بعضی حرفها فقط وقتی که با مثال گفته شوند قابلباورند؛ مثل این مطلبی که قرار است بخوانید و من با چند مثال ساده به شما ثابت میکنم که میشود با بهکاربردن چند واژه و استفاده از لحنی مناسب، صمیمیتی عمیق را در رابطه ایجاد کرد. پس مثالهای پیشرو را بخوانید و خودتان را در قالب موقعیتها بگذارید.
پردهی اول: جلوی درب ترهبار
- سلام. از دیدنتون خوشوقتم. امروز چقدر گرم بود.
- آره. هواشناسی اعلام کرده گرمتر هم میشه.
- با این اوضاع قیمتها چه میکنین؟
- هیچی! زردآلو خریدم کیلویی ۱۶۰ تومن!
- چی بگه آدم. حالا خدا کنه سلامتی باشه؛ بقیهاش حل میشه.
- آره واقعا سلامتی مهمترین چیزه.
- خیلی خوشحال شدم. سلام برسونید به خانواده.
- ممنونم، همچنین. روزتون بخیر.

پردهی دوم: پارک جنگلی
- سلام. خوبین؟
- سلام. ممنونم. شما خوبین؟ چه خبرا؟
- ممنون خداروشکر. سلامتی. راستی شما کدوم سمت زندگی میکنین؟
- ما سمت غربیم؛ نزدیک دریاچه.
- آهان. اونجا هواش سالمتره نسبت به ما که توی مرکز شهریم. جسارتا شغلتون چیه؟
- من کارگاه تراشکاری دارم. شما چطور؟
- چه جالب؛ من هم کارم یهجورایی فنییه. ما توی کار فروش ابزار …