
کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد
معرفی کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد
کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد نوشتهی مهدی سودآوری و مریم قربانیان رهورد روایتی است از برخورد نزدیک یک رواندرمانگر با مرگ، سوگ و فروپاشی جهان شخصیاش. انتشارات شاملو آن را منتشر کرده است. در این کتاب، قصهی شهرزاد، رواندرمانگری که همسرش کیومرث را ناگهانی از دست میدهد، با تأملات نظری دربارهی سوگ، یادداشتهای شخصی، پروندههای درمانی و ارجاع به اسطورهها و متون روانشناختی درهم تنیده شده است. روایت از لحظهی تلفن شوم، سردخانه، خاکسپاری و خانهی خالی آغاز میشود و بهتدریج به پرسشهای عمیقتری دربارهی سوگ زنانه و مردانه، سکوت مردان، اعتیاد، آیینها و معنای ادامهدادن زندگی میرسد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد
کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد با محوریت شخصیت شهرزاد، رواندرمانگر و همسر یک باستانشناس به نام کیومرث، سوگ را در دو سطح شخصی و حرفهای دنبال کرده است. نویسندگان، مهدی سودآوری و مریم قربانیان رهورد، از همان فصل اول با صحنهی تلفن داریوش، انتقال کیومرث به بیمارستان و مواجههی شهرزاد با سردخانه، خواننده را وارد تجربهای عینی از شوک و ناباوری میکنند؛ تجربهای که بعد در اتاق درمان، پشت میز کار، در خانهی خالی و میان آیینهای سوگواری ادامه پیدا میکند. در این مسیر، کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد مدام بین روایت و تأمل در رفتوآمد است؛ یکجا شهرزاد در صف نماز میت ایستاده و نمیتواند کلمهای بگوید، جای دیگر پشت میز نشسته و دربارهی مراحل سوگ، نظریهی کوبلر_راس، مدل پردازش دوگانهی استروب و شات، و طبقهبندی وردن از سوگ ناپایدار و پنهان مینویسد. کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد در ۲۲ فصل اصلی و یک فصل پایانی تنظیم شده است. فصلهایی مثل «روزی که زمان ایستاد»، «وقتی صدایش هنوز در خانه میپیچد»، «سوگهایی که سکوت میکنند»، «سنگینی بینام»، «سکوتی که صدا دارد»، «صدای الکل_بوی سوگ»، «خاک، حافظه، مرگ»، «صدای مردان در سکوت»، «بدن سوگوار، ذهن خاموش»، «درمان؛ نه فراموشی» و «مسیر سوگ در آینهی آئینها» هرکدام بر جنبهای از تجربهی سوگ تمرکز کردهاند. کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد علاوهبر روایت سوگ شهرزاد، به پروندههای درمانی مراجعان مختلف (سوگ پدر، مادر، همسر، فرزند)، یادداشتهای شخصی کیومرث، و پیوند سوگ با اسطورههای ایرانی مثل رستم و سهراب، اسفندیار، زال و سیمرغ میپردازد و از خلال آنها به تفاوت سبکهای سوگواری زنانه و مردانه، سوگ پنهان، اعتیاد، پرکاری و سکوت بهعنوان صورتهای دیگر اندوه نزدیک شده است.
خلاصه داستان وقتی درمانگر سوگوار شد
کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد از لحظهای آغاز میشود که شهرزاد، رواندرمانگر، در مطب منتظر مراجع است و تلفن داریوش خبر میآورد کیومرث، همسرش، در حفاری باستانی از حال رفته است. روایت با شوک، بیمارستان، سردخانه و خاکسپاری پیش میرود و خواننده را در دل تجربهی بیکلمهی شهرزاد از مرگ ناگهانی شریک زندگیاش قرار میدهد. سپس کتاب به خانهی خالی، اتاق کار کیومرث، بوی چای و قهوهی غایب، و تلاش شهرزاد برای «نظمدادن» به فاجعه از راه نوشتن، خواندن و بازگشت تدریجی به اتاق درمان میرسد. در ادامه، نویسندگان از خلال پروندههای مراجعان، یادداشتهای کیومرث و تأملات نظری شهرزاد، به سوگ مردانه و زنانه، سوگ پنهان، سوگ پیچیده، اعتیاد، پرکاری، سکوت، و نقش فرهنگ و آیینها در سوگواری میپردازند. کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد نشان میدهد چگونه مردان اغلب سوگ را در کار، الکل، شوخی یا سکوت دفن میکنند و زنان میان اشک، نقشهای مراقبتی و توقعات اطرافیان گرفتار میشوند؛ و درنهایت بر این نکته تأکید کرده است که درمان، بهمعنای فراموشی نیست بلکه یادگرفتن نفسکشیدن کنار فقدان است.
چرا باید کتاب وقتی درمانگر سوگوار شد را بخوانیم؟
این کتاب تصویری نزدیک و چندلایه از سوگ ارائه کرده است؛ هم از زاویهی یک انسان داغدیده و هم از نگاه یک درمانگر. خواندن آن کمک میکند تجربهی سوگ در بدن، ذهن و روابط بهتر فهمیده شود، تفاوت سبکهای سوگواری مردان و زنان دیده شود و نقش سکوت، اعتیاد، پرکاری و آیینها در پنهانکردن یا پردازش اندوه بازشناسی شود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که عزیزی را از دست دادهاند، با سوگ مراجعان یا اطرافیان سروکار دارند، در رشتههای روانشناسی، مشاوره و مددکاری تحصیل یا کار میکنند یا به درک عمیقتری از سوگ مردانه، سوگ پنهان و پیوند سوگ با فرهنگ و اسطوره علاقهمند هستند.
