
در قرن بیستم چندین رمان دیستوپیایی (پادآرمانشهری، ویرانشهری) نوشته شد. اولین آنها «ما» نوشتهی یوگنی زامیاتین در ۱۹۲۱ بود که پایهای برای رمانهای بعدی از جمله ۱۹۸۴ شد. جهان این داستانها حول محور تسلط کامل حکومتها بر زندگی فردی انسان مدرن و ناممکنبودن هرگونه مقاومت است. آنچه در این یادداشت میخوانید خلاصهی رمان ۱۹۸۴، بررسی و تحلیل داستان و شخصیتهای آن است. اگر این رمان را نخواندهاید توجه کنید که به پایان آن اشاره میشود.
معرفی کتاب ۱۹۸۴
جورج اورول این کتاب را در ۱۹۴۸ نوشت. او که در فعالیتهای ضد فاشیستی حضور داشت و نیز به عنوان خبرنگار از نزدیک سرکوبها و تبلیغات حکومتهای کمونیستی و فاشیستی را مشاهده میکرد. نگرانی او از گسترش کنترل دولت بر زندگی فردی و آزادیها و ترس از شکلگیری هرچه بیشتر حکومتهای توتالیتر در آینده بر نوشتن این رمان تأثیرگذار بود. اورول زمانی این رمان را مینوشت که جنگ جهانی دوم تمام شده و جهان دوقطبی و جنگ سرد در جریان بود، نگرانی از نفوذ کمونیسم در اروپا وجود داشت و بنابراین کنترل اجتماعی افزایش یافته بود. بهعلاوه، دولت بریتانیا در حال بازسازی خود بخش گستردهای از زندگی مردم را مدیریت میکرد. اورول که خود سوسیالیستی مؤمن بود، دغدغهی کنترل ذهن و شستوشوی مغزی در نظامهای توتالیتر و دولتگرا را داشت. عنوان کتاب اشاره به تاریخی دارد که وینستن اسمیت، شخصیت اصلی رمان، شروع به نوشتن یادداشتهای ممنوع خود میکند: ۴ آوریل ۱۹۸۴.
خلاصه کتاب ۱۹۸۴
جهان میان سه قدرت بزرگ و متخاصم تقسیم شده است: اقیانوسیه، اوراسیا و شرقآسیا. وقایع رمان در اقیانوسیه میگذرد. جایی که به اشارههایی درمییابیم بریتانیا است. دولت اقیانوسیه به دست حزبی توتالیتر هدایت میشود. …