با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم

دانلود و خرید کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم

۴٫۴ از ۱۵۶ نظر
۴٫۴ از ۱۵۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم  نوشته  اسلاونکا دراکولیچ  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم

«کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» روایت‌هایی گیرا و خواندنی و حاصل تجربه‌های شخصی اسلاونکا دراکولیچ( -۱۹۴۹ )، روزنامه نگار اهل کرواسی است. این کتاب، مشاهدات نویسنده از زندگی دوستان و آشنایانش در دیگر کشورهای اروپای شرقی تحت حکومت‌های کمونیستی است.

جذابیت اصلی کتاب در این است که دراکولیچ ماهرانه، تحلیل‌هایی تامل برانگیز و انتقادی را با جزئیات زندگی روزمره درهم می‌آمیزد: شگفتی دختربچه‌ای که برای اولین بار یک عروسک خارجی می‌بیند؛ نحوه شستن رخت‌ها در خانه؛ زندگی یک استاد دانشگاه در آپارتمانی تنگ و شلوغ بی‌هیچ حریم خصوصی؛ دیوارهای رنگ و رو رفته و ... .

دراکولیچ کمونیسم را چیزی فراتر از یک ایدئولوژی یا شکل حکومت می‌بیند. از دید او کمونیسم یک وضعیت ذهنی است که به این راحتی‌ها از ناخودآگاه جمعی کسانی که تحت این حکومت زندگی کرده‌اند زدوده نمی‌شود.

برای مردم دنیای کمونیسم شعار «امر شخصی، سیاسی است» به معنای واقعی کلمه صدق می‌کرد.

دراکولیچ که خود در یوگسلاوی بزرگ شده، می‌نویسد: «اینجا از همان اوایل جوانی می‌فهمید که سیاست مفهومی انتزاعی نیست، بلکه نیرویی است عظیم که بر زندگی روزمره مردم تاثیری تعیین کننده می‌گذارد... ما برای اینکه بتوانیم ادامه بدهیم، می‌بایست قلمروهایمان را تقسیم می‌کردیم و مرزی بین زندگی خصوصی و حوزه عمومی می کشیدیم. حکومت می‌خواست همه چیز عمومی باشد... اما هرچیز عمومی متعلق به دشمن بود».

این روایت‌های گاه تراژیک و گاه طنزآمیز بهتر از تحلیل‌های تئوریک، می‌تواند وضعیت سیاسی و ذهنیت‌ افراد در حکومت‌های استبدادی را برای ما به تصویر بکشد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶۹)
Amin D
۱۳۹۶/۰۱/۲۸

به طور کلی عقیده دارم وقتی کتابی را که توسط یک ژورنالیست یا با رویکرد ژورنالیستی نوشته شده میخوانیم، فارغ از جذابیت های محتوایی و نوشتاری باید بسیار محتاط باشیم تا در دام صحنه پردازی ها و احتمالا اغراقها و

- بیشتر
صبا بانو:)
۱۳۹۸/۱۱/۲۸

این کتاب درباره‌ی زندگی روزمره‌ی مردم اروپای شرقی در دوره‌ی استقرار حکومت کمونیستی است. به طور خاص در این کتاب به موضوع زیست روزمره‌ی زنان پرداخته شده است. در این کتاب متوجه می‌شویم حکومت بر خلاف ادعایش از پس برآورده

- بیشتر
Travis
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

بسیار عالی، با توصیفات دقیق از زندگی در کشورهای کمونیستی شرق اروپا و شباهت عجیب آن با زندگی در ایران به خصوص در دهه‌های ۶۰ و ۷۰. ممنون از طاقچه برای حضور در این روزهای سرد و حصر اینترنتی تحمیلی.

- بیشتر
smnhgh
۱۳۹۷/۰۴/۱۶

فوق العاده بود بی برو برگرد از خوندن این کتاب لذت میبرین داستان هایی از شرح حال زنان در بلوک شرق هست و بخ شدت خواندنب مطمئنا باهاش همذات پنداری میکنین و یه جاهایی زمان و مکانو گم میکنین !

- بیشتر
sahar
۱۳۹۶/۰۸/۲۲

من متولد شصت و پنجم. با این که حکومت ایران با آرمانهای سوسیالیستی میانه‌ای نداشت و مخالف بود، ولی دوره کودکی من دوره جنگ و کمبود همه چی بود و خیلی از شرایطی که در کشورهای اروپای شرقی از نظر

- بیشتر
جواد
۱۳۹۷/۰۹/۰۳

کتاب عالی بود به خصوص اگاهی ما را نسبت به جامعه بسته و فاقد ازادی و اختیار و حاکمیت استبدادی که همه چیز را در قبضه دارد بیشتر می کند به خصوص اینکه حاکمیت آرمانی میلیون انسان ها نه تنها

- بیشتر
Reza.golshan
۱۳۹۸/۰۱/۱۳

اولین کتابی که سال 98 شروع کردم به شدت پیشنهاد میکنم بخونید روایتی از مردمی که زندگی نکردن مثل ما

حسین
۱۳۹۶/۰۷/۲۹

شاید یه جاهایی در مقایسه زندگی مردم در بلوک شرق و کشور های غربی،کمی احساسی برخورد شده باشه،ولی در کل کتاب فوق العاده ای هست،به سیاست نگاه پایین به بالا داره(نویسنده از مصاحبه هایی که با زن های خانه دار

- بیشتر
Maryam
۱۳۹۸/۰۸/۳۰

خوندن این کتاب تجربه جالبی بود، شباهت‌های زندگی افراد در جوامع کمونیستی با جامعه‌ای که ما در اون زندگی می‌کنیم به خوبی تو این کتاب توصیف شده: محدودیت‌ها، محرومیت‌ها، سانسورها، حسرتها

fateme
۱۳۹۸/۱۲/۲۰

کتاب خیلی خوبیه !به روشن شدن ذهن کمک میکنه ،کتاب های نشر گمان خیلی خوبن اکثرا

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۸۲)
هر قدر زودتر گذشته را فراموش کنیم، بیشتر باید نگرانِ آینده باشیم.
einlam
در این گوشه دنیا آدم را همین‌جور بار می‌آورند، جوری که خیال کنی تغییر غیرممکن است. جوری بارَت می‌آورند که از تغییر بترسی، که وقتی عاقبت اولین نشانه‌های تغییر آشکار شد، به آنها بدگمان باشی، از آنها بترسی، چون همیشه دیده‌ای که هر تغییری فقط وضع را بدتر کرده.
khorshid88
هیچ‌کس واقعا به آن سیستم اعتماد و اعتقادی نداشت، به سیستمی که چهل سالِ تمام، بلکه هم بیشتر، تواناییِ تأمین نیازهای اولیه شهروندانش را پیدا نکرد. وقتی رهبران داشتند درباره آینده‌ای درخشان حرف روی حرف می‌انباشتند، مردم مشغول ذخیره کردن آرد و شکر، شیشه دردار، پیاله، جوراب‌شلواری، نانِ خشک، چوب پنبه، طناب، میخ، و کیسه پلاستیکی بودند. فقط اگر سیاستمداران این بخت را می‌داشتند که به گنجه‌ها، سرداب‌ها، کمدها، و کشوهای ما سرکی بکشند ــ البته نه در پی یافتن کتاب‌ها و چیزهای ضد دولتی‌ــ می‌دیدند که چه آینده‌ای در انتظار طرح‌های بی‌نظیری است که برای کمونیسم ریخته‌اند. اما نگاه نکردند.
ملیحه
در این گوشه دنیا آدم را همین‌جور بار می‌آورند، جوری که خیال کنی تغییر غیرممکن است. جوری بارَت می‌آورند که از تغییر بترسی، که وقتی عاقبت اولین نشانه‌های تغییر آشکار شد، به آنها بدگمان باشی، از آنها بترسی، چون همیشه دیده‌ای که هر تغییری فقط وضع را بدتر کرده.
sahar
زیبایی در چشم کسی است که نگاه می‌کند.
اکرم ملایی
این شهر دارد آهسته آهسته از میان می‌رود و هیچ چیز، حتی حکومتِ جدید هم نمی‌تواند این روندِ بازگشت‌ناپذیرِ رو به نیستی را متوقف کند.
Travis
ما طوری رفتار می‌کنیم که انگار مکان عمومی به کسی تعلق ندارد. یا حتی از آن هم بدتر، انگار به دشمن تعلق دارد و وظیفه مقدس ما ایجاب می‌کند که با این دشمن در سرزمینِ خودش بجنگیم، و شاید حتی او را در همانجا از تاب و توان بیندازیم. فضای عمومی درست از بیرونِ درِ آپارتمان شروع می‌شود. اما مشکل اینجاست که در ذهنِ ما عمومی به معنای دولت است و دولت به معنای دشمن. اگر نمی‌توانی نظام را نابود کنی، باجه تلفن، دستگاه فروش بلیط، و پارکومتر را که می‌توانی خرد و خاکشیر کنی، گل‌های پارک را که می‌توانی لگدمال کنی. در این جنگِ خاموش، این شهرهای ما هستند که بازنده‌اند.
ملیحه
ما آن خویشاوندانِ تنگدست و نیازمندیم، آن بدوی‌های عقب‌مانده، آن جامانده‌ها ــ کندذهن‌ها، عقب‌نگه‌داشته‌شده‌ها، ناقص‌الخلقه‌ها، آس‌وپاس‌ها، ولگردها، انگل‌ها، حقه‌بازها، و هالوها. احساساتی و ازمدافتاده‌ایم، مثل بچه‌هاییم، بی‌خبریم، مشکل‌دار، ملودراماتیک، آب‌زیرِکاه، غیرقابل پیش‌بینی و به‌حساب‌نیامدنی. از آنهاییم که نامه‌ها را جواب نمی‌دهند، که موقعیت‌های خیلی خوب را از دست می‌دهند، که تا خرخره می‌نوشند، که وراجی می‌کنند، که روی پله دمِ در خانه‌هایشان می‌نشینند، که تاریخ تحویل کار یادشان می‌رود؛ بدقولیم، لاف‌زن، ناپخته، وحشتناک و بی‌نظم، از آنهایی که زود بهشان برمی‌خورَد، آنهایی که تا حد مرگ فحش بارِ هم می‌کنند، اما نمی‌توانند رابطه‌شان را با هم قطع کنند. آنهایی که خوب بار نیامده‌اند،
Marie Rostami
نیروهای ویژه پلیس دو خانه پایین‌تر، شب و روز در خیابان کشیک می‌دادند، تلویزیون و رادیو بی‌وقفه نشست اضطراریِ پارلمان را اعلام می‌کردند، نزدیک غروب خیابان‌ها خالی می‌شد، و حرفِ مردم شده بود این‌که باید از مملکت رفت یا اینجا ماند، و چراغ‌های خانه‌ها هر شب دیرتر و دیرتر خاموش می‌شد
Travis
اینجا یک فمینیست نه تنها موجودی مردـ خوار است، دشمن حکومت هم هست
ملیحه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۸۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۴/۰۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۴۰۷۲-۱-۷
تعداد صفحات۲۸۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۴/۰۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۴۰۷۲-۱-۷