باید اهل سفر باشی تا از شنیدن و یا خواندن تجربه کسانی که چمدان بستهاند و تو را کوچهبهکوچه، شهربهشهر و حتی قارهبهقاره همراه میکنند لذت ببری. سفر با خود تجربه به همراه میآورد و این تجارب لزوماً یکسان نیستند چراکه از پس مواجهه افراد مختلف با ماجرا برمیآیند.

آغاز سفرنامهنویسی
از آن زمان که «ناصرخسرو قبادیانی» برای نوشتن شرح ماجراهای سفرش قلم به دست گرفت، بیش از هزارسال میگذرد. کتاب «سفرنامه ناصرخسرو» داستان سفر هفتساله او از خراسان به مصر است. او از ماوراءالنهر تا ساحل مدیترانه، مصر و عربستان گذشت و دوباره به زادگاهش بازگشت. این کتاب به توصیف شهرها، روستاها، آبادیها و فرهنگ کسانی که در آنجا زندگی میکردند، پرداخته و به مؤلفههای مذهبی و نگرشهای فرهنگی و اجتماعی مردم آن دوران اشاره کرده است.
ناصرخسرو اما تنها مسافری نبود که شوقوذوق سفرنامهنویسی در سر داشت. سفرنامهنویسی جدید از دوره قاجار شروع شد و تا به امروز علاقهمندان زیادی داشته است. گفته میشود برخی از کهنترین گزارشهای سفر متعلق به مصریان است که قدمت یکی از آنها به سده ششم پیش از میلاد میرسد. یکی از نمونه سفرنامههای کلاسیک، سفرنامههای «مارکو پولو» است که روایتی از سفرهای او به آسیا و دربار کوبلایخان است. او در بخشی از کتاب «سفرهای مارکو پولو» از شهر هانگژو میگوید، شهری که آن را «شهر بهشتی» خوانده و توصیفات غنی و جذابی از جایجای آن ارائه میدهد. این سفرنامهنویس با استفاده از زبانی بلیغ و توصیفاتی ظریف، خواننده را به یک سفر خیالی در این شهر رؤیایی میبرد. «شهر هانگژو یکی از بزرگترین و زیباترین شهرهای جهان است. بازارهایی که هرگز …