ حس طفیلی مرد بودنشو کاملا القا میکنه، این زبونی تا جایی پیش میره که تو جایی از داستان کَت میگه میخوام مثل تو باشم،ازین به بعد هرچی تو بخوای،هرچی تو بگی...بدتر از همه اینکه وقتی میفهمه بارداره انگار مشکل اونو و مرد داستان هیچ گونه مسئولیتی نداره ،در واقع مرد یه جوری داره تحملش میکنه ،موقع زایمان هم مدام عذرخواهی که ببخشید زایمان سخت و طولانی دارم، و بارها بارها تو داستان زن از مرد بخاطر سر بار بودن عذرخواهی میکنه ،در حالی که مرد ظاهرا عاشق زنِ،اما تو داستان مرد کاملا از موضع قدرت به تصویر کشیده شده...البته داستان برای نزدیک یه قرن پیشِ ،اما این همه خواری زن جای تامله،که در فرهنگ اون موقع ظاهرا ول کردن مرد و بی مسئولیتیش کاری عادی بود، از طرفی زنان عهده دار همه چیز بچه ، زندگی، کار و از طرفی بدون کوچک ترین احساس اعتماد بنفس و عزت نفس ،یه سری موجودات تو سری خورده که مردان منت سرشون میذارن که باهاشون همبستر میشن و تولید مثل میکنن،بشدت تلخ و سنگین ، قطعا واقعیت جامعه اون زمان بوده...واقعیتی که در گوشه و کنار جهان کنونی هم شاهدش هستیم. ترجمه بشدت ضعیف ،البته من شنیدم جناب دریابندری مجدد این ترجمه رو اصلاح کردن،البته سالها بعد،اما کتاب همون ترجمه نخستینِ ،صدای راوی بشدت بی احساس بود.
𝓓𝓻. 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
زندگی، جنگ، عشق وقتی از همینگوی صحبت می‌کنیم بی‌درنگ کتاب وداع با اسلحه وی در ذهن متبادر می‌شود. کتابی که نظر بسیاری از منتقدان و رمان دوستان را به خود جلب کرد. همینگوی در این کتاب به زیبایی و با روایتی شفاف و تاثیرگذار جنگ را به تصویر می‌کشد. در این کتاب «فردیک هنری» راوی داستان که آمریکای‌ست بعد از آغاز جنگ جهانی اول به ارتش ایتالیا ملحق می‌شود و با درجه ستوان در بخش آمبولانس‌ها خدمت می‌کند. در این کتاب جنگ از نقطه‌ای کوچک و دور از کانون اصلی جنگ از شهر کوچکی در ایتالیا رصد می‌شود. بسیاری از منتقدان معتقداند که این کتاب براساس تجربه‌های شخصی خود نویسنده نوشته شده و شخصیت‌های داستان وجودی خارجی دارند. به گفته همینگوی این کتاب 36 پایان مختلف را پشت سر گذاشته است تا در نهایت به شکل آن‌چه که منتشر شده در آمده است. نویسنده برای انتخاب نام کتاب هم همین قدر وسواس به خرج داده و در نهایت نام کتاب را از یک شعر انگلیسی که برای ملکه سروده شده است انتخاب می‌کند. برش‌هایی از کتاب - مرد غالبا دلش می‌خواهد که تنها باشد و زن هم دلش می‌خواهد تنها باشد و اگر هم‌دیگر را دوست بدارند، در این موضوع به هم‌دیگر حسادت می‌کنند، ولی من به راستی می‌توانم بگویم که هرگز چنین احساسی نکردم؛ وقتی که با هم بودیم، می‌توانستیم احساس تنهایی بکنیم تنهایی در برابر دیگران. - من می‌دانم که شب مثل روز نیست؛ می‌دانم که همه چیز فرق می‌کند، موضوع‌های شب را نمی‌توان در روز توجیه کرد، برای این که دیگر وجود ندارند، و شب ممکن است برای مردمان تنها،همین که تنهاییشان آغاز شد، وحشتناک باشد. خالق رمان‌های بزرگ ارنست همینگوی در سال 1899 در آمریکا در یک خانواده متمول (پدرش پزشک و مادرش معلم پیانو و آواز) متولد شد. وی نویسندگی را از دوران مدرسه و با نوشتن در روزنامه آغاز کرد. در جنگ جهانی اول داوطلبانه به جنگ رفت اما به دلیل ضعف بینایی مجبور به بازگشت شد و به عنوان راننده آمبولانس در صلیب سرخ مشغول به خدمت‌رسانی شد. وی در سال 1926 اولین رمان خود به نام «خورشید هم طلوع می‌کند» را به رشته تحریر درآورد. از مهمترین اثر وی می‌توان به «پیر مرد و دریا» اشاره کرد که جایزه نوبل را به خود اختصاص داد. همینگوی در طول حیات خود آثار زیادی را بر جای گذاشت که می‌توان به «زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آید»، «برف‌های کلیمانجارو»، «در امتداد رودخانه به سمت درخت‌ها» و ... اشاره کرد. وی در سال 1961 با یکی از تفنگ‌های محبوبش خودکشی کرد اما در ابتدا خانواده‌اش علت مرگ را در رفتن تیر از اسلحه هنگام تمیز کردن آن بیان کردند؛ بعد از پنج سال همسرش به خودکشی همینگوی اعتراف کرد. صدای وحشت جنگ آوانامه با همکاری انتشارات امیرکبیر کتاب صوتی «وداع با اسلحه» را با صدای امید تقوی تولید و منتشر کرده است تا مخاطب با شنیدن این کتاب زندگی در جریان جنگ را لمس کرده و گریزی از وحشت جنگ نداشته باشد. 🆔@ketabsoti
اشکان ایرانی
لطفا نسخه الکترونیک ترجمه آقای دریابندری رو ارائه بدید
mobtalaaa
شنیدم این ترجمه از همه بهتره
صفحه قبل۱صفحه بعد