ماجد اخوت( -1352)، نویسنده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«کراواتها زیر گلوها را میفشارد، آنطور که نفسکشیدن هم تحت نظارت آنهاست! خانمها، البتّه، همهشان روسری به سر دارند امّا چادری بر سر «فرشتهای»، او را از سایرین متمایز میگرداند.
دقّت که میکنم: فرشته نیست. انسان است و از همه جوانتر، و آنچنان لبه چادر در دستها گره شده که حدس میزنم گوهری زیر چادر پنهان است و بیشک بهآن سادگیها، از دست نخواهد رفت!
میخواهند وارد شوند - و البتّه میهمانها، عروس و داماد را پیشقدم میدارند - امّا افسری جلو میآید و میگوید:
- متأسّفم، نمیشود! با چادر نمیشود!!
و سپس با دست به تیزی دو طرف سبیلهایش حالت میدهد. نگاهش مثل آن شبح، سنگین است.
حرف همان است که گفته: دستور داریم از ورود خانمهای چادری به رستوران جلوگیری کنیم. نمیشود! چادر را بردارید، بعداً داخل تشریف ببرید!!
امّا داخل نمیشوند. میخواهم جلو بروم و بگویم: «این حرفها کدامست؟ زینب و فاطمه -حجابشان- با همین چادرها، عالمگیر است. این بازیها چیست؟ رسول الله (ص) خودش فرمود: رنگارنگی لباستان را مقابل نامحرم، نمایش ندهید! » امّا نمیتوانم.
جلوی رستوران ایستادهاند که عروس خانم میگویند: اشکالی ندارد. شما برای صرف شام تشریف ببرید. من داخل نمیشوم و در ماشین منتظر میمانم تا برگردید!!
امّا زنهای روسریدار هم داخل نمیشوند، کمی بههم نگاه میکنند و عاقبت، یکی میگوید: رستوران که قحطی نیست. میرویم جای دیگری که برای حجاب احترام قائل است و تبعیض نمیگذارد!
نگهبان رستوران گوشه لَبش را میگزد و دیگر از شکوهِ سبیل تیزش خبری نیست!
برمیگردم و نگاهی به فرشتهها میکنم. میگویم: «همین را میخواهم. » و نوک انگشتانم: عروس و داماد را نشان میدهد.
میگویند: مطمئنی؟ باز هم نمیخواهی جستجو کنی؟ اگر رفتی دیگر بازگشتی نیست!»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دنیا و هوس هایش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این نوع از داستان یا بهتره بگم واقعیت رو جایی نخوندم.خیلی برام جالبه.من این کتاب رو دوست دارم