
کتاب آن روز آفتابی
معرفی کتاب آن روز آفتابی
کتاب آن روز آفتابی (نمایشنامههای کودک و نوجوان رضوی (جلد ششم)) نوشته مرتضی سخاوت (داریوندنژاد) اثری نمایشی است که توسط بنیاد بینالمللی فرهنگی هنری امام رضا علیه السلام منتشر شده است. این کتاب در قالب نمایشنامهای برای کودکان و نوجوانان داستانی از زندگی در محلههای قدیمی تهران را روایت میکند و شخصیتهای آن عمدتاً نوجوانان و یک زن سالخورده به نام بیبی رعنا هستند. فضای داستان در خانهای فرسوده و فقیرنشین شکل میگیرد و دغدغههای روزمره، امیدها و مشکلات ساکنان این خانه را به تصویر میکشد. محوریت قصه حول بافتن قالیچهای با نقش ضامن آهو و اتفاقات پیرامون آن میچرخد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آن روز آفتابی
کتاب آن روز آفتابی اثری از مرتضی سخاوت است که در قالب نمایشنامهای برای گروه سنی کودک و نوجوان نوشته شده است. این نمایشنامه بخشی از مجموعه نمایشنامههای رضوی به شمار میآید و فضای آن در یکی از محلههای قدیمی و کمبرخوردار تهران میگذرد. شخصیتهای اصلی داستان نوجوانانی هستند که هرکدام با مشکلات و دغدغههای خاص خود دستوپنجه نرم میکنند. بیبی رعنا، زن سالخوردهای که نقش مادرانهای برای بچهها دارد، در مرکز اتفاقات قرار گرفته است.
داستان با توصیف فضای خانهای قدیمی و روابط میان ساکنان آن آغاز میشود و بهتدریج با ورود موضوع قالیچهای با نقش ضامن آهو گرههای داستان شکل میگیرد. مرتضی سخاوت با زبانی صمیمی و دیالوگمحور روابط انسانی، فقر، امید و همدلی را در بستر زندگی روزمره به تصویر کشیده است. ساختار کتاب مبتنیبر صحنههای نمایشی و گفتوگوهای زنده میان شخصیتهاست که باعث میشود خواننده بهراحتی با فضای داستان و شخصیتها ارتباط برقرار کند. در این اثر علاوهبر روایت ماجرای قالیچه موضوعاتی مانند وفاداری، گذشت، مسئولیتپذیری و امید به آینده نیز مطرح شده است.
خلاصه داستان آن روز آفتابی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان آن روز آفتابی در خانهای قدیمی و فقیرنشین در تهران قدیم میگذرد. بیبی رعنا، زنی هفتاد ساله که جوانتر از سنش به نظر میرسد بههمراه چند نوجوان با نامهای فریدون، رسول، رحمان، یحیی (نابینا) و یونس (برادر یحیی) زندگی میکند. هرکدام از این نوجوانان برای تأمین معاش خود به کارهایی مانند فالفروشی، واکسزنی و نوازندگی مشغول هستند. بیبی رعنا مشغول بافتن قالیچهای با نقش ضامن آهو است که قرار است به حرم امام رضا (ع) هدیه شود.
این قالیچه نماد امید و آرزوی اوست و بافتن آن برایش اهمیت ویژهای دارد. در جریان داستان روابط میان بچهها و بیبی رعنا، دغدغههای مالی، مشکلات خانوادگی و آرزوهای کوچک و بزرگ هرکدام از شخصیتها به تصویر کشیده میشود. ماجرای اصلی زمانی شکل میگیرد که قالیچهی بیبی رعنا به سرقت میرود و همهی اعضای خانه درگیر یافتن مقصر و بازگرداندن قالیچه میشوند. این اتفاق باعث بروز تنش، سوءظن و در عین حال همدلی میان شخصیتها میشود. در نهایت با تلاش و همیاری بچهها امید به بازگشت قالیچه و حل مشکلات زنده میماند و داستان با پیامی از گذشت، بخشش و امید به آینده به پایان میرسد.
چرا باید کتاب آن روز آفتابی را بخوانیم؟
کتاب آن روز آفتابی با روایت داستانی ساده و صمیمی تصویری ملموس از زندگی در محلههای قدیمی و کمبرخوردار ارائه میدهد. این اثر با تمرکز بر روابط انسانی، همدلی و امید به مسائل اجتماعی و خانوادگی میپردازد و نشان میدهد که حتی در شرایط دشوار، امید و همبستگی میتواند راهگشا باشد. شخصیتپردازی دقیق و دیالوگهای زنده فضای داستان را واقعی و قابل لمس کرده است. پرداختن به موضوعاتی مانند فقر، مسئولیتپذیری، گذشت و ارزشهای اخلاقی این کتاب را به اثری آموزنده و تأثیرگذار برای نوجوانان و حتی بزرگسالان تبدیل کرده است. مطالعهی این نمایشنامه فرصتی برای آشنایی با دغدغههای نسل جوان و ارزشهای انسانی در بستر زندگی روزمره فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به نوجوانان، مربیان، معلمان و والدینی که دغدغهی تربیت اخلاقی و اجتماعی دارند پیشنهاد میشود. این کتاب همچنین به علاقهمندان به نمایشنامهنویسی، فعالان حوزهی کودک و نوجوان و کسانی که به موضوعات اجتماعی و خانوادگی علاقهمند هستند، توصیه میشود.
حجم
۳۲۸٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۶۰ صفحه
حجم
۳۲۸٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۶۰ صفحه