
کتاب سه به علاوه سه
معرفی کتاب سه به علاوه سه
کتاب سه به علاوه سه نوشتهی زهرا رسولینژاد مجموعهای از چند داستان کوتاه است که نشر متخصصان آن را منتشر کرده است. این کتاب در حجمی نهچندان بلند، چند روایت مستقل اما همخانواده را کنار هم قرار داده که همگی در فضایی تیره، ذهنی و گاه کابوسوار میگذرند و شخصیتهایی را نشان میدهند که در مرز جنون، گناه، تنهایی و احساس گناه سرگرداناند. در این داستانها از پیرمردی تنها با آلزایمر تا زنی در آستانهی مرگ، از کودکی که درگیر راز یک نقاشی است تا مردی که پایان جنگ را در اخبار میشنود، و از اعترافکنندهای در کلیسا تا راوی مبتلا به توهم، هرکدام در موقعیتی بحرانی قرار گرفتهاند و با گذشتهی خود روبهرو میشوند. سه به علاوه سه با تکیه بر تصویرسازیهای پرجزئیات، مونولوگهای درونی طولانی و موقعیتهای نمادین، سعی کرده است تجربههایی مثل خشونت پنهان، احساس بیپناهی، عذاب وجدان، میل به رهایی و ترس از مرگ را در قالب داستانهایی کوتاه و فشرده نشان بدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سه به علاوه سه
کتاب سه به علاوه سه مجموعهای از داستانهای کوتاه زهرا رسولینژاد است که هرکدام با زاویهدید و شخصیتهای متفاوت نوشته شدهاند اما درونمایههای مشترکی مثل تنهایی، خشونت، گناه، مرگ و فروپاشی روانی آنها را به هم پیوند داده است. در این کتاب چندین داستان پشت سر هم قرار گرفتهاند؛ از جمله «یک روز عادی»، «مداد سفید»، «شمشیر به دست گرفتن، اولین اصل شجاعت است»، «گرگ احمق»، «راز پرتقال خونی»، «اس»، «اعتراف»، «جنگ تمام شده بود»، «زادروز» و در پایان دوباره متنی با عنوان «یک روز عادی». هر داستان جهانی مستقل دارد اما فضای کلی کتاب تیره، سرد و اغلب زمستانی است و شخصیتها در موقعیتهایی قرار گرفتهاند که آنها را به مرز تحمل خود میرساند. در بسیاری از این روایتها، راوی اولشخص است و خواننده را مستقیم به درون ذهن آشفتهی شخصیت میبرد؛ ذهنی که پر از خاطرات کودکی، خشونتهای دیده و انجامشده، حسرتها و پرسشهای بیجواب است. در داستان آغازین، پیرمردی با حافظهی فرسوده در راه بازگشت به خانه، کودکی را از پشت پنجره میبیند که برای رسیدن به یک اسب چوبی کوچک تلاش میکند و این صحنه، گذشتهی خودش و اسب چوبی دوران کودکیاش را زنده میکند. در داستان «مداد سفید» زنی که خود را بیمار لاعلاج میداند، چند بار «میمیرد و زنده میشود» و در خانهی سالمندان، زندگیاش را برای پیرزنی ناشنوا تعریف میکند. در «گرگ احمق» یک گرگ تنها، قربانی فریب بوی خون و تلهی شکارچی میشود و در «راز پرتقال خونی» نقاشی یک پرتقال خونی، دریچهای به شایعات، ترسها و رازهای مادربزرگی خرافاتی باز میکند. در بخشهای بعدی کتاب سه به علاوه سه، داستانها بهتدریج به سمت موقعیتهای افراطیتر و ذهنیتر میروند. در «اس» زنی که بیماریاش را لاعلاج اعلام کردهاند، چهار بار مرگ را تجربه کرده و هر بار دوباره در بیمارستان به هوش آمده است و از دل این رفتوبرگشتها، به رابطهاش با همسر، فرزندان و مردی که در کتابخانه تحسینش میکرده نگاه میکند. در «اعتراف» زنی در اتاقک اعتراف کلیسا، قتل را در قالب «کشتن یک سگ» تعریف میکند و میان گناه، توجیه و عدالت شخصی سرگردان است. «جنگ تمام شده بود» مردی را نشان میدهد که در روز اعلام پایان جنگ، در خیابان قدم میزند، خشونت روزمره را در دعوای راننده تاکسی، کتکخوردن یک پسربچه و فقر کنار خیابان میبیند و در خانه با اخباری از نابودی جنگلها، حیوانآزاری و بحرانهای جهانی روبهرو میشود. در «زادروز» استاد پنجاهودوسالهای در روز تولدش، هنگام کمک به پسربچهای که توپش را گم کرده، ناگهان با این واقعیت روبهرو میشود که بیش از دوستداشتن، دلتنگ چیزهایی است که از دست داده است. متن پایانی که دوباره با عنوان «یک روز عادی» آمده، راوی مبتلا به توهم را نشان میدهد که در فریزر خانهاش سر جداشدهی زنی را میبیند، آن را دفن میکند و بعد میفهمد هیچ اثری از آن نیست؛ و در پسِ این توهمها، احساس میکند قاتل کسی است که دوستش داشته است. کتاب سه به علاوه سه با کنار هم گذاشتن این روایتها، تصویری تکهتکه اما همجهت از انسانهایی میسازد که زیر فشار خاطره، خشونت و ترس، در جستوجوی معنا، بخشش یا فقط کمی آرامش هستند.
خلاصه داستان سه به علاوه سه
در سه به علاوه سه، هر داستان کوتاه بر یک موقعیت بحرانی متمرکز است و از دل آن، لایههای پنهان شخصیتها را بیرون میکشد. در داستان نخست، پیرمردی تنها در زمستان، در راه بازگشت به خانه، از آلزایمر و فراموشی میگوید؛ خانه و چند نشانهی محدود تنها چیزهایی هستند که هنوز در ذهنش ماندهاند. او از کودکیاش، مرگ پدر و مادر، زندگی با مادربزرگ سختگیر و اسب چوبی کوچکی که تنها دلخوشیاش بوده یاد میکند. وقتی از پنجرهی خانه، پسرکی را میبیند که با سماجت برای رسیدن به جعبهای بالای کمد تلاش میکند و در نهایت اسب چوبی کوچکی از آن بیرون میآورد، پیرمرد با اسب چوبی خودش در جیب پالتو روبهرو میشود و درمییابد چیزی که برای او بیارزش شده، برای کودکی دیگر هنوز همهچیز است. در «مداد سفید» راوی زنی است که خود را بیمار روانی جدی نمیداند اما از «سفید شدن» همهچیز در زندگیاش میگوید؛ موها، چشمها، لباسها و نوشتهها. او در خانهی سالمندان، برای پیرزنی ناشنوا از چهار مرگی که پس از جوابکردن دکترها تجربه کرده تعریف میکند: افتادن در حیاط مدرسهی دخترش، از حال رفتن در تئاتر، و دو بار دیگر که هر بار با امید مرگ، در بیمارستان به هوش آمده است. در این میان، از زندگی مشترکی میگوید که در آن هرگز خودش نبوده، از مردی در کتابخانه که تحسینش میکرده و از حسرتهایی که هرگز به واقعیت نرسیدهاند. در داستان «شمشیر به دست گرفتن، اولین اصل شجاعت است» راوی با دیدن آهنگری که شمشیر میسازد، به کودکیاش و شبی برمیگردد که زیر تخت پنهان شده و در حالیکه خانه و خانوادهاش در آتش میسوختهاند، جرئت بیرونآمدن نداشته است؛ جملهی پدر دربارهی شمشیر و شجاعت، در ذهنش میماند و با احساس ترس و شرم گره میخورد. «گرگ احمق» داستان گرگی است که از گله جدا شده چون پیروبودن و جنگیدن برای جفت را تحقیرآمیز میداند و ترجیح میدهد تنها، با شکارهای کوچک زندگی کند. او در سرمای شدید، لاغر و ضعیف شده اما همچنان به انتخابش وفادار است. بوی خون تازه او را بهسوی تلهی شکارچی میکشاند؛ گرگ، تیغهی آغشته به خون را میمکد، زبانش بریده میشود و در نهایت از خون خودش مینوشد تا از پا درمیآید. در «راز پرتقال خونی» راوی نوجوان، پس از مرگ مادربزرگ خرافاتیاش، تابلوی نقاشی یک پرتقال خونی را به خانه میآورد؛ تابلویی که مادربزرگ همیشه میگفت رنگ قرمزش خون است نه رنگ. شایعات محله دربارهی گمشدن بچهها، خوابهای آشفتهی راوی و گفتوگو با مادر، او را میان دو روایت نگه میدارد: توضیح سادهی بریدن انگشت مادربزرگ هنگام پوستگرفتن پرتقال و اشارهی پدر در وصیتنامهاش به «بچهی دیگری» که اسیر بیماری روانی مادربزرگ شده است. در داستان «اس» زنی که بیماریاش را لاعلاج اعلام کردهاند، خانه و خانواده را ترک کرده تا مرگش آنها را کمتر آزار بدهد. او در گفتوگو با پیرزنی ناشنوا، از زندگی زناشوییای میگوید که در آن هرگز عاشق همسرش نبوده، از مردی در کتابخانه که تحسینش میکرده و از چهار بار مرگی که تجربه کرده است. هر بار که فکر میکند پایان رسیده، در بیمارستان بیدار میشود و دوباره همان جملهی دکترها را میشنود. در نهایت، وقتی برای خودکشی به پشتبام بلندترین ساختمان شهر میرود، همان پیرزن او را از سقوط نجات میدهد و تنها سه کلمه میگوید: «تو مقصر نیستی»؛ جملهای که برای راوی مهمتر از هر درمانی است. در «اعتراف» زنی در اتاقک اعتراف کلیسا، قتل همسرش را در قالب داستان کشتن یک سگ تعریف میکند. او از کشیش دربارهی اندازهی گناه میپرسد، قتل را با دفاع از خود توجیه میکند و در عین حال اعتراف را راهی برای این میبیند که مطمئن شود «هنوز آدم خوبی است». کشیش از او میخواهد چند تولهسگ را نجات بدهد و کارهایی برای جبران انجام بدهد، در حالیکه خواننده میداند قربانی واقعی، شوهر خشونتطلب او بوده است. «جنگ تمام شده بود» مردی را دنبال میکند که در روز اعلام پایان جنگ، در شهر قدم میزند. او در تاکسی شاهد دعوای راننده با همسرش است، پسربچهای کتکخورده را میبیند که از او هم میترسد، با فقیر خوابیدهای کنار خیابان روبهرو میشود و در خانه، اخبار نابودی جنگلها، حیوانآزاری، فقر و جنایت را تماشا میکند. در پایان، همسرش تلویزیون را خاموش میکند و میگوید: «جنگ تمام شده است؛ از فردا دنبال کار میگردی»؛ در حالیکه برای راوی، جنگ در شکلهای دیگری ادامه دارد. در «زادروز» استاد پنجاهودوسالهای در جشن تولدش، زیر بار تبریکها و هدیهها، بیش از هرچیز دلتنگ کیکهای سوختهی مادر و آغوش پدر است. او وقتی برای کمک به پسربچهای که توپش را دزدیدهاند به پارک میرود، در گفتوگو با او متوجه میشود بیش از آنکه چیزی را دوست داشته باشد، دلتنگ چیزهایی است که دوست داشته و از دست داده است. پسرک به او میگوید بهدنبال چیزهای تازهای برای دوستداشتن بگردد. متن پایانی با عنوان «یک روز عادی» راویای را نشان میدهد که دچار توهم دیدن اعضای بدن انسان در خانه است؛ سر زنی را در فریزر میبیند، آن را دفن میکند و روز بعد اثری از آن نیست. او خود را قاتل زنی میداند که دوستش داشته و دکترش مدام از «بخشیدن خود» حرف میزند. این داستان، کتاب را با پرسش از مرز واقعیت و توهم، و از سهم خود فرد در مرگ عزیزانش به پایان میرساند.
چرا باید کتاب سه به علاوه سه را بخوانیم؟
سه به علاوه سه مجموعهای است که چند نوع تجربهی انسانی سخت و گاه ناگفتنی را در قالب داستانهای کوتاه کنار هم قرار داده است؛ تجربههایی مثل احساس گناه، تنهایی، خشونت پنهان، افسردگی، بیماری روانی، مرگ عزیزان و حسرت فرصتهای ازدسترفته. هر داستان، موقعیتی مشخص و محدود دارد اما از دل همان موقعیت، به سؤالات بزرگتری دربارهی مسئولیت، عدالت، بخشش و معنای زندگی نزدیک میشود. در این کتاب، شخصیتها اغلب در لحظهای قرار گرفتهاند که باید با گذشتهی خود روبهرو شوند؛ پیرمردی که اسب چوبی کودکیاش را به یاد میآورد، زنی که چهار بار مرگ را تجربه کرده، گرگی که قربانی انتخاب تنهایی میشود، نوجوانی که میان خرافه و واقعیت مادربزرگش گیر کرده، زنی که قتل همسرش را در قالب کشتن یک سگ اعتراف میکند و مردی که پایان جنگ را در اخبار میشنود اما جنگ را در خیابان و خانه ادامهیافته میبیند. خواندن سه به علاوه سه فرصتی است برای همراهشدن با این ذهنهای آشفته و دیدن جهان از زاویهی دید آنها؛ زاویهای که گاهی اغراقآمیز، کابوسوار و نمادین است اما احساسات آشنایی مثل ترس، خشم، شرم، دلتنگی و میل به رهایی را بهخوبی نشان میدهد. کتاب از تصویرسازیهای پرجزئیات، مونولوگهای درونی و صحنههای نمادین استفاده کرده است تا نشان بدهد چگونه یک اسب چوبی، یک پرتقال خونی، یک سؤال سادهی ریاضی، یک توپ گمشده یا یک تابلو نقاشی میتواند بهانهای برای بازشدن گرههای عمیق درونی باشد. برای کسانی که به داستانهای کوتاه با فضای تیره، شخصیتمحور و متمایل به روانکاوی علاقهمند هستند، این کتاب میتواند تجربهای درگیرکننده و تأملبرانگیز باشد؛ متنی که بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسشها و احساسات را زنده نگه میدارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
سه به علاوه سه به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای کوتاه تیره، روانشناختی و شخصیتمحور علاقهمند هستند؛ به خوانندگانی که دوست دارند در متنهایی با فضای ذهنی و گاه کابوسوار، با احساساتی مثل گناه، تنهایی، خشونت و دلتنگی روبهرو شوند. همچنین به علاقهمندان ادبیات معاصر فارسی، دانشجویان رشتههای ادبیات و مطالعات فرهنگی و کسانی که به تحلیل شخصیت و نمادها در متنهای داستانی توجه دارند، پیشنهاد میشود.
حجم
۵۰۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۵ صفحه
حجم
۵۰۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۵ صفحه