با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

معرفی کتاب سگ نجس است

داستان سگ نجس است در دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی از نظر هیئت داوران، شایسته تقدیر معرفی شده‌است. *** داستان "سگ نجس است" یکی از ۲۰ داستان برگزیده‌ای است که از میان نزدیک به ۱۰۰۰ داستان رسیده به دبیرخانه جایزه ادبی بهرام صادقی در مرحله اول برگزیده شده‌اند.

سایر کتاب‌های اشکان اختیاری

مشاهده همه

نظرات کاربران

Dordane
۱۳۹۹/۰۵/۱۳

افتضاح و مزخرف ترین و چرت ترین داستان عمرم بود. واقعا نویسنده ی این داستان روانی و مریضه و باید درمان شه. به این ادما نمیگن نویسنده،میگن مریض و روانی. هرچی حس مثبت و خوب هست و داستان چرت ش میگیره و حس

- بیشتر
Shahab Gerami
۱۳۹۵/۰۳/۳۰

به نظر میاید نویسنده در ابتدا عقده های جنسی خود را با نوشتن این داستان کمی خالی کرده و بعد به سراغ عقده ی حقارت خویش رفته و سگ را که در داستان نماد موجودی طرد شده است به قتل

- بیشتر
ائلگار
۱۳۹۴/۱۰/۱۵

نویسنده هدف اصلی داستان را در چند هاله از مطالب فرعی پنهان کرده است. بصورت خیلی ماهرانه... داستان در مورد دختری بود که آلوده ی هوس بازی های چند مرد هرزه و ضعف عزت نفس و بی بند و باری

- بیشتر
Shima
۱۳۹۹/۰۶/۲۵

واقعا افتضاح وحشتناک و مزخرفترین چیزی بود که تا به حال خوندم. نویسنده روانیه و هر کتاب دیگه ای ازش دارم رو پاک میکنم👎🏿👎🏿👎🏿👎🏿👎🏿👎🏿👎🏿👎🏿

peymanka7
۱۳۹۵/۰۵/۱۲

خوندنش سخت بود... چطور تونسته این صحنه را تصویر کنه... روان پریش بود نویسنده

khansari
۱۳۹۵/۰۳/۳۰

اصلا جالب نبود صحنه ی کشتن سگ منزجر کننده و وحشیانه بود . به نظرم اصلا نشر چنین مطالب وحشیانه ای درست نیست. نفرت انگیز و بی محتوا بود. امیدوارم از طاقچه حذف بشود. به چنین داستانی که فقط شکنجه و آازار و اذیت

- بیشتر
Ss Ee
۱۳۹۹/۰۵/۰۸

افتضاح بود واقعا حالمو بد کرد احساس کردم نوشته های ی آدم روانیه ن ی نویسنده !

مهشید
۱۳۹۵/۰۲/۰۹

داستان جالب بود و نگاه جامعه شناسانه خوبی داشت ولی لازم بود انقدر با جزییات زجرکش کردن حیوونا رو توصیف کنه؟البته این ضعف من خوانندست که نمیتونم همچین چیزی رو تحمل کنم ولی کاش یه اخطار اول داستان میداد.همش فیلم

- بیشتر
Djavad Hosseini
۱۴۰۰/۱۱/۲۸

روانیهای سادیسمی جنایتکار واقعا نوشتن شرح سگ و گربه وقاحت داره خجالت بکشید

shiva
۱۳۹۹/۰۶/۲۷

اگر نوشته های این کتاب ، نظر و عقیده ی واقعی نویسنده است درباره سگها،باید متاسف شد به حال مملکتی که روشنفکرانش این چنین هستن

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲)
دست انداختم زیر گردنش و گوش‌هایش را مالاندم. کیفور شد سرش را کشید عقب و زل زد توی صورتم چشم‌هایش عین دو تکه زغال بود.
نرگس
درِ صندوق ماشین را باز کردم و گونی را از روی سرش کنار زدم. «تد» با یک جست از صندوق بیرون پرید و پاهایم را با پوزه‌اش بو کرد، بازیش گرفته بود داشت کفش‌هایم را گاز می‌گرفت. نشستم، دست انداختم زیر گردنش و گوش‌هایش را مالاندم. کیفور شد سرش را کشید عقب و زل زد توی صورتم چشم‌هایش عین دو تکه زغال بود.
نرگس