
کتاب آن سوی تپه های خاکی
معرفی کتاب آن سوی تپه های خاکی
کتاب آن سوی تپه های خاکی نوشته عبدالعظیم عامریان روایتی از آغاز معلمیِ جوانی است که با ابلاغی دیررس راهی روستایی دورافتاده میشود؛ جایی که مسیر رسیدن به مدرسه از جادههای خاکی، بیابان، تشنگی و تنهایی میگذرد. این کتاب فقط شرح یک مأموریت اداری نیست، بلکه تصویری از برخورد یک معلم کمتجربه با فقر، مهماننوازی، غربت و دگرگونی درونی است. این کتاب را نشر سنجاق منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آن سوی تپه های خاکی
کتاب آن سوی تپه های خاکی نوشته عبدالعظیم عامریان بر پایهی خاطره و تجربهی زیسته پیش میرود و از همان صفحات آغازین، فضای جنوب، جاده، ترمینال، ادارههای شلوغ و روستاهای دور از مرکز را با جزئیات فراوان پیش چشم میگذارد. راوی در آستانهی ورود به شغل معلمی است و هنوز میان شوق، تردید و خستگی سرگردان مانده است. همین وضعیت دوگانه، حالوهوای اثر را شکل میدهد؛ از یکسو امید به شروع کاری تازه دیده میشود و از سوی دیگر ترس از ناشناختهها، بیپناهی و فشار شرایط. متن، حرکت از شهر به روستا را فقط بهعنوان جابهجایی مکانی نشان نمیدهد، بلکه آن را عبور از یک جهان آشنا به جهانی سختتر و خاموشتر میسازد.
کتاب آن سوی تپه های خاکی بیش از هر چیز بر تجربهی حضور در روستای حنیری تکیه دارد؛ جایی که مدرسه، خانههای گلی، نبود آب و برق، راههای طولانی و سکوت دشت، بخش مهمی از فضای اثر را میسازند. نویسنده در کنار توصیف محیط، به روابط انسانی هم توجه کرده است: استقبال کودکان، کنجکاوی اهالی، مهماننوازی ملا جاسم و گفتوگوهای شبانه در مضیف، لایهای انسانی به روایت میدهد و نشان میدهد که سختی زندگی روستایی فقط با کمبودها تعریف نمیشود. در این میان، ترس، دلتنگی، خجالت، شوخطبعی و حس تعلقی که بهتدریج شکل میگیرد، کنار هم قرار میگیرند. عبدالعظیم عامریان با تمرکز بر جزئیات روزمره، تصویری از معلمی در نقطهای دورافتاده ارائه کرده است که هم به شرایط آموزشی مربوط میشود و هم به مواجههی یک جوان با مسئولیتی بزرگتر از سن و تجربهاش.
خلاصه داستان آن سوی تپه های خاکی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
راوی پس از هفتهها رفتوآمد میان ادارهها، سرانجام ابلاغ معلمیاش را میگیرد و به منطقه باوی فرستاده میشود. مقصد او روستای حنیری است؛ جایی دور از شهر که رسیدن به آن، عبور از جادهای خاکی و بیابانی ساکت را میطلبد. او در این مسیر با چند معلم دیگر همراه میشود و بعد از جداشدن از آنها، تنها به روستا میرسد. ورودش با استقبال بچهها و نگاه کنجکاو اهالی همراه است، اما خیلی زود با واقعیت زندگی در روستا روبهرو میشود: مدرسهای ساده، نبود امکانات، شبهای تاریک و دلتنگی شدید. در کنار این دشواریها، رفتار گرم مردم روستا کمکم جای خود را در ذهن او باز میکند.
چرا باید کتاب آن سوی تپه های خاکی را بخوانیم؟
دلایل خواندن این کتاب را میتوان اینطور خلاصه کرد:
- تصویری دقیق از آغاز معلمی در روستایی دورافتاده ارائه میدهد و فشارهای واقعی این موقعیت را نشان میدهد.
- جزئیات محیطیِ فراوان، فضای جاده، روستا، مدرسه و زندگی روزمره را ملموس میکند.
- رابطهی میان معلم جوان و اهالی روستا را بهعنوان بخشی مهم از تجربهی آموزش نشان میدهد.
- احساساتی مثل غربت، اضطراب، خستگی و خوگرفتن تدریجی با محیط تازه را روشن و قابلدرک ثبت میکند.
- برای شناخت بخشی از زیست اجتماعی و آموزشی در مناطق محروم، نمونهای عینی و نزدیک به واقعیت در اختیار میگذارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به این گروهها پیشنهاد میشود:
- علاقهمندان به روایتهای خاطرهمحور که بر تجربههای واقعی زندگی تکیه دارند.
- خوانندگانی که میخواهند با دشواریهای معلمی در روستاهای دورافتاده آشنا شوند.
- کسانی که به فضاهای بومی جنوب، زندگی روستایی و جزئیات فرهنگی آن علاقه دارند.
- مخاطبانی که از روایتهای شخصیتمحور دربارهی رشد، ترس و سازگاری لذت میبرند.
- دانشجویان و فعالان حوزهی آموزش که میخواهند تصویری نزدیک از شرایط مدرسه در مناطق کمبرخوردار ببینند.
بخشی از کتاب آن سوی تپه های خاکی
«همهجا را سکوت مرگباری فراگرفته بود. تن لخت بیابان در سکوتی مرگبار غرق بود و تا چشم کار میکرد بیابان و خاک بود. آن بیابان وسیع و آن سکوت مرگبار، مرا به یاد فیلمهای ترسناک میانداخت. توی مسیر که میآمدیم، رفقا با اشاره انگشت مسیر روستایم را نشانم دادند. خیلی آنطرفتر، به سمت غرب جاده خاکی، تپه ماسههایی نهچندان مرتفع قرار داشتند که روستای من پشت آن تپه ماسهها بود. پشت آن تپههای خاکی. باید بهتنهایی از بینشان میگذشتم. دستم را سایبان چشمانم کردم و خوب به اطرافم نگاه کردم. هیچکس نبود. تا حالا توی عمرم از آن مسیرها نرفته بودم. مدام دور و برم را میپاییدم و مدام با خودم حرف میزدم. مدام بر میگشتم و به پشت سرم نگاه میکردم. صدای خودم را بلند میشنیدم. ترسی مرموز تمام تنم را گرفته بود و تشنگی توان از تنم بریده بود. با خودم میگفتم:
- ایکاش برای رسیدن به روستا عجله نمیکردم و کمی توی روستای یکی از بچهها آب مینوشیدم و استراحت کوتاهی میکردم.
ترسم از این بود که توی تپه ماسهها از تشنگی تاب نیاورم و بلایی به سرم بیاید. هیچکس هم از وضعیتم خبر نداشت که به کمکم بشتابد.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب آن سوی تپه های خاکی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | آن سوی تپه های خاکی |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | عبدالعظیم عامریان |
| انتشارات | سنجاق |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۵/۰۵/۱۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۲.۹۷ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۰۹۳۱۱۲۶ |
| تعداد صفحهها | ۲۴۶ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۰۰۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب