کتاب از روزنامه زن تا زندان زنان + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب از روزنامه زن تا زندان زنان

کتاب از روزنامه زن تا زندان زنان

گردآورنده:جواد موگویی
دسته‌بندی:
امتیاز
۱.۰از ۴ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب از روزنامه زن تا زندان زنان

کتاب از روزنامه زن تا زندان زنان، خاطرات فائزه هاشمی رفسنجانی در گفتگو با جوادموگویی است که در قالب کتابی جذاب و خواندنی در اختیار شما قرار دارد.

درباره‌ی کتاب از روزنامه زن تا زندان زنان

فائزه هاشمی رفسنجانی، دختر آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، از چهره‌های مهم سیاسی و از زنان مهم ایران است. او روزنامه‌ی زن را راه‌اندازی کرده و مدیر مسئول آن است و از سال ۱۳۶۹ ریاست فدراسیون اسلامی ورزش زنان را بر عهده داشت. فائزه هاشمی مدتی نیز به عنوان نماینده‌ی تهران در مجلس شورای اسلامی فعالیت می‌کرد. اما چه شد که چنین چهره‌ای سر از زندان زنان در آورد؟ جواد موگویی در گفتگوهایی صمیمانه با او، خاطرات فائزه هاشمی را از دوران کودکی، ازدواج تا ورود به دنیای سیاست و زندان برای ما روایت کرده است. از روزنامه زن تا زندان زنان نامی است که برای مجموعه‌ی این خاطرات انتخاب شده است. از روزنامه زن تا زندان زنان کتابی است که با خواندنش، دیدی کلی نسبت به دنیای فکری او، فعالیت‌ها و اقداماتش و همچنین زندگی روزمره‌ی او پیدا می‌کنیم. هرچند اگر بتوان عنوان روزمره را برای چنین زندگی‌ای عنوانی درست دانست. 

کتاب از روزنامه زن تا زندان زنان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

از روزنامه زن تا زندان زنان کتابی جذاب برای تمام افرادی است که دوست دارند چهره‌ی متفاوتی از فائزه هاشمی ببینند و او را در قالبی متفاوت از خانواده‌اش بشناسند.

درباره‌ی فائزه هاشمی

فائزه هاشمی رفسنجانی ۱۷ دی ۱۳۴۱ در قم متولد شد. عمده‌ی شهرت او به دلیل فعالیت‌های سیاسی‌اش است. او سیاستمدار ایرانی است، که نماینده تهران در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی بود. وی دومین دختر اکبر هاشمی رفسنجانی و عفت مرعشی است. فائزه هاشمی از نظر سیاسی دارای گرایش اصلاح‌طلبی است و از اعضای بنیانگذار حزب کارگزاران سازندگی بشمار می‌آید. او در طول زندگی خود، راه‌اندازی روزنامه‌ی زن و ریاست فدراسیون ورزش زنان را بر عهده داشته است. فائزه هاشمی با حمید لاهوتی ازدواج کرده است و از این ازدواج دو فرزند به نام‌های مونا و حسن دارد. کتاب از روزنامه زن تا زندان زنان، بخشی از فعالیت‌های سیاسی او و خاطراتی است که در طول سال‌های فعالیتش، و در زندان رقم زده است.

بخشی از کتاب از روزنامه زن تا زندان زنان

خاطره‌ای‌ یادم‌ آمد.‌ بابا‌ همیشه‌ آخوند‌ بود.‌ ۸ ۹ ساله‌ بودم.‌ قبل‌ از‌ انقلاب،‌ روزی‌بابا‌ می‌خواســت‌ برود‌«کن» پیش‌ آقای‌ مهدوی‌کنی.‌ قرار‌ بود‌ من‌ و‌ فاطی‌ و‌ محسن‌ را هم‌ با‌ خودش‌ ببرد.‌ آن‌ زمان‌ فاطی‌ چادر‌ سر‌ می‌کرد.‌

بابا‌ به‌ من‌ گفت:‌ «تو‌ هم‌ چادر‌ سر‌ کن.»

گفتم:‌ «نمی‌کنم.»

گفت:‌ «خب‌ نمی‌برمت.»

گفتم:‌ «نمی‌آیم،‌ ولی‌ چادر‌ سر‌ نمی‌کنم.»

مــن‌ اصرار‌ می‌کردم‌ و‌ او‌ هم‌ پافشــاری‌ می‌کرد،‌ ولی‌بالاخــره‌ رفتم‌ و‌ چادر‌ هم‌ ســر‌ نکردم!‌ یعنی‌ بابا‌ قبول‌ کرد‌ من‌ را‌ با‌ خودش‌ ببرد‌ و‌ چادر‌ سر‌ نکنم!‌ سرتق‌ و‌ کله‌شق‌ بودم. به‌ طور‌ کلی‌ بچه‌های‌ بدی‌ نبودیم.‌ بالاخره‌ در‌ همان‌ مســیر‌ بودیم،‌ همان‌ افکار‌ را‌ داشــتیم.‌ کار‌ بدی‌ هم‌ نمی‌کردیم‌ که‌ کسی‌ بخواهد‌ ما‌ را‌ مجبور‌ کند‌ جور‌ دیگری‌ رفتار‌ کنیم.‌

فهرست

  • مقدمه
  • تولد و ازدواج‌
  • روز ترور حاج آقا
  • دوران ورزشکاری 
  • آغاز اختلاف های مجلسی!
  • ورود به دنیای سیاست‌
  • کرسی قرمز‌
  • روزهای داغ دوم خرداد‌
  • ماجرای رزیتا خاتون
  • پای میز محاکمه 
  • حوادث داغ کوی دانشگاه 
  • دوئل ۸۴ با احمدی نژاد
  • ماراتن نفس گیر و جدال ۸۸
  • ماجرای عجیب ساندویچ 
  • خاطرات اوین 
  • قاب خاطرات

حجم

۰

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۳۴ صفحه

حجم

۰

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۳۴ صفحه