
کتاب روزی از دستانت خواهم گفت
معرفی کتاب روزی از دستانت خواهم گفت
کتاب روزی از دستانت خواهم گفت نوشتهی مریم روزگرد مجموعهای از متنهای کوتاه، شعرگونه و یادداشتهای احساسی است که انتشارات پرپروک آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب قطعههای پیوسته، از عشق، دلتنگی، خاطره، گذر عمر و زخمهای ریز و درشت زندگی حرف زده است و مدام به تصویر دستان معشوق بازمیگردد. نویسنده در این اثر از زبان اولشخص، فضای صمیمی و جزئیات روزمره مثل کافهها، بادبادکها، جمعهها و دفترهای شعر استفاده کرده است تا تجربهی یک دلبستگی عمیق و پیامدهایش را روایت کند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب روزی از دستانت خواهم گفت
کتاب روزی از دستانت خواهم گفت با محوریت یک عشق ناتمام شکل گرفته است؛ عشقی که در آن دستان معشوق به نمادی ثابت برای آرامش، جاذبه، جادو و درعینحال زخم و دلتنگی تبدیل شدهاند. مریم روزگرد در این کتاب از زاویهی دید اولشخص، تجربهی دلبستگی، انتظار، جدایی و تلاش برای کنارآمدن با خاطره را در قالب متنهایی کوتاه و گاه بسیار شخصی روایت کرده است. لحن نویسنده میان اعتراف، گفتوگو با خود و نجوا با مخاطبی غایب در نوسان است و همین رفتوآمد، فضای کتاب را شبیه دفترچهای پر از یادداشتهای پراکنده اما همخانواده کرده است. در کتاب روزی از دستانت خواهم گفت متنها در چند بخش و عنوان مختلف کنار هم قرار گرفتهاند؛ از جمله «آغاز»، «نام»، «رایحه»، «دستان تو»، «آرامش»، «روزهای هفته»، «پیش از او»، «احساسات»، «اتفاقات»، «جرات»، «صبح روز جمعه»، «گلها»، «شعرها»، «کافهها»، «عاشق»، «بیهودگی ایام»، «خواب»، «پس از او»، «دختران»، «اسب تکشاخ»، «گذر عمر»، «زخمها»، «عزیزان»، «مرگ»، «ویرانگر»، «لحظهی کوتاه»، «بچهها»، «بادبادک»، «خیالبافی» و در پایان «عاشقانهای بینقص». هرکدام از این عنوانها بهانهای است برای نزدیکشدن به یک احساس مشخص؛ از شوق و شیفتگی تا خستگی، از امید تا ناامیدی و از خیال تا واقعیت. کتاب روزی از دستانت خواهم گفت بیش از آنکه داستانی خطی تعریف کند، تکهتکهی یک تجربهی عاطفی را نشان میدهد که در آن عشق، نوشتن، شعر و خاطره به هم گره خوردهاند.
خلاصه کتاب روزی از دستانت خواهم گفت
در روزی از دستانت خواهم گفت مریم روزگرد روایتی تکهتکه از عشقی را پیش میکشد که با تصویر دستان معشوق آغاز میشود و بر همان تصویر میچرخد. راوی از صبحها و عصرهای جمعه، کافهها، چای بهارنارنج، بادبادکهای کودکی، کتابفروشی قدیمی، شعرها و موسیقیها میگوید و نشان میدهد چگونه حضور یک نفر میتواند سلیقهها، عادتها و نگاه به زندگی را عوض کند. در این کتاب احساسات شدید، همزمان هم نیروبخش و هم ویرانگر توصیف شدهاند؛ احساسی که از دل آن شاعرشدن، نوشتن و ساختن خاطره بیرون میآید اما در کنارش بیخوابی، بیهودگی ایام، تکرار روزها و نوعی خستگی عمیق هم دیده میشود. نویسنده در پایان به پرسشهایی دربارهی سرنوشت، انتخاب، معنای زندگی و امکان ساختن «عاشقانهای بینقص» میرسد بیآنکه پاسخی قطعی ارائه کند.
چرا باید کتاب روزی از دستانت خواهم گفت را بخوانیم؟
روزی از دستانت خواهم گفت تجربهی عاطفی فشردهای را در قالب متنهای کوتاه و شاعرانه پیش چشم میگذارد؛ تجربهای که در آن عشق، دلتنگی، خاطره، کودکی، گذر عمر و ترس از فراموشی در هم تنیده شدهاند. این کتاب میتواند برای همراهشدن با حالوهوای عاشقانه، دیدن جزئیات کوچک زندگی از زاویهای احساسی و لمس کشمکش میان عقل و احساس جذاب باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن روزی از دستانت خواهم گفت به کسانی پیشنهاد میشود که به متنهای کوتاه احساسی، عاشقانهها، یادداشتهای شخصی و شعرهای آزاد علاقه دارند یا درگیر تجربهی عشق، جدایی، دلتنگی و پرسشهایی دربارهی معنای زندگی و سرنوشت هستند.
حجم
۳۱۸٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۷۸ صفحه
حجم
۳۱۸٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۷۸ صفحه