«چگونه کلاسی جذاب داشتهباشیم؟» اثری با موضوع شیوههای مدیریت کلاس و کلاسداری برای مربیان، نوشته نبی الله بیاتی است.
در این کتاب سعی شدهاست علاوه بر تعریف کلاسداری، مراحل آن بیانشود و با توضیح و استفاده از مثالهای متنوع، هر مرحله بهطور کامل شرح دادهشود تا مربیان عزیز بهتر بتوانند از آن بهره ببرند. لذا کتاب، پیش از تدوین در مراکز و دورههای مختلف کلاسداری تدریس و تکمیل شدهاست.
بخشی از کتاب:
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین اصول هر کار چگونگی آغاز آن است. شاعری که غزلی میسراید، اگر مطلع غزلش زیبا، جذاب و تأثیرگذار باشد، مخاطب بقیۀ ابیات را نیز با اشتیاق میخواهد. نویسندهای که داستانش را هنرمندانه و با ایجاد یک موقعیت هیجانبرانگیز و عاطفی آغاز میکند، میتواند خواننده را تا انتها به دنبال خود بکشاند. سخنرانی که شروع موفقی نداشته باشد، در همان ابتدای کار مخاطبان خود را از دست میدهد و دیگر نمیتواند آنطور که بایدوشاید مطالبش را به آنان منتقل کند.
مهمترین اصل کلاسداری نیز این است که مربی شروع موفقی داشته باشد، شروع کلاسداری همانگونه که دشواریهای خاص خود را دارد، از اهمیت بسیاری نیز برخوردار است. با توجه به شروع است که مخاطبان دربارۀ اعتمادبهنفس و تسلط مربی به کلام قضاوت میکنند و تصمیم میگیرند که تا آخر شنوندۀ مطالب وی باشند یا نه.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب چگونه کلاسی جذاب داشتهباشیم؟ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
سلام سلام، آی بچهها
گلهای ناز و باصفا
پنجرهها رو وا کنید
به آسمون نگا کنید
بازم سپیده سر زده
گنجشک بال و پر زده
کاربر ۳۲۷۳۴۶۰
۵
روز قیامت مردی را میآورند با حسناتی چون ابرهای انبوه یا کوههای استوار. او میگوید: پروردگارا، اینها را من انجام ندادهام؛ از کجا آمدهاند؟ خداوند میفرماید: اینها همان دانشی است که به مردم آموختی و بعد از تو به آنها عمل میشد
احمدی زنجانی
۰
هوا هنوز تاریک بود. بچهها تازه نماز صبح را به جماعت اقامه کرده بودند و هنوز صف جماعت از هم نپاشیده بود. یکی از رزمندهها با حالت بسیار معنوی بلند شد و با صلوات و تحیت شروع کرد به بچهها عطر زدن و التماس دعا گفتن. فضا عطر آگین و معنوی شد؛ امّا بعد از چند لحظه جو عوض شد. یک مرتبه موج اعتراضی پدید آمد. چرا؟ چون همه صورتهایشان سیاه شده بود. بله این رزمنده مقداری عطر در جوهر ریخته بود و به بچهها زده بود. بچهها دنبالش کردند، گرفتندش و حسابی حالش را جا آوردند، یک دفعه آن رزمنده رو کرد به بچهها یه جمله بسیار زیبا و تکاندهنده گفت: رفقا! رو سیاهی این دنیا با مقداری آب پاک میشه و خیلی ناراحتی نداره؛ ولی روسیاهی آخرت با هیچی پاک نمیشه؟!
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
عالیه
درود بر استاد بیاتی بابت این کتاب کارآمد .
عالیه