معرفی و دانلود کتاب صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین سریال صوتی الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم)subscriptionAvailable

سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم)

۳.۷(از ۳ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

معرفی سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم)

سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) نوشته دن براون با ترجمه محسن عقبایی و گویندگی حامد فعال توسط نشر صوتی استودیو نوار منتشر شده است. شنونده در این قسمت همراه با لنگدون و آمرا ویدال در میانه‌ی شبی تاریک در ساگرادا فامیلیا و سپس ال اسکوریال پیش می‌رود، شبی که در آن معماهای ادبی، رمزهای تایپوگرافیک، تعقیب‌های مرگ‌بار و تصمیم‌های لحظه‌ای سرنوشت شخصیت‌ها را رقم می‌زنند. مخاطب از فضای آرام و رازآلود زیرزمین کلیسا و تماشای دست‌نوشته‌‌ی ویلیام بلیک، ناگهان به دل تعقیب و گریز در راه‌پله مارپیچ ساگرادا فامیلیا پرتاب و در ادامه به ال اسکوریال و تصمیم‌های پادشاه و شاهزاده خولیان منتقل می‌شود.

درباره سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) اثر دن براون

سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) با تمرکز بر بخش‌هایی از رمان دن براون شنونده را درست در میانه‌ی گره‌گشایی یکی از معماهای اصلی داستان قرار می‌دهد. در آغاز این قسمت رابرت لنگدون و آمرا ویدال در زیرزمین کلیسایی قدیمی کنار جعبه‌ی شیشه‌ای حاوی دست‌نوشته‌ی ویلیام بلیک ایستاده‌اند و زیر نور کم فانوس نفتی به شعر چهارزوا نگاه می‌کنند. این شعر که در ۹ باب تنظیم شده و مضمون پیشگویی دارد، در این بخش به‌عنوان کلیدی برای فهم آرزوی ادموند کرش و رمز عبور او ظاهر می‌شود.

لنگدون و آمرا با دقت به بیت‌های پایانی شعر درباره‌ی سقوط دین فاسد و حاکمیت علم نگاه می‌کنند و از طریق شمارش حروف و توجه به جزئیات تایپوگرافیک، به معمای عدد ۴۷ و نماد امپرسند می‌رسند. سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) اثر دن براون در این بخش نشان می‌دهد که چگونه جزئیات ظاهراً کوچک در خط و زبان می‌تواند به قلب امنیت دیجیتال و طرح بزرگ یک آینده‌پژوه گره بخورد.

در ادامه سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) فضا از سکوت زیرزمین به خشونت ناگهانی در محراب ساگرادا فامیلیا تغییر می‌کند. کشف جسد دیاز با گردن چرخیده، صدای شلیک‌ها، فرار لنگدون، آمرا و پدر بنا در تاریکی کلیسا و سپس بالا رفتن نفس‌گیر از راه‌پله مارپیچ بلند و بی‌حفاظ، شنونده را وارد مرحله‌ای می‌کند که در آن بقا، غریزه و تصمیم‌های لحظه‌ای بر هر چیز دیگری غلبه دارند. درگیری لنگدون با قاتل در راه‌پله، سقوط دردناک، تلاش برای رسیدن به اسلحه و سپس رویارویی با دریاسالار آویلا که انگیزه‌اش را از انتقام شخصی و روایتی پیچیده از جنگ مذهبی و نقش ادموند کرش در بمب‌گذاری کلیسای جامع گرفته است، لایه‌ای تازه به داستان اضافه می‌کند.

در بخش پایانی این قسمت، صحنه به ال اسکوریال منتقل می‌شود، جایی که شاهزاده خولیان و والد اسپینو با غیبت ناگهانی پادشاه، نامه‌ی مهروموم‌شده او و دستور حرکت به‌سوی مقصدی تازه روبه‌رو می‌شوند. این جابه‌جایی میان بار مذهبی، توطئه‌ سیاسی و درام خانوادگی، جایگاه این قسمت را در ساختار کلی داستان برجسته می‌کند.

خلاصه داستان سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم)

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

محور اصلی در سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم)، بر دو خط موازی استوار است: حل معمای ادبی و رمز عبور ادموند کرش و اوج‌گیری تعقیب و درگیری مرگ‌بار در ساگرادا فامیلیا، همراه با گشودن لایه‌ای تازه از انگیزه‌های قاتل. در خط نخست، لنگدون و آمرا در زیرزمین کلیسا کنار دست‌نوشته‌ی ویلیام بلیک می‌ایستند. شعر چهارزوا که لنگدون از دوران دانشگاه آن را به یاد دارد، درباره‌ی سقوط دین سنتی و تسلط نهایی علم است و ادموند کرش آن را شعر موردعلاقه‌ی خود معرفی کرده بود. لنگدون و آمرا بیت‌های پایانی را می‌خوانند، بیت‌هایی که از فرار انسان از آتش، خوردن او به‌دست شیطان، نگاه به عمق جهان شگفت‌انگیز و درنهایت منزوی‌شدن دین فاسد و حاکمیت علم درستکار سخن می‌گویند.

آن دو با شمارش حروف به‌دنبال بیتی با ۴۷ حرف می‌گردند اما بیت پایانی فقط ۴۶ حرف دارد. لنگدون با دقت بیشتر متوجه می‌شود که بلیک به‌جای and از نماد امپرسند استفاده کرده است، نمادی که در اصل شکل تغییریافته‌ی حروف E و T در لاتین و معادل at است. او می‌فهمد که ادموند از این تفاوت ظریف به‌عنوان حقه‌ای تایپوگرافیک برای محافظت از پسورد خود استفاده کرده است، پسوردی که اگر کسی آن را فقط با تصور رایج از امپرسند به‌عنوان and تایپ کند، اشتباه خواهد شد.

لنگدون رمز را در ذهن می‌سپارد و آماده می‌شود تا وینستون را پیدا و برنامه‌ی زنده‌ی ادموند را فعال کند، اما پیش از آنکه نقشه‌اش را عملی کند، فضا به‌طور ناگهانی خشن می‌شود. پدر بنا جسد دیاز را با گردن چرخیده روی زمین محراب پیدا می‌کند و کمی بعد صدای شلیک‌ها و درگیری در تاریکی کلیسا شنیده می‌شود. لنگدون، آمرا و پدر بنا در میان صدای قدم‌ها و گلوله‌ها به راه‌پله مارپیچ بلند ساگرادا فامیلیا پناه می‌برند، راه‌پله‌ای باریک، بی‌حفاظ و سرگیجه‌آور که بالارفتن از آن در تاریکی، هم از نظر جسمی و هم روانی دشوار است.

لنگدون که می‌فهمد فرار بی‌پایان از این پله‌ها به معنای گرفتارشدن در بالاست، تصمیم می‌گیرد در میانه‌ی راه بایستد و با مرد مسلح روبه‌رو شود. او با یک لگد ناگهانی قاتل را به عقب می‌کوبد، هر دو روی پله‌ها می‌افتند و برای رسیدن به اسلحه با هم رقابت می‌کنند. لنگدون زودتر به تفنگ می‌رسد و مرد را که افسر نیروی دریایی و همان آویلا از گوگن‌هاست می‌شناسد. در گفت‌وگوی میان آن دو، آویلا توضیح می‌دهد که چرا ادموند کرش را مسئول مرگ خانواده‌اش می‌داند.

نایب‌السلطنه به او گفته بود که بمب‌گذاری کلیسای جامع که خانواده‌ی آویلا را کشت، در اصل حمله‌ای علیه کلیسای پالماریان بوده و بمب‌گذار خود را مرید ادموند کرش معرفی کرده است؛ همچنین اسناد و ایمیل‌هایی به آویلا نشان داده شده که در آن‌ها کرش به‌عنوان چهره‌ای فعال در جنگ حقوقی و رسانه‌ای علیه پالماریان‌ها تصویر شده است. در نگاه آویلا، ادموند رهبر فکری نفرتی است که به این حمله انجامیده و او فقط سربازی است که مأموریت انتقام را اجرا می‌کند. این روایت ذهنی انگیزه‌ی او برای کشتن ادموند و تعقیب لنگدون و آمرا را توضیح می‌دهد.

آویلا در راه‌پله باتکیه‌بر آموزش نظامی خود تلاش می‌کند اسلحه را از لنگدون بگیرد. او هفت‌تیر سرامیکی مخفی را که قبلاً با آن ادموند را کشته بود از پشت کمر بیرون می‌آور، اما هنگام شلیک لوله‌ی سلاح که فقط برای یک یا دو گلوله طراحی شده بود می‌ترکد و نقشه‌اش نقش بر آب می‌شود. درگیری تن‌به‌تن ادامه پیدا می‌کند و هر دو مرد به لبه‌ی پرتگاه مرکزی راه‌پله نزدیک می‌شوند، دهانه‌ای باریک اما به‌اندازه‌ی کافی بزرگ برای سقوط یک انسان. آویلا با فشار بدنش لنگدون را تا لبه‌ی پرتگاه می‌برد و لنگدون می‌فهمد که اگر مقاومت مستقیم کند، به‌سادگی به پایین پرتاب می‌شود.

او در لحظه‌ای کوتاه تصمیم می‌گیرد به‌جای مقابله، از نیروی حریف استفاده کند، بدنش را قوس می‌دهد و خود را به عقب پرتاب می‌کند، حرکتی شبیه شیرجه‌ی معکوس از روی تخته‌ی شنا. هر دو مرد از لبه‌ی پرتگاه جدا می‌شوند، لنگدون به دیواره‌ی داخلی می‌خورد و روی پله‌های پایین سقوط می‌کند و در آستانه‌ی بیهوشی صدای جسم سنگینی را می‌شنود که پله‌ها را یکی‌یکی می‌کوبد و پایین می‌آید.

در خط موازی، صحنه به ال اسکوریال منتقل می‌شود. شاهزاده خولیان همراه والد اسپینو با خودرویی قدیمی وارد محوطه می‌شوند تا پادشاه را که گمان می‌کردند در بیمارستان صومعه بستری است، ببینند. مأمور امنیتی به آن‌ها می‌گوید که پادشاه ساعتی پیش ال اسکوریال را ترک کرده و دستور داده است که شاهزاده و اسقف با خودروی امنیتی دیگری منتقل شوند. پاکتی مهروموم‌شده با مهر سلطنتی به خولیان داده می‌شود، نامه‌ای دست‌نویس از پدرش که او را در برابر انتخابی دشوار قرار می‌دهد.

خولیان پس از خواندن نامه، باوجود نگرانی از وضعیت ذهنی پادشاه، تصمیم می‌گیرد به دستور او عمل کند و از راننده می‌خواهد به‌سمت شمال حرکت کند. والد اسپینو که از مقصد بی‌خبر است، می‌پرسد قرار است کجا بروند و خولیان با یادآوری جمله‌ای که خود اسقف پیش‌تر گفته بود، پاسخ می‌دهد که پادشاه هنوز پادشاه اسپانیاست و همه باید از دستوراتش پیروی کنند. این پایان‌بندی خط سیاسی و خانوادگی داستان را در کنار خط تعقیب و معمای علمی زنده نگه می‌گذارد.

چرا باید سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) را بشنویم؟

سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) برای شنونده‌ای که در میانه‌ی داستان همراه لنگدون و دیگر شخصیت‌ها شده، نقطه‌ای است که چندین لایه از روایت را هم‌زمان پیش می‌برد. در یک سوی ماجرا، معمایی ظریف درباره‌ی شعر ویلیام بلیک، شمارش حروف و نماد امپرسند قرار دارد که نشان می‌دهد چگونه جزئیات ظاهراً فنی در تایپوگرافی می‌تواند به قلب یک طرح بزرگ علمی و رسانه‌ای متصل شود. این بخش برای کسانی که به پیوند ادبیات، زبان و رمزنگاری علاقه دارند جذاب است.

در سوی دیگر، این قسمت اوج تنش فیزیکی و روانی در ساگرادا فامیلیا را روایت کرده است، از کشف جسد دیاز و شلیک‌های ناگهانی تا فرار در راه‌پله مارپیچ بلند و بی‌حفاظ و درگیری تن‌به‌تن لنگدون و آویلا. شنونده در این مسیر با ترس، تردید، غریزه‌ی بقا و تصمیم‌های لحظه‌ای شخصیت‌ها همراه می‌شود و می‌بیند که چگونه یک استاد دانشگاه در شرایط مرگ و زندگی مجبور است از بدن و ذهن خود به‌طور هم‌زمان استفاده کند. شنیدن این قسمت برای کسانی که قسمت‌های قبلی را دنبال کرده‌اند، هم به‌خاطر پیشبرد معما و هم به‌خاطر اوج‌گیری درام، حلقه‌ای مهم در زنجیره‌ی روایت به‌ شمار می‌آید.

شنیدن سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) به کسانی پیشنهاد می‌شود که قسمت‌های قبلی این سریال صوتی را دنبال کرده‌اند و می‌خواهند در جریان حل معمای پسورد ادموند کرش و اوج تعقیب و درگیری در ساگرادا فامیلیا قرار بگیرند. این اثر همچنین به علاقه‌مندان به داستان‌هایی توصیه می‌شود که در آن‌ها دین، علم، سیاست و انتقام شخصی در هم تنیده شده‌اند و شنونده می‌تواند هم‌زمان با تعلیق روایی، درباره‌ی انگیزه‌ها و روایت‌های پنهان پشت خشونت و توطئه فکر کند.

معرفی این سریال صوتی در تاریخ ۲۷ مهر ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود سریال صوتی منشا (قسمت بیست و هشتم) و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات سریال صوتی

نام سریال صوتیمنشا (قسمت بیست و هشتم)
موضوعرمان، داستان خارجی، سریال صوتی
نویسندهدن براون
مترجممحسن عقبایی
گویندهحامد فعال
انتشاراتاستودیو نوار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۱/۰۱
فرمت سریال صوتیMP3
حجم فایل سریال صوتی۴۳.۳۹ مگابایت
مدت‌زمان۰ ساعت و ۴۸ دقیقه
قیمت سریال صوتی۲۰۰۰۰ تومان
مجموعه و فروستمنشا استودیو نوار
زبان کتابفارسی
برچسبادبیات ایالات متحده آمریکا

نظر شما دربارهٔ این سریال صوتی

به این سریال صوتی چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

hasti
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۱

خیلی روند کتاب شبیه کتاب راز داوینچی ه,گویندگی عالی ، افکت و صداگذاری افتضااااح، کجای دنیا روی خبر فوری آژیر جنگ می‌ذارن!!! چرا صدای پا شبیه صدای یورتمه اسبه! گاهی صدای پس زمینه اینقدر رو اعصابه که من قید شنیدن...بیشتر

۰
Mike-Franklin
۱۴۰۱/۰۲/۲۸

صدای چراغ نفتی تو ترک اول خیلی عالیه:)) صداگذاری این مجموعه عجیبه

۰
HamidAnsari1108
۱۴۰۵/۰۲/۰۲

.

۰
بابک
۱۴۰۱/۰۳/۲۱

شنیدنی است و اجرا عالی

۰