اتاق

دانلود و خرید اتاق

۴٫۳ از ۴۸ نظر
۴٫۳ از ۴۸ نظر

برای خرید و دانلود   اتاق  نوشته  اما داناهیو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

نظرات کاربران

کاربر ۲۰۰۳۲۹۱
رمان اتاق که الهام گرفته از یک اتفاق هولناک واقعی بود، برای من از جمله کتاب های زیبا و تاثیر گذار محسوب میشد. بیان داستان توسط یک کودک پنج ساله، زیبایی خاصی به داستان بخشیده. خواننده دنیا را از دید یک کودک نگاه میکنه و داستان علیرغم هولناک بودنش بدون استرس و اضطراب شروع شده و به گونه ای زندگی روزمره روی برنامه پیش میره که اولش سوال پیش میاد که چرا اونا داخل اتاق هستن؟ و مگه بیرون از اتاق چیزی شده که نمیخوان ازش خارج بشن؟ یه کم که جلوتر میریم و میبینیم اتاق در واقع یک زندان هستش، باز هم در نگاه جک اون رو زندان بدی نمی بینیم. او با حس کودکانه و مهربان خود به گونه ای به اشیا عشق می ورزد و با آن ها ارتباط میگیره که پس از رفتن از اونجا برایشان دلتنگ شده و برای خداحافظی برمیگرده. حال تصور کنید اگر قرار بود داستان از نگاه مادر جک بیان میشد... قطعا خواندن یک داستان پر درد و زجر و آور شخصا از عهده من خارج بود و دردِ درونِ راویِ داستان لذت خواندن را از من می گرفت. قهرمانِ کتاب، مادرِ داستان بود . مثل اغلب مادرانی که دور بر خودمون میبینیم، با ظرافت خاصی فداکاری میکرد. مثلا تکه کوچک نارنگی رو برمی داشت چون از نظر جک اون کوچیک تره رو ترجیح میده!!! یا اونجایی که راجع به آخرین تکه نان شیرینی میگه: خودش فقط یک تکه کوچک برمی داره چون خیلی گرسنه اش نیست...! فشار بر روی مادر فداکار آنجا احساس میشه که جک میگه: امروز یکی از روزهائیه که مامان رفته.... یه کم که جلوتر میریم متوجه میشیم فشار موجود، مادر را تا سر حد مرگ پیش برده و جک در عالم کودکی خود به این رفتن ها عادت کرده و تعجب میکنه که اگر مادر بیش از یک روز رفته باشه. تنها چیزی که مادر رو زنده نگه داشته عشق به کودکشِ. نویسنده کتاب در فصل مردن فضا را ترسناک و واقعی در ذهن ترسیم می کند و خواننده را با اضطراب به دنبال جک می کشاند. از نظر من این فصل نقطه عطف کتاب به حساب می آمد و قدرت نویسنده را نشان میداد. ورود جک به دنیای واقعی و روبرو شدنش با شخصیت های مختلف هم جالب بود. خیلی چیزهای عادی دنیا و اطراف را جک به گونه ای دیگر میدید و مثل تلنگری ما رو وا میداشت تا یه کم روی حوادث اطرافمون مکث و تفکر کنیم. مطالعه کتاب اتاق به من این پیام رو رسوند که واسه برداشتن قدم های بزرگ و نجات از زندانی که اغلب خودمون واسه خودمون درست میکنیم در گام اول ایمان به تصمیمی که گرفتیم واسه نجات از این وضع و در گام دوم اراده است و صد البته در کنار این ها باید *عشقی* باشه که هر جا ترسیدی به جلو هدایتت کنه و مانع عقب نشینیت بشه.🌹🌹🌹
yass_zm
کتاب بی هیچ توضیحی شروع میشه و خواننده مجبوره با توصیفات یه کودک پنج ساله با محیط آشنا بشه و به حقایق و اتفاقات دست پیدا کنه. فیلمش رو ندیدم اما گمان نکنم به زیبایی کتاب باشه چون بخش زیادی از کتاب ذهنیات بچه هست که اصلا به زبون نمیاد و گاها فکری که میکنه با حرفی که میزنه متفاوته
امیر اخزلی
فیلمش هم عالیه، حتمأ ببینید
اعظم عابدی
به نسخه ی شنیداری کتاب گوش دادم. اتفاقی وحشتناک به روایت و دیدگاه پسربچه ای پنج ساله. و دقیقاً همین موضوع است که کتاب را جالب تر می کند. در کل یاد نظریه ی مُثُل افلاطون افتادم. شاید همه ی ما زندانیانی در یک اتاق هستیم که به نکبتی آن خوگرفته ایم اما به وقتش از آن فرار خواهیم کرد به کمک فرشته ای از جنس خودمان.
🎇tINa🎇
یکی از بهترین کتابهایی که خوندم 😊
bezzad
جز خاص ترین کتاب هایی بود که خوندم. خیلی دیدگاه متفاوتی داشت.
0
نگاراااا
اگر قرار باشه یک فیلم تو کل زندگیتون تماشا کنید بعد از فیلم سکوت بره ها فیلم اتاق هستش بی نهایت زیبا ... نگاه کنید و مطمعن باشید پشیمون نمیشید
shadi hoseini
من نسخه چاپی این کتاب را خوندم. بار اول ند صفحه اولش خوندم و به نظرم خسته کننده بود . ولی بار دوم که شروع کردم خوندن خیلییی جالب بود واسم و نظرم عوض شد
'
چه موضوع جالبی. آفرین به این نویسنده با این ذهن باز و خلاقیت بسیارش
0
sahar.g
یعنی اگه نخونید یا گوش ندین نصف عمرتون بر فناس. مخصوص ادمای ناامیده. و فکر کنم از رو داستان واقعی باشه
fatio
پدرش بوده..از پدرشم چندتا بچه داشته که کوچکترینش پنج سالش بوده
الهه
کاش واقعیت نداشت....
0
صفحه قبل۱۲۳صفحه بعد