۱. مقدمه
در سالهای پس از انقلاب شکوهمند اسلامی که طلیعهدار حضور همه جانبه دین در عرصه حیات تمدّن بشری است، حوزههای علمیه شیعه، تحوّلاتی را در بسیاری از ابعاد نشانه گرفتهاند که هر چند بسیاری از آنها محقق نشده، اما نسبت به آینده این نهاد اجتماعی امیدواریها و نیز بیم هایی را ایجاد کرده است. پس از دیدار دیرهنگام فضلای حوزوی با رهبر معظم انقلاب در سال ۸۶، مقوله تحول در حوزه دارای ساز و کار و نهاد پیگیر این مسئله شد که خود نویدبخش تحولاتی در آینده است. از سویی دیگر، فقدان تصوری شفاف، جامع نگر و مبتنی بر آموزه های ناب اسلامی و کارآمد از وضع مطلوب و ایده آل حوزه علمیه که در ذاکره عموم نخبگان حوزوی تصویری مورد اتّفاق از آینده مطلوب حوزه های علمیه را ترسیم کند، غیر قابل انکار است. بدیهی است که نبود تصویر واضح از آینده مطلوب و ایده آل یک نهاد علمی- پژوهشی در اذهان تشکیل دهنده این نهاد، تحولات را غیر هدفمند و نسبت به اهداف و آرمان ها، سیال و نامطمئن می کند. در چنین شرایطی شکل گیری چنین مباحثی که ترسیم وضع مطلوب و بایسته را متکفل شوند، ضروری است. مقاله پیش رو در حد بضاعت ناچیز نگارنده، کمک به این مهم را نهایت غایت خود می داند.
۲. نگاه بروننگر به حوزه (نهاد حوزه، نهادی در جامعه)
نگاه از ورای نهاد خاص حوزه به این نهاد، در واقع، قرار دادن این نهاد در کنار نهادهای اجتماعی دیگر و تحلیل آن بر اساس ادبیات و واژگانی است که دیگر نهادهای اجتماعی نیز بوسیله آن تحلیل و بررسی می شود. در این نگاه، هر نهاد اجتماعی بر اساس« نیاز اجتماعی شکل دهنده آن نهاد» و نیز «مأموریت تعریف شده برای آن نهاد توسّط …