جشن تولد<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

جشن تولد

مجله چوک

۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

برگرفته از کتاب: دوستان شیطون خواهر کوچکم

مدت‌ها قبل، وقتی خواهر کوچکم کم سن و سال و شیطون بود، ما یک عمه پیر داشتیم که در یک خانه خیلی بزرگ با خانم‌ها و مرد های دیگر زندگی می‌کرد.

مادر ما قبلاً برای دیدن او می‌رفت و به ما بچه‌ها درباره‌اش چیزهایی می‌گفت. یک روز مادر گفت: دوست دارین با من بیایین و عمه خانم پیر و ببینین؟ و مادر در ادامه گفت: هفته آینده قرار است یک جشن تولد برایش بگیریم، و من فکر می‌کنم که خیلی جالب می‌شود اگر شما دختربچه‌ها هم بیایین. می دونین که آن، یک جشن تولد ویژه است چون عمه خانم قرار است صد ساله شود.

صد سال. واقعاً خیلی خیلی پیر به نظر می‌آید. شما بچه‌ها می‌توانید از آدم بزرگ‌ها (بزرگ‌ترها) درباره معنی کلمه پیر سؤال کنید.

خواهر کوچکم درکی از صد سالگی نداشت چون او هنوز خیلی بچه بود، مادر به ما گفت: او …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۴like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۵ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (دی ۱۴۰۴) منتشر شده است.