با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
فانوس کمین

دانلود و خرید کتاب فانوس کمین

خاطرات جانباز آزده رسول کریم آبادی

۳٫۰ از ۲ نظر
۳٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب فانوس کمین  نوشته  غلامعلی نسائی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب فانوس کمین

کتاب فانوس کمین خاطرات جانباز آزاده رسول کریم آبادی است که بعد از دوران سخت اسارت نوشته شده است. این کتاب روایتی جامع است از زندگی این آزاده بزرگوار و شرایط اسارت در جنگ تحمیلی.

درباره کتاب فانوس کمین

تنها کسانی می‌توانند، شگفت‌ترین و عظیم‌ترین حادثه‌ها را رقم بزنند که والاترین آرمان‌ها را داشته باشند و روشن‌ترین ایمان و معرفت را در قلب و جان خویش اندوخته باشند. فانوس کمین، خاطرات رسولِ گردان یا رسول، «رسول کریم‌آبادی » از حماسه و دلاوری رزمندگان گردان خط شکن یارسول الله با اقیانوسی عمیق از اعتقاد و ایمان و اخلاص، گذشت و فداکاری، در چهارده فصل روایت می‌شود، نشان می‌دهد رزمندگان چگونه مبارزه با دشمن را تا پای جان ادامه دادند و بر عقیده و آرمان الهی و ولایی خویش ماندند. سرچشمه این مبارزات تفکر ناب امام خمینی از ایستادگی بود. هر فصل این کتاب، صفحه به صفحه عرصه ی ظهور و بروز حقیقت وجودی انسان الهی شده است. و رزمندگان را در کشاکش بلا و مشقت‌ها و سختی‌ها نشان می‌دهد.

خواندن کتاب فانوس کمین را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات و خاطرات دفاع مقدس پیشنهاد می‌کنیم

بخش‌هایی از کتاب فانوس کمین

یک‌راست رفتیم اهواز و بعد در هفت‌تپه پیاده شدیم. فاو سه روز قبل از اعزام، یعنی ۲۸ فروردین ۶۷ سقوط کرده بود. وقتی در هفت‌تپه پیاده شدم، فهمیدم اوضاع خیلی بدتر و دل‌خراش‌تر از آن‌چیزی است که شنیده بودم. چادرها به هم ریخته بود و بچه‌ها آشفته و نگران بودند. وضع خاصی بود. گویی شبیخون زده باشند. هیچ چیز سر جایش نبود. همه در بهت و حیرت بودیم. خیلی عجیب بود؛ پس بچه‌های گردان «یا رسول» که پیغام فرستاده بودند کجایند؟! با خودم فکر کردم شاید به خط مقدم رفته باشند. یک ساعتی که گذشت، یک سری از خط برگشتند. بعد سازماندهی شدیم و باز گردان «یا رسول»، با همان فرمانده دلیر و رشید: «یحیی خاکی»؛ با همان جانشین گردان؛ همان فرمانده گروهان: «شعبان صالحی».

روز سوم، بعد از نماز صبح، خیلی زود عازم خرمشهر شدیم. وقتی حرکت کردیم، توی دلم گفتم انگار به راه بدون بازگشتی می‌رویم. حال غریبی داشتم؛ حالی که در چهرهٔ همه هم‌رزمانم می‌دیدم. ثانیه‌ها سمج شده بودند و سخت می‌گذشتند. دلم می‌خواست هرچه زودتر آخر کار را بدانم. چشم که به هم زدیم، خط اول بودیم. فرمانده گفت: قبل از تحویل خط، دو، سه نفر باید بروند خط و موقعیت را بررسی کنند. شرایط منطقه، نقطه‌های کمین، سنگرها، استعداد دشمن، فاصله با دشمن، فاصله کمین ما با کمین عراقی‌ها، میدان مین، نوع مین‌هایی که کار گذاشته شده، مهندسی نامنظم، سیم خاردارها، کانال‌ها، راه‌های گریز، دشت، خاک‌ریزها، آبراه و نقطه‌های کور؛ خلاصه یک گزارش کامل تهیه کنید و زود برگردید.

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۳۰
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۰۹-۶۷-۸
تعداد صفحات۱۶۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۳۰
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۰۹-۶۷-۸