«بازی خونین» رمانی جنایی نوشته زهرا روزبه است. زن و شوهری که کودک خود را گم کردهاند، جعبه صورتیرنگی پشت در خانهشان پیدامیکنند که در آن دست و پای کوچک قطع شدهای گذاشتهاند. رضا، سرهنگ دایره جنایی برای بازدید از صحنه جرم به خانه زوج جوان میرود و:
«در آنجا جمعیت زیادی برای تماشا ایستاده بودند. او کارت شناساییاش را نشان داد و از زیر نوار زردرنگ عبور کرد. کنار مردی با قد متوسط و پوستی تیره که لباس خاکستری برتن داشت، ایستاد و گفت:
سلام علی.
_ سلام.
_چرا اینقدر رنگت پریده؟!
_ چیزی دیدم که فکرشم نمیکنی.
_ خجالت بکش، مثلاً تو سرهنگ هستی!
او با چشمان ریزش رضا را برانداز کرد و ابروهای پر پشتش را بالا انداخت و گفت:
_ جناب سرهنگ! خودت برو ببین.
رضا سرش را تکان داد و به سمت آپارتمان حرکت کرد. از پلهها بالا رفت. هر چه نزدیکتر میشد صدای زجه و گریه یک زن بلندتر به گوش میرسید. در طبقه سوم در خانهای باز بود و مأمورین زیادی در حال رفتوآمد بودند. حالا دیگر صدای گریه واضح شده بود. رضا وارد خانه موردنظر شد و با دیدن این صحنه قدم از قدم برنداشت و آب دهانش را بهسختی قورت داد. تنها جسدی که در آنجا وجود داشت، دست و پای قطعشده خونآلود کوچکی بود که از درون جعبه خارج کرده بودند و از ظاهر آن میشد حدس زد متعلق به یک کودک باشد. علی کنار او ایستاد و گفت:
دخترشون رو پیدا کردن.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب بازی خونین و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
همیشه گفتن هنرمندان از مردم زمانه خود جلوتر هستن؛ موضوع این کتاب مصداق این ماجراست ؛ کودک کشی که متاسفانه توی جامعه زیاد شده
دوم اینکه با توجه به محدودیت های موجود درباره دیالوگ و اینکه هر کلامی و نوشته ای...بیشتر
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
همیشه گفتن هنرمندان از مردم زمانه خود جلوتر هستن؛ موضوع این کتاب مصداق این ماجراست ؛ کودک کشی که متاسفانه توی جامعه زیاد شده دوم اینکه با توجه به محدودیت های موجود درباره دیالوگ و اینکه هر کلامی و نوشته ای...بیشتر
خیلی باحاله *_*