
دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۲ (شهید محمدابراهیم همت)
معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۲ (شهید محمدابراهیم همت)
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 02؛ شهید محمد ابراهیم همت نوشته حبیبه جعفریان روایتی صمیمی و نزدیک از زندگی و شخصیت شهید محمد ابراهیم همت است که از خلال خاطرات و گفتههای همسرش ژیلا بدیهیان شکل گرفته است. این کتاب صوتی با گویندگی سودابه آقاجانیان و توسط نشر روایت فتح منتشر شده است و شنونده را از روزهای جوانی و دانشسرا تا کردستان، جبهههای جنوب، ازدواج، تولد فرزندان و درنهایت روزهای منتهی به شهادت این فرمانده سپاه همراهی میکند. در این کتاب صوتی زندگی همت نه از زاویه گزارشهای رسمی و نظامی که از دریچه یک زندگی مشترک روایت شده است؛ از لحظههای آشنایی در پاوه و بحثهای تند جلسه اول تا خواستگاریهای پیدرپی، تردیدها، استخارهها، عقد ساده، شروع زندگی در یک مرغداری تمیزشده روی پشتبام، کوچ به اندیمشک و خانههای سازمانی دورافتاده و روزهای پراضطراب عملیاتها. روایت ژیلا بدیهیان از همت، او را نهفقط بهعنوان یک فرمانده که بهعنوان همسر، پدر، رفیق و انسانی خسته، نگران، عاشق و درعینحال مصمم نشان میدهد. کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 02؛ شهید محمد ابراهیم همت با تکیهبر جزئیات روزمره، گفتوگوهای کوتاه، دلنگرانیهای خانوادگی و لحظههای ناب عاطفی، تصویری ملموس از فضای جنگ، کردستان، دزفول، پاوه و زندگی پشت جبهه ارائه کرده است و شنونده را با فرازونشیبهای یک زندگی مشترک در سایه جنگ و شهادت روبهرو میکند.
درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲ (شهید محمدابراهیم همت)
کتاب نیمه پنهان ماه 02؛ شهید محمد ابراهیم همت بر محور روایت ژیلا بدیهیان همسر شهید شکل گرفته است و حبیبه جعفریان این روایت شفاهی را به متنی منسجم و داستانوار تبدیل کرده است. ساختار کتاب فصلبندی کلاسیک خشک ندارد اما بهصورت طبیعی به چند برش زمانی و عاطفی تقسیم شده است: از مقدمه ناشر که فصل انقلاب اسلامی را در «کتاب قطور تاریخ» به رنگ سرخ و بیخزان توصیف کرده است تا مقدمه نویسنده که با تصویر گل و دانه و درخت، از ماندگاری «شکفتن» میگوید و بعد وارد خاطرات جزئی و زنده همسر شهید میشود. در بخشهای آغازین کتاب صوتی نیمه پنهان ماه 02؛ شهید محمد ابراهیم همت شنونده با شناسنامه کوتاهی از زندگی همت روبهرو میشود: تولد در ۱۲ فروردین ۱۳۳۴، ورود به دانشسرای اصفهان در ۱۳۵۲، اعزام به کردستان در خرداد ۱۳۵۹، ازدواج در دی ۱۳۶۰ و شهادت در ۱۶ اسفند ۱۳۶۲. اما متن خیلی زود از این تقویم خشک فاصله میگیرد و وارد فضای پاوه، سنندج و کردستان میشود؛ جایی که راوی برای نخستینبار همت را در جلسهای در سپاه پاوه میبیند، او را «بد اخلاق»، «عصا قورتداده» و «سر به زیر» تصور میکند و در همان جلسه بر سر نام بردن از امام علی علیهالسلام با او بحث میکند. این برخورد تند، زمینهساز رابطهای است که بعدها به خواستگاری، رد مکرر، بیماری، بستریشدن راوی، دیدارهای کوتاه در بیمارستان و درنهایت قبول ازدواج میرسد. در ادامه کتاب نیمه پنهان ماه 02؛ شهید محمد ابراهیم همت فصلهای نانوشتهای از زندگی مشترک راوی و همت را دنبال میکند: زندگی در پاوه و باختران، اعزامهای پیاپی، عملیات فتحالمبین، خرمشهر، رفتوآمد میان جبهه و شهر، اسکان موقت در خانه دیگران، تبدیل یک مرغداری روی پشتبام به خانه، نقلمکان به خانههای سازمانی اندیمشک، ترس از عقربها، بازگشت موقت راوی به دانشگاه اصفهان، کشمکش میان «درس» و «جبهه»، تولد مهدی و مصطفی، و گفتوگوهای مکرر درباره شهادت، اسارت، جانبازی و ترس راوی از «شب اول قبر». در هر بخش، همت همزمان در دو نقش ظاهر شده است: فرماندهای که باید برای سنگرهای آبگرفته، عملیاتها و نیروهایش تصمیم بگیرد و مردی که با شرمندگی از خاک و گل روی لباسش، نیمهشب به خانه میآید، از سختیهای جبهه چیزی نمیگوید و نگران است که همسر و فرزندانش در شهرهای بمبارانشده تنها نمانند. کتاب نیمه پنهان ماه 02؛ شهید محمد ابراهیم همت در لایههای بعدی خود به موضوعاتی مثل تفاوت نسلها و سبک زندگیها، فاصله میان دانشجویان پشت میز و رزمندگان خط مقدم، معنای واقعی «حزباللهی بودن»، نسبت عشق و ایمان، و مفهوم «جفت نیکو» در زندگی مشترک پرداخته است. روایت تا لحظههای آخر زندگی همت پیش میرود؛ تا جایی که او از جدایی حرف میزند، برای بعد از خودش خانهای در نظر میگیرد، از همسرش میخواهد بعد از او سرگردان خانه پدری و مادری نباشد و درعینحال با اطمینان میگوید خدا «داغ شماها را به دل من نمیگذارد». پایان کتاب با صحنه شنیدن خبر شهادت در مینیبوس، رفتن به سردخانه، دیدن پیکری که سر ندارد و نگاه به جورابهایی که خود راوی برایش خریده بود، به اوج عاطفی خود میرسد و در نهایت با تأملی بر حلقه ازدواج، مفهوم «سایه جفت» و یقین راوی به اینکه همت «جفت نیکوی» اوست، بسته میشود.
خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲ (شهید محمدابراهیم همت)
در این کتاب صوتی محور اصلی، روایت یک زندگی مشترک در دل جنگ است. حبیبه جعفریان با تکیهبر گفتوگوها و خاطرات ژیلا بدیهیان نشان داده است که «نیمه پنهان ماه» در اینجا همان چهره خانوادگی و عاطفی شهید محمد ابراهیم همت است؛ چهرهای که پشت عکسهای رسمی، گزارشهای عملیاتی و عنوان «فرمانده لشکر» پنهان مانده است. محتوای کتاب از چند خط اصلی تشکیل شده است. خط اول، سیر آشنایی تا ازدواج است: از روزی که راوی بهعنوان نیروی داوطلب به کردستان میرود، در جلسهای در سپاه پاوه با جوانی لاغر، ریشبلند و سر به زیر روبهرو میشود که پیراهن چینی و شلوار کردی پوشیده و روی جیبش عکس امام را زده است. او را «بد اخلاق» و «خشک» میبیند، در جلسه بر سر نام بردن از امام علی علیهالسلام با او بحث میکند، از جلسه با بغض بیرون میآید و حتی آرزو میکند به اصفهان برگردد. اما همان جوان، تنها کسی است که حواسش به غذای خواهران اعزامی، امنیت اتاقها، نیروهای مشکوک و احتمال بمبگذاری هست؛ نیمهشب با اسلحه زیر پنجره میآید، نگران رفتوآمدهاست و در عین تندی، مراقب است راوی در تاریکی تنها نرود. خواستگاریهای همت خط دوم کتاب را میسازد. ابتدا بهواسطه، بعد رو در رو، درحالیکه راوی خود را «حزباللهیتر» از او میداند، ازدواج را نوعی توهین به رؤیای شهادت میبیند و چندبار جواب منفی میدهد. بیماری سخت، بستریشدن در بیمارستان، دیدار کوتاه همت که از پشت در، گزارش شهدا و اسرا را میدهد و میرود، و در نهایت استخارهای که آیهای از سوره کهف را میآورد و از «مصیبت زیاد و فوز عظیم» میگوید، زمینه قبول ازدواج را فراهم میکند. عقدی ساده، بدون مهریه دلخواه راوی، با یک حلقه ارزان، بدون مراسم مفصل و حتی بدون رفتن پیش امام، آغاز زندگی مشترک را رقم میزند. خط سوم کتاب، زندگی در سایه جنگ است. راوی و همت در پاوه، دزفول، اندیمشک و اسلامآباد میان خانههای موقت، مرغداری تمیزشده، خانههای سازمانی دورافتاده و اتاقهای پر از گرد و خاک جابهجا میشوند. همت مدام در رفتوآمد میان جبهه و شهر است؛ گاهی نیمهشب با لباس گلآلود و پوتینهای خیس برمیگردد، از خجالت دیرآمدن پشت دیوار میایستد، زیر آب سرد میرود تا تمیزتر وارد خانه شود، و بعد با شرمندگی از سختیهایی که خانوادهاش میکشند حرف میزند. در مقابل، راوی با عقربهای اندیمشک، تنهایی در شهر بمبارانشده، بیماری ریه، و دوریهای طولانی همسر دستوپنجه نرم میکند و درعینحال نمیتواند میان دانشگاه و جبهه، آسایش و همراهی، یکی را انتخاب کند. در خط چهارم، رابطه عاطفی و معنوی این دو پررنگ میشود. تولد مهدی و مصطفی، حرفهای همت در گوش نوزادش که چرا نامش را «مهدی» گذاشته است، اشکهایی که روی صورت بچه میریزد، اصرار راوی برای همراهی با همت در جنوب «تا وقتی خودش هست دست محبتش روی سر بچه باشد»، و گفتوگوهای مکرر درباره شهادت، اسارت و جانبازی، لایهای دیگر به روایت اضافه کرده است. همت از خدا خواسته است نه اسیر شود نه جانباز، بلکه وقتی «جزو دوستان خدا» شد یکباره شهید شود؛ اسارت و جانبازی را محتاج ایمانی میداند که در خود نمیبیند. راوی در مقابل، با نماز و دعا تلاش میکند او را «نگه دارد» و حتی خود را «سد راه شهادت» او میبیند. کتاب در بخشهای پایانی به اوج عاطفی خود میرسد: همت از «جدایی» حرف میزند، برای بعد از خودش خانهای در نظر میگیرد، میگوید «تنها چیزی که مانع شهادت من میشود وابستگی به شماهاست»، و راوی با شوخی و انکار از کنار این حرفها میگذرد. رفتن آخر، تماس تلفنی که در آن همت چندبار میگوید «خیلی دلم براتون تنگ شده»، وعده دیدار ۲۴ ساعته، بیخبری یکهفتهای، بیدارشدنهای نیمهشب با حس «طوفان»، ترس از شب اول قبر، و درنهایت شنیدن خبر شهادت در مینیبوس، صحنههای پایانی کتاب را شکل داده است. مواجهه با پیکر بیسر، نگاه به جورابهایی که خودش برای همت خریده بود، و یادآوری حلقهای که همت آن را «سایه جفت» میدانست، روایت را به تأملی درباره «جفت نیکو» و ادامه این پیوند در جهان دیگر میرساند.
چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲ (شهید محمدابراهیم همت) را بشنویم؟
این کتاب صوتی برای شنونده تصویری نزدیک از جنگ و انقلاب ارائه کرده است که از دل یک زندگی مشترک بیرون آمده است، نه از دل گزارشهای رسمی. در نیمه پنهان ماه 02؛ شهید محمد ابراهیم همت جنگ فقط خط مقدم و عملیات نیست؛ اتاقهای سرد، مرغداری تبدیلشده به خانه، ترس از عقرب، اضطراب تلفنهایی که دیر زنگ میخورند، و اشکهایی است که نیمهشب پای علاءالدین میریزد. یکی از ویژگیهای شاخص این کتاب صوتی، زاویه دید آن است. همه چیز از چشم همسر شهید روایت شده است؛ زنی که در ابتدا از همت خوشش نمیآید، از او میترسد، خواستگاریاش را توهین به رؤیای شهادت میبیند، و بهتدریج در کنار او معنای دیگری از ایمان، مسئولیت و عشق را تجربه میکند. این زاویه دید باعث شده است همت نهتنها بهعنوان فرمانده، که بهعنوان مردی با ضعفها، خستگیها، شوخیها، تردیدها و حساسیتهایش دیده شود. کتاب همچنین برای کسانی که به دنبال فهم ملموستری از مفهوم «شهادت» هستند، تجربهای متفاوت فراهم کرده است. در این روایت، شهادت فقط یک نقطه در پایان زندگی نیست؛ فرایندی است که در آن دعاها، ترسها، وابستگیها، استخارهها، تصمیمها و حتی بحثهای ساده روزمره نقش دارند. شنونده میبیند چگونه همت میان مسئولیتش نسبت به نیروها و دلبستگیاش به خانواده در رفتوآمد است و چگونه همسرش میان آرزوی شهادت برای او و ترس از تنهایی و شب اول قبر سرگردان است. از سوی دیگر، نیمه پنهان ماه 02؛ شهید محمد ابراهیم همت تصویری از زنان در سالهای جنگ ارائه کرده است که فراتر از کلیشه «همسر شهید» است. راوی دانشجو است، به کردستان اعزام میشود، در جلسات بحث میکند، از فرمانده انتقاد میکند، در مرغداری خانه میسازد، میان دانشگاه و جبهه مردد میشود و درنهایت با دو کودک خردسال، بار ادامه زندگی را بر دوش میکشد. شنیدن این روایت میتواند برای کسانی که به نقش زنان در آن سالها علاقهمندند، دریچهای تازه باز کند. درنهایت این کتاب صوتی برای کسانی که به دنبال شناخت انسانیتر و جزئیتر از چهرههای شناختهشده هستند، نمونهای گویاست. همت در این روایت نه اسطورهای دوردست، که انسانی نزدیک است که حلقه ازدواجش را «سایه جفت» میداند، از اسارت میترسد، از خدا دو پسر میخواهد، و در عین همه اینها، خود را برای رفتن آماده میکند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به زندگی و شخصیت شهید محمد ابراهیم همت علاقهمندند و میخواهند او را از زاویهای خانوادگی و نزدیک بشناسند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغه فهم تجربه جنگ، جبهه و سالهای پرتنش آن دوران را از دل خاطرات شخصی و عاطفی دارند. به علاقهمندان خاطرات همسران شهدا، پژوهشگران و دانشجویان رشتههای مرتبط با مطالعات جنگ، تاریخ معاصر و مطالعات زنان نیز پیشنهاد میشود این کتاب صوتی را بشنوند. شنیدن این کتاب صوتی برای کسانی که درگیر پرسشهایی درباره نسبت عشق، ایمان، مسئولیت خانوادگی و آرزوی شهادت هستند هم میتواند تأملبرانگیز باشد.
زمان
۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
حجم
۷۳٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
حجم
۷۳٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد