یک مکالمه در چهار پرده | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

یک مکالمه در چهار پرده

مجله موفقیت

۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark

بعضی حرف‌ها فقط وقتی که با مثال گفته شوند قابل‌باورند؛ مثل این مطلبی که قرار است بخوانید و من با چند مثال ساده به شما ثابت می‌کنم که می‌شود با به‌کار‌بردن چند واژه و استفاده از لحنی مناسب، صمیمیتی عمیق را در رابطه ایجاد کرد. پس مثال‌های پیش‌رو را بخوانید و خودتان را در قالب موقعیت‌ها بگذارید.

پرده‌ی اول: جلوی درب تره‌بار

- سلام. از دیدنتون خوشوقتم. امروز چقدر گرم بود.

- آره. هواشناسی اعلام کرده گرم‌تر هم میشه.

- با این اوضاع قیمت‌ها چه می‌کنین؟

- هیچی! زردآلو خریدم کیلویی ۱۶۰ تومن!

- چی بگه آدم. حالا خدا کنه سلامتی باشه؛ بقیه‌اش حل میشه.

- آره واقعا سلامتی مهم‌ترین چیزه.

- خیلی خوشحال شدم. سلام برسونید به خانواده.

- ممنونم، همچنین. روزتون بخیر.

دوچرخه


پرده‌ی دوم: پارک جنگلی

- سلام. خوبین؟

- سلام. ممنونم. شما خوبین؟ چه خبرا؟

- ممنون خداروشکر. سلامتی. راستی شما کدوم سمت زندگی می‌کنین؟

- ما سمت غربیم؛ نزدیک دریاچه.

- آهان. اونجا هواش سالم‌تره نسبت به ما که توی مرکز شهریم. جسارتا شغلتون چیه؟

- من کارگاه تراشکاری دارم. شما چطور؟

- چه جالب؛ من هم کارم یه‌‌جورایی فنی‌یه. ما توی کار فروش ابزار …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۴like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۴۴۸ مجله موفقیت تابستان۱۴۰۳ منتشر شده است