معرفی و دانلود کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب به زن سرهنگ فکر می کنمsubscriptionAvailable

کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم

مجموعه داستان کوتاه

نوع کتاببدون نظر
پدیدآورندگان: 
رعنا مددی راد
انتشارات: 
سنجاق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم

کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم مجموعه داستانی کوتاه به قلم رعنا مددی راد است که نشر سنجاق آن را به‌صورت الکترونیکی منتشر کرده است. این مجموعه داستان کوتاه فارسی به سراغ زن‌ها و مردهایی می‌رود که با سکوت، فرسودگی، میل، تنهایی، خاطره و حس جاماندن از زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. داستان‌ها از خلال موقعیت‌های روزمره شروع می‌شوند، اما لایه‌های پنهان‌تری از ذهن و رابطه را نیز نشان می‌دهند. غیبت، انتظار، بدن، خانه و گذشته در این کتاب معناهای تازه‌ای پیدا می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم

کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم نوشته‌ی رعنا مددی راد و مجموعه‌ای از ۱۱ داستان کوتاه است که بر تجربه‌های درونی شخصیت‌ها تکیه دارد و از خلال جزئیات زندگی روزمره، تنش‌های عاطفی و ذهنی آن‌ها را آشکار می‌کند. فضای بیشتر داستان‌ها بسته، خفه و پر از نشانه است؛ خانه، ایستگاه اتوبوس، کافه، آسایشگاه، گورستان و اتاق‌هایی که در آن‌ها آدم‌ها بیش از آنکه با دیگری روبه‌رو شوند، با خاطره، حسرت، میل یا فرسودگی خودشان تنها می‌مانند. نویسنده شخصیت‌هایی را خلق کرده است که اغلب در مرز بی‌تفاوتی و التهاب ایستاده‌اند.

مجموعه داستان کوتاه به زن سرهنگ فکر می کنم از نگاه، مکث، تکرار و جریان فکر برای ساختن معنا استفاده می‌کند. غیبت یک نفر، روشن و خاموش‌شدن چراغ پنجره‌ی روبه‌رو، بوی یک بالش، رنگ زرد اتوبوس یا درد یک عضو بدن در این اثر گاه به مرکز داستان تبدیل می‌شود. شخصیت‌ها اغلب زنانی هستند که در نسبت با همسر، معشوق، مادر، فرزند یا گذشته‌ی خود تعریف می‌شوند، اما هرکدام صدایی مستقل و ذهنی پرآشوب نیز دارند. رعنا مددی راد به موضوع‌هایی مثل تنهایی، فراموشی، میل سرکوب‌شده، فرسایش رابطه، بیماری، مرگ و میل به گریز پرداخته است.

خلاصه کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از برخی داستان‌ها را فاش می‌کند!

شخصیت‌های داستان‌های این مجموعه در موقعیت‌هایی ظاهراً عادی قرار دارند، اما ذهن و زندگی‌شان از درون آشفته است. زنی در خانه‌ای ساکت میان غیبت همسر و فراموشی مادر به پنجره‌ها و چراغ‌های روبه‌رو خیره می‌ماند و زندگی خودش را مرور می‌کند. زنی دیگر در مسیر خانه دلبسته‌ی کمک‌راننده‌ی یک اتوبوس زرد می‌شود و میان زندگی خانوادگی و کشش ناگهانی‌اش سرگردان می‌ماند. راوی داستانی دیگر از خلال حرف‌های مردی به نام سرهنگ، شیفته‌ی تصویر زنی می‌شود که هرگز او را ندیده است. گذشته و حال در بیشتر داستان‌ها در هم می‌شوند. شخصیت‌ها میان میل به ماندن، رفتن، فراموش‌کردن و به‌یادآوردن معلقند.

چرا باید کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم را بخوانیم؟

دلایل خواندن کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

  • این مجموعه داستان کوتاه چند تصویر متفاوت از تنهایی، فرسودگی رابطه و آشفتگی ذهنی شخصیت‌ها ارائه می‌دهد.
  • داستان‌ها نشان می‌دهند جزئیات کوچک روزمره چگونه می‌توانند به نشانه‌های مهمی از بحران درونی تبدیل شوند.
  • خواننده با مجموعه‌ای از شخصیت‌های زن روبه‌رو می‌شود که هرکدام تجربه‌ای خاص از انتظار، میل، خاطره یا فقدان دارند.
  • کتاب امکان مقایسه‌ی چند موقعیت انسانی متفاوت را در قالب داستان کوتاه فراهم می‌کند.

خواندن کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم به این گروه‌ها پیشنهاد می‌شود:

  • علاقه‌مندان به مجموعه داستان‌های کوتاهی که بر ذهن و احساس شخصیت‌ها تمرکز دارند.
  • خوانندگانی که به داستان‌هایی با فضاهای بسته و پرتنش علاقه دارند.
  • کسانی که می‌خواهند داستان‌هایی درباره‌ی تنهایی، غیبت، خاطره و فرسایش رابطه بخوانند.

بخشی از کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم

«این‌ زن گربه‌ که‌ نیست‌ هفت‌ جان داشته‌ باشد، یک‌‌بار ته‌ چاه بگندد و حالا قبراق‌تر از من‌ توی خیابان راه برود. هرچه‌ پا تند می‌‌کنم‌ بهش‌ نمی‌‌رسم‌ انگار هزار فرسنگ‌ با او فاصله‌ دارم اما به‌ چشمم‌ آن‌قدر نزدیک‌ است‌ که‌ اگر دست‌ دراز کنم‌ می‌‌توانم‌ پر چادرش را بگیرم و نگذارم فرار کند. با خودم می‌‌گویم‌ از چه‌ فرار کند؟ از من‌؟ محال است‌ مرا بشناسد. آن روزها هنوز پشت‌ لبم‌ سبز نشده بود و کسی‌ مرا نامحرم حساب نمی‌‌کرد. توی کوچه‌ یا جلوی دکان یحیی‌ که‌ مرا می‌دید لب‌‌های قیطانی‌‌اش را اندازهٔ دهان ماهی‌‌ها باز و بسته‌ می‌‌کرد و سلام آرامی‌ از لای لب‌‌هایش‌ بیرون می‌‌جهید. زن یحیی‌ بیچاره‌ترین‌ زنی‌ است‌ که‌ به‌ تمام عمرم دیده‌ام؛ زن زیبایی‌ که‌ کسی‌ چشم‌ دیدنش‌ را نداشت‌ و تا زنده بود ناله‌ نفرین‌‌خور زن‌های محل‌ بود و تا مرد حرفش‌ نقل‌ و نباتی‌ شد که‌ توی دهان مردم خیس‌ می‌خورد. شنیده بودم یکی‌ از زن‌های محل‌ می‌‌گفت‌: «اگر روی کف‌ دست‌ من‌ چشم‌ و ابرو بکشند از صورت آن لکاته‌ قشنگ‌‌تر می‌‌شود.»»

معرفی این کتاب در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب به زن سرهنگ فکر می کنم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببه زن سرهنگ فکر می کنم
عنوان دیگرمجموعه داستان کوتاه
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهرعنا مددی راد
انتشاراتسنجاق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۵۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۶۰۸۹۹۹۹
تعداد صفحه‌ها۱۱۳ صفحه
قیمت کتاب۳۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.